مقاله

الهام گرفته‌‌اید یا سرخورده شده‌اید؟

عکس: بادران

مصاحبه با یکی از بازاریابان شبکه ای موفق توسط: تد نویتن (TED NUYTEN) در سال 2014

   می‌دانم که خیلی‌ها بعد از تماشای فیلم‌های انگیزه بخش حسابی الهام گرفته و زود هدف‌هایی برای خودشان تعیین می‌کنند تا برنده اولین پورسانت مشوقی باشند که شرکت‌شان پرداخت می‌کند، با این حال، تجربه 25 ساله من به من می‌گوید که این نوع افراد به سه دسته تقسیم می‌شوند.

100.1 ٪ الهام گرفته. این‌ها آدم‌هایی هستند که می‌دانند چه می‌خواهند و آنقدر از جان گذشته هستند که برای رسیدن به هدف هر کاری لازم باشد انجام می‌دهند.
 
2.الهام می‌گیرند اما باور ندارند این مسئله در مورد آن‌ها هم واقعیت دارد. اینها آدم‌هایی هستند که همیشه فکر می‌کنند زندگی تجملاتی مال «از ما بهتران» است. شاید فکر می‌کنند چیزی که بدست آورده‌اند مال آن ها نیست یا لیاقت داشتن آن را ندارند. متاسفانه اکثریت نیروی فعال در رشته MLM جزء این رده هستند. خبر خوب این‌که، با اولین تصمیمی که به اولین اقدام منتهی شود و آن اقدام هم به اولین موفقیت منجر شود می‌توان این حالت را فوراً حل کرد و ناگهان آن فرد 100 ٪ الهام گرفته می‌شود.
 
3.آدم‌های منفی‌باف که در میان افراد فعال در زمینه بازاریابی شبکه‌ای نادرند اما به هر حال وجود دارند، فکر می کنند این فیلم‌ها نوعی فیس و افاده و پز دادن است که نه به دردشان می‌خورد و نه نیازی به آن دارند.
الهام از کلمات گرفته نمی‌شود، بلکه از حس و آهنگ کلام گوینده بیرون می‌آید؛ حس و آهنگی که بواسطه تصاویر و فیلم بهتر می‌توان آن را منتقل کرد و فیلم‌هایی که هر روزه روی اینترنت آپلود می‌شود و تعداد دفعاتی که هر کدام از آن ها دانلود می شوند بهترین دلیل بر این مدعا هستند. بهترین راه الهام‌بخشی و انگیزه بخشی این است که تا جایی که می‌توان کلمات را باید در قالب تصویر گنجاند زیرا کلمات به تنهایی جالب و هیجان انگیز نیستند و «که هر چه دیده بیند دل کند یاد».

در این مبحث می‌خواهم روی گروه سوم فوکوس کنم، یعنی روی آدم‌های منفی‌باف؛ چون این افراد نه تنها موضوع را 100 ٪ غلط متوجه شده‌اند (مطلقاً چیزی از آن نفهمیده‌اند)، بلکه هم برای خودشان و هم برای آدم‌های دور و برشان خطر دارند. مثلاً این آدم‌ها می‌گویند «من این همه مطلب را لازم ندارم یا به دردم نمی‌خورد.» این حرف‌ها نوعی راه فرار است برای امثال این افراد که تغییر نکردن، رکود و رخوت خودشان را توجیه کنند.
اگر آدم‌های این‌چنینی اعتراف کنند که عاشق چیزهایی هستند که ندارند، آن‌وقت باید کاری صورت بدهند و شروع کنند به دور ریختن پارادایم‌های خود‌ساخته مخربی که به خود و به اطرافیان‌شان تحمیل می‌کنند.
بیایید یک لحظه فرض کنیم این آدم‌ها واقعاً زندگی ای که MLM عرضه می‌کند را دوست ندارند؛ می‌دانم غیر ممکن است اما حالا بیایید فرض کنیم چنین چیزی واقعاً وجود دارد.

