مقاله

رییس شدن به چه چیزی نیاز دارد؟ مدیر‌ها در قیاس با رهبر‌ها

عکس: بادران

نوشته: ریچارد برانسون در این سری مقالات، افراد حرفه‌ای طرز فکر خودشان درباره کارآفرینی را با شما به اشتراک می‌گذارند.

 اغلب از من می‌پرسند، «برای رییس شدن باید چکار کرد؟» پاسخ به این سئوال سخت است چون به عقیده من، دو نوع رییس داریم: مدیرها و رهبرها.
وقتی کسب و کاری را شروع کردم سعی کردم چنین باشم تا تغییری مثبت ایجاد کنم. تصمیم گرفته بودم افراد را سازماندهی یا راهنمایی نکنم؛ به جای آن می‌خواستم در کنارشان تلاش کنم تا زندگی دیگران را برایشان بهتر از گذشته کنم. حس می‌کنم که این نقشی است که یک رهبر ایفا می‌کند.

مدیریت به مفهوم حفظ فرآیندها، اصول و سیستم‌ها است و این چیزی نیست که به طور طبیعی در وجود شما قرار داشته باشد. در جایی که مدیران خواهان حفظ قوانین هستند رهبران به دنبال شکستن آنها یا حداقل یافتن راه‌‌هایی خلاقانه پیرامون آنها هستند. همانطور که در کتابم تحت عنوان «مسلک شرکت ویرجین» نوشته‌ام، رهبران باید بصیرت، خلاقیت و توانایی تاثیرگذاری بر دیگران داشته باشند تا بتوانند از آنها در قلمرو ناشناخته و اغلب خطرناک حمایت و پشتیبانی کنند.

در کسب و کار مهارت مدیریتی و رهبری هر دو مهم هستند، اما اگر می‌خواهید به عنوان یک کارآفرین وارد کسب و کار شوید داشتن ویژگی‌‌های رهبری اهمیت زیادی دارد. در کارآفرینی، برای این‌که رئیس باشید ابتدا باید یک رهبر متقاعد کننده باشید.

یکی از ویژگی‌‌هایی که یک کارآفرین را به یک رهبر متقاعد‌کننده تبدیل می‌کند شور و اشتیاق است. وقتی به چیزی باور داشته باشید، نیروی اعتقاد راسخ شما توجه دیگران را جلب خواهد کرد و باعث خواهد شد افرادی که بصیرت و دیدگاهی همچون شما دارند و آماده یاری رساندن برای نیل به موفقیت هستند به استخدام شما در آیند. و شور و اشتیاق تنها مهارتی دم دستی که به درد جذب و استخدام افراد بخورد نیست؛ بلکه این مهارت به شما کمک خواهد کرد تا روابطی هدفمند برقرار کرده و با دیگر کارآفرینان و اهالی کسب و کار مشارکت کنید. خوشبختانه، بسیاری از این افراد به احتمال زیاد، در زمره مدیران بزرگی هستند که می‌توانند به رشد کسب و کار شما کمک کنند.

یکی دیگر از ویژگی‌های مهمی که می‌تواند کارآفرینان را به رهبرانی خوب تبدیل کند همکاری است. بسیاری از مردم تصور می‌کنند کارآفرینان کسانی هستند که به تنهایی کار و عمل می‌کنند، تقریباً شبیه به یک قهرمان یکه و تنها در فیلم‌های ابرقهرمانی؛ بر چالش‌‌ها غلبه می‌کنند و از طریق نیروی خالص که از درونشان می‌جوشد، مدام ایده به بازار تزریق می‌کنند. این مسائل فقط در داستان‌ها اتفاق می‌افتد. تنهایی سیر کردن مفهومی عاشقانه است؛ کارآفرینان چندانی در دنیا وجود ندارند که بتوانند بدون کمک‌های فراوان دیگران کاری از پیش ببرند. کار انفرادی پاداش چندانی به همراه ندارد. کارآفرینان باید به سرعت آنچه تخصص دارند را بیابند و به آن مشغول شوند و آنچه در آن مهارتی ندارند را به مدیران بزرگ محول کنند. در واقع رهبران باید همه افراد پیرامون خود را تشویق به برطرف کردن چالش‌ها کنند و به آنها کمک کنند تا خود تبدیل به رهبرانی جدید شوند. این روشی است که ما در شرکت ویرجین علاقمند به اجرای آن هستیم.
دنیای کسب و کار به هر دوی مدیران و رهبران نیاز دارد تا هر یک نقش خود را در امر «ریاست» ایفا کنند. در عین حالی که من هرگز دنبال این نبوده‌ام که یک مدیر باشم، اما نسبت به مدیرانمان در شرکت ویرجین و کار فوق‌العاده‌ای که برایمان انجام می‌دهند کمال احترام و قدردانی را قائلم. بدون تلاشی که آنها در نگه داشتن هواپیماهایمان بر فراز آسمان، فعالیت مراکز تماسمان، سازماندهی دفاتر اداریمان و هدایت عملیات‌های اجراییمان انجام می‌دهند، برند ما هرگز نمی‌توانست پیروز باشد.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.