مقاله

اشتیاق، سرگرمی، اولویت‌ها: چطور مراقبم موازنه کار - زندگیم از بین نرود

عکس: بادران

نوشته: ریچارد برانسون در این سری مقالات افراد حرفه‌ای پادزهرهایی که برای مقابله با استرس ناشی از کار دارند را فاش می‌کنند.

   دستیابی به تعادل میان کار و زندگی مثل راه رفتن روی طناب سیرک است. خوشبختانه، در طول سال‌های زیادی که در بازار کار مشغول فعالیت بوده‌ام چند نکته  در مورد چگونگی یافتن تعادل آموخته‌ام. از آن‌جایی که در مدت زمان کار در گروه ویرجین (Virgin Group) در مرکز دایره کار و در مقابل همگان حضور مداوم داشته ام جنبه کاری من در زندگی در معرض دید عموم قرار داشته و بخوبی مستند‌سازی شده است، اما جنبه زندگی شخصی‌ام در این سوی معادله چه وضعیتی داشته است؟
من به کار به چشم کار و به تفریح به چشم تفریح نگاه نمی‌کنم؛ برای من این دو مقوله یکی هستند. اگر فرصت کاری  یا پروژه جدید من را تحریک نکند و اگر آن چیزی نباشد که بتوانم به آن کلی خوش بگذرانم و تفریح خلاقانه داشته باشم سعی می‌کنم طرف آن کار نروم و از کنارش گذر کنم. زندگی خیلی کوتاه‌تر از آن است که وقت خودتان را با کار‌هایی تلف کنید که آتشی در درون شما روشن نمی‌کند.
با چنین ذهنیتی، این روز‌ها کار برایم تعریفی بسیار متفاوت از چیزی دارد که در اوایل روزهای کاریم در ورود به ویرجین رکوردز (Virgin Records) داشتم یا حتی روز‌هایی که با ویرجین آتلانتیک (Virgin Atlantic) وارد صنعت هواپیمایی شدم. مسلماً آن روز‌ها خبری از جلسه هیئت امنا یا مباحثات طولانی مدت با بانکدارها نبود (به جز جلسه‌های خودمان در ویرجین مانی! (Virgin Money)). این روز‌ها وقتم را صرف چیز‌هایی می‌کنم که نسبت به آنها شور و اشتیاق دارم؛ یعنی دنبال فرصت‌های جدید می‌گردم، در عین حال که دارم در کنار کارمندانمان کار می‌کنم؛ کارمندانی که در بخش‌های برندمان مشغولند و آنهایی که در بنیاد غیر‌انتفاعی‌مان با نام ویرجین یونایت (Virgin Unite) فعالیت دارند.
کار برای ویرجین یونایت یکی از اولویت‌های اصلی من در زندگی است. من 80 درصد از زمانم را صرف سفر به اقصی نقاط جهان  با هدف بالا بردن آگاهی و هزینه کردن با اهداف بشر‌دوستانه می‌کنم. عمده‌ترین این فعالیت‌ها پایان دادن جنگ علیه مواد مخدر، لغو مجازات اعدام، مبارزه با قطع شاخ کرگدن‌ها، مبارزه با تغییرات آب و هوایی و محافظت از اقیانوس‌ها است. با صرف اوقات روزانه‌ام برای موضوعاتی که به آنها علاقه مندم و اشتیاق انجامشان را دارم، به ندرت نیاز به کوک مجدد، بوت (راه‌اندازی) مجدد، و تمرکز دوباره روی کارم پیدا می‌کنم و در عوض همیشه نسبت به کارم احساسی پر از انرژی دارم.
و همانطور که دلم می‌خواهد کار روزانه‌ام را با تفریح و لذت و شور و شوق ترکیب کنم، همانطور هم دلم می‌خواهد کار را با تفریح و اشتیاق روزانه‌ام ترکیب و آمیخته کنم. من همیشه درحال جستجو به دنبال فرصت‌های کاری جدید هستم؛ حال این فرصت‌ها می‌خواهد حین دیدار با علاقه مندان به کایت سواری پیش بیایند یا در مدتی که در کنار خانواده‌ام مشغول استراحتم. اغلب بهترین ایده‌های کاری در جایی جرقه می زنند که اصلاً انتظارش را ندارید.
اگر ببینم به دلیل غوطه‌ور شدن زیادی در مسائل کاری دارم از روی طناب سیرک سقوط می‌کنم، همان بین کار بلند می‌شوم، و می روم سراغ کایت سواری. بعد از گذران وقت با خانواده، دومین چیزی که مرا شاد و خوشحال می‌کند کایت سواری است. کایت سواری باعث می شود ذهنم پاک بشود. بدین ترتیب می‌توانم دورنمای همه چیز در نظرم بیاورم و خیلی راحت تر به ایده‌های جدیدی که دارم بیندیشم. من حتی توانسته ام این‌کار را به نوعی کسب و کار تبدیل کنم.  کایت‌سواری دریایی ویرجین (Virgin Kitesurfing Armada) که یک جشنواره کایت‌سواری منحصر به فرد است را راه‌اندازی کرده ام که مردم را دور هم جمع می‌کند تا یک آخر هفته جالب را همراه با کایت سواری، موسیقی، سرمایه‌گذاری، و شکستن رکورد‌ها در کنار یکدیگر بگذرانند. به علاوه، هر ساله مای‌تای (MaiTai) چندتایی برنامه شبکه‌سازی در جزیره نکر (Necker Island) تدارک می‌بیند که باعث می‌گردد بازاریابان شبکه‌ای، کایت‌سواران، کارآفرین‌ها و خیلی‌های دیگر از سراسر جهان گرد هم جمع شوند و از این طریق به رشد ایده‌های کسب و کار کمک می‌کند.  

صد البته کایت سواری مناسب همه نیست، اما همه می‌توانند دمی را در کنار دیگران بیاسایند. تازگی‌ها فهمیده ام یکی از روش‌هایی که می‌تواند باعث شود من ذهن خودم را باز‌راه اندازی و باز‌سازی کنم این است که گوشه‌ای بنشینم و فنجانی چای بخورم. فرقی نمی‌کند چه موقعی باشد؛ در طول جلسات، قرار‌های ملاقات‌ و دادن پاسخ‌ ایمیل‌ها، فقط بودن آن مهم است. اگر یک نفس عمیق بکشید، کمی تامل کنید و در لحظه خودتان را بیابید، راحت تر خواهید توانست به تعادل دست پیدا کنید. بعلاوه در کنار حفظ برنامه ساعت چای خوری، ورزش کردن و گذراندن وقت با کسانی که برایم عزیز هستند را نیز در برنامه کاری روزانه‌ام می‌گنجانم.
با تمرکز بر چیزهایی که از آن لذت می برم، نسبت به آنها اشتیاق دارم، و با آنها سرگرم می شوم، و اولویت‌ قایل شدن برای چیز‌هایی که بیش از دیگران بدان‌ها علاقه دارم (خانواده و سلامتی‌ام)، توانسته ام از ایجاد خمودگی و زوال در توازن بین زندگی و کار جلوگیری کنم. حس می کنم این دستاورد بسیار بزرگی است که 50 سال در بازار کار بوده باشی. توصیه من به شما انجام همین روند است. تضمین می کنم زمانی که چنین کنید،
در کار و زندگی‌تان بسیار شادتر و فعال‌تر و سازنده‌تر خواهید بود.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.