می‌توانم به شما آدم‌های منفی‌باف تضمین بدهم که همسر، فرزندان، والدین و خانواده‌تان با شما در مورد قناعت کردن به حداقل‌ها در زندگی با شما هم‌عقیده نیستند. بعلاوه ما به عنوان پدر و مادر باید برای آینده فرزندانمان الگوی فرهنگی باشیم. از خودتان بپرسید؛ آیا برای فرزندان‌تان بیشتر از اینی که دارید نمی‌خواهید؟ اگر بله، آن ها باید تغییری در نوع زندگی و رفتار شما ببینند وگرنه آن ها هم همین الگو را ادامه خواهند داد یا به دلیل تورم موجود در جامعه، وضع و حال‌شان از شرایط شما هم بدتر خواهد شد.
در مجموع طبیعت را انکار نکنید، ما همه چیز‌های بهتری را برای زندگی‌مان می‌پسندیم و می‌خواهیم آن چیز‌ها را برای خودمان و برای افراد خانواده‌مان بدست بیاوریم. اجازه ندهید ترس از تغییر جلوی الهام گرفتن شما را بگیرد چون اگر خواستن سهم بیشتری از زندگی نتواند انگیزه و الهام بخش شما باشد دیگر چه چیزی این قابلیت را خواهد داشت؟
سهم بیشتر می‌تواند خانه‌ای باشد بدون وام مسکن، داشتن وقتی برای گذراندن با خانواده بدون هیچ محدودیتی، دیدن بزرگ شدن فرزندان‌تان وقتی به هر دانشگاهی که دوست دارند می‌روند بدون این‌که زیر بار وام دانشجویی کمر خم کنند، این‌که بتوانید به افراد دور و برتان کمک کنید، نه فقط کمک جانی و وقتی، بلکه کمک مالی. اگر این چیزها نتواند الهام بخش شما باشد، پس معنای زندگی چیست و راهی که دارید می روید به کدام ترکستان است؟
به شما هشدار دادم.
بر اساس آمار ، درصد زیادی از افرادی که از طرح 40-40 تبعیت می‌کنند (40 ساعت کار در هفته به مدت 40 سال) یا قبل از این مدت می‌میرند یا در سن 65 سالگی به نوعی از بازنشستگی می‌رسند که فرقی با ورشکستگی ندارد. خود دولت دهه‌های متمادی است دارد نسبت به آینده غم انگیز هشدار می‌دهد چون خودش هم می‌داند که نخواهد توانست در طولانی مدت این همه حقوق بازنشستگی و خدمات در حال ارائه به جمعیت سالمندان را حفظ کرده و به این وضعیت ادامه دهد. به همین دلیل است که آنها دارند سن بازنشستگی را بالا می برند و مدام معافیت‌های مالیاتی برای کسانی ارائه می کنند که بتوانند کسب و کاری برای خودشان راه بیندازند. تابحال از خودتان پرسیده‌اید چرا دولت به کارآفرین‌ها معافیت‌های مالیاتی می‌دهد؟ چرا دولت از این همه درآمد مالیاتی چشم پوشی می‌کند؟ زیرا دولتی‌ها می دانند که خدمات دولتی به وضوح به کاهش خود ادامه خواهد داد و بزودی گریبان خانه‌های سالمندان را هم خواهد گرفت مگر این‌که مردم در سنین بازنشستگی‌شان «خود کفا» بشوند.
حالا الهام گرفتید یا سرخورده شدید؟
آیا به دنبال همه آن چیز‌هایی هستید که MLM می‌تواند در اختیارتان قرار دهد یا باز معتقدید پرداخت‌ها و پاداش‌های عجیب و غریب مال «از ما بهتران» است؟
آیا خودتان را در شان و مقام زندگی رهبران ارشد شرکت‌تان می‌بینید و دوست دارید در زندگی جای آن ها باشید یا «شما با آن‌ها فرق دارید؟»
آیا موفقیت‌های آن‌ها را به عنوان پیشینه اثبات شده و امکانات موجود برای خودتان قبول دارید یا فکر می‌کنید آن آدم‌ها صرفاً «خوش شانس» بوده‌اند؟
پس بگذارید یک‌بار دیگر از شما سئوال کنم ...
«آیا الهام می‌گیرید یا سرخورده می‌شوید»؟
آیا آماده شدید که تغییراتی در زندگی خودتان ایجاد کنید و این تغییرات را با تغییر ذهنیت خودتان آغاز کنید یا هنوز بر این باورید که «در زندگی شانس نیاورده‌اید»؟
خودتان تصمیم بگیرید ...

5 اظهار نظر

  1. سجاد نخعی (25110983948)

    پنجشنبه، 25 خرداد ماه 1396

    سپاس از مقاله عالیتون... :)

    • حسین فرهادی (22811037642)

      جمعه، 26 خرداد ماه 1396

      مرسی از مقاله عالیتون. من که خیلی الهام گرفتم، امیدوارم دیگران هم این حس مثبت رو بگیرن. خیلی وقت ها نیاز نیست شما ساعت ها به تماشای یک فیلم یا سخنرانی بشینید، بعضا یک مقاله اینچنینی و حتی یک جمله از اون میتونی تغییر و تحول رو در انسان پدید بیاره.

  2. حسین رجبی (22411163340)

    پنجشنبه، 1 تير ماه 1396

    بسیار عالی بود واقعاباعث روحیه مثبت شد ممنون

  3. سجاد پراینده (25110890419)

    سه شنبه، 6 تير ماه 1396

    بدون رشد شخصی این کار امکان پذیر نیست، اگر فکر میکنید احتیاجی ندارید که رشد شخصی داشته باشید یا نمیخواید باید بگم که فورا تجارت و کارتون رو عوض کنید چون نتورک مارکتینگ به درد شما نمی خوره، کاری که لازمش اینه که شما، یک گروه رو راهبری کنید بدون رشد شخصیتی پیگیری کننده زیادی نخواهید داشت. بعد از چند ماه که کار رو شروع میکنی تازه همون طوری صحبت میکنی که قبل تجارتم، همون کلمات رو استفاده میکنی که خیلی مناسب نیست تا اینکه یکی از لیدرها بهت میگن که ببین باید یک سری کلمات رو حذف کنی به عنوان یک بیزینس هیچ کس به ما اعتماد نمیکنه___ و این اولین رشد شخصی شماس اگرچه کتابم زیاد بخونید اطلاعاتتم نسبتا بالاتر برود ولی تغییر کوچیک بیشترین تاثییر رو روی شما میزاره همیشه به خودمون به عنوان کسی نگاه کنیم که صاحب یک تجارت بزرگ هستیم و از بیرون به خودتون نگاه کنیم. مطمئنا خیلی از رفتارهای شما تغییر خواهد کرد. ممنون ازمقاله پر مفهموم تون من که الهام گرفتم وامیدوارم تمامی دوستان تغییر و در خودشون داشته باشن

  4. ادیک آلکسانیان (22111186160)

    سه شنبه، 3 مرداد ماه 1396

    خیلی سریع تغییر نمی کنید ولی اگر بخواهید کم کم روزی یه ذره تغییر کنید بعدها تغییری خیلی بزرکتر را خواهید دید. برای من هم تغییر کردن واقعا نشدنی بود ولی الان کم کم کم تغییراتم رو احساس میکنم. جوری تغییر میکنید که رفتار حتی اعضای خانواده تون نیز با دیدن تغییرات شما دگرگون میشه. امتحان کنید پشیمون نمی شوید.

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.