مقاله

۱۲ خطای شناختی رایج که روی تصمیمات روزانه شما اثر مستقیم دارند – بخش 1

عکس: بادران

 حتی در دوره کنفسیوس و سقراط هم توهم خودبزرگ‌‌بینی رایج بوده است! این روزها رویارویی با افراد خودبرتربین مسئله رایجی است؛ کسانی که خود را علامه دهر می‌دانند یا به‌گمانشان هرچه دیگران می‌گویند، در تأیید حرف آنهاست. امروزه به‌لطف اینترنت، ما به‌سرعت هر داده‌‌ای را بدون توجه به درستی و نادرستی آن تحلیل می‌کنیم و نتیجه‌ می‌گیریم. این مسئله ابتلا به خطاهای شناختی را بیشتر کرده است. در این مطلب، ۱۲ خطای شناختی از رایج‌ترین خطاهای شناختی را معرفی می‌کنیم که بر تصمیم گیری روزانه ما اثر مستقیم دارند.

خطای شناختی چیست؟
منظور از خطای شناختی خطای نظام‌مند در فرایند تفکر است. خطاهای شناختی معمولا ریشه در نتیجه‌گیری اکتشافی دارند که نوعی میانبر ذهنی است. کشف، فرصت تفکر بیشتر و سنجش اثربخش را از ما می‌گیرد. کشف آنی منشأ خطاهای شناختی زیادی است. در این مطلب، ۱۲ مورد از رایج‌ترین آنها را معرفی می‌کنیم.

رایج‌ترین خطاهای شناختی
۱. اثر دانینگ ـ کروگر
اثر دانینگ‌ ـ کروگر (Dunning-Kruger Effect) اشاره به وضعیتی دارد که افراد دانش و قابلیت‌های خود را بیش از اندازه واقعی آنها ارزیابی می‌کنند. افراد آگاه و بادانش معمولا درباره ندانسته‌هایشان روراست هستند و فروتنی پیشه می‌کنند. این افراد معمولا درباره موضوعات مختلف بااطمینان نظر نمی‌دهند. آنها نه از سر کمبود دانش، بلکه با علم به این موضوع که دانسته‌هایشان محدود است، این کار انجام می‌دهند؛ به‌عبارتی، درخت هرچه پربارتر، افتاده‌تر!
از سوی دیگر، وقتی درباره موضوعی دانش کافی نداریم، به‌نظرمان ساده می‌رسد؛ بنابراین با تصور پیش‌پاافتاده بودن موضوع، گمان می‌کنیم درک آن برای ما ساده است و بااطمینان درباره آن اظهارنظر می‌کنیم.
۲. سوگیری تأییدی
مدام باید مراقب سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) باشید. همه ما خوشمان می‌آید که دیگران دانسته‌ها و باورهایمان را تأیید کنند. به‌شکلی مشابه، هنگام تحقیق و ارزیابی به‌دنبال منابعی می‌گردیم که باور ما را تأیید کنند. به همین دلیل اگر بیش از یک سو وجود دارد، باید به‌طور آگاهانه هر دو سوی قضیه را بررسی کنید. باید بدانید که ما از نظر شناختی تنبل هستیم. ما دوست نداریم ساختار دانش و روش تفکرمان را تغییر دهیم.
 ۳. خودخدمت‌گرایی
به‌نظرتان وقتی نمره کم یا ارزیابی شغلی ضعیف می‌گیرید، تقصیر معلم و رئیس است، اما نمره خوب و تشویق شغلی نتیجه تلاش خودتان است؟ اگر چنین است، تبریک می‌گویم؛ شما دچار خطای شناختی خودخدمت‌گرایی (self-serving) هستید. ما دوست داریم موفقیت و نتایج مثبت را به خودمان نسبت دهیم، اما دیگران یا عوامل بیرونی را ریشه شکست و نتایج منفی‌مان می‌دانیم.
۴. نفرین آگاهی و سوگیری پس‌نگری
سوگیری پس‌نگری (Hindsight Bias) هم به‌نوعی ریشه در دانش دارد. وقتی از رویدادی خاص و داده‌های مربوط به آن مطلع می‌شویم، گمان می‌کنیم که وقوع آن از آغاز قابل‌پیش‌بینی بوده است: باید می‌دونستم این‌طوری می‌شه!
۵. خطای شناختی خوش‌بینی یا بدبینی
نام آن به اندازه کافی گویاست. وقتی خوش‌حالیم و اوضاع بر وفق مرادمان است، در تخمین نتایج مثبت زیادی خوش‌بین می‌شویم. وقتی اوضاع خوب نیست و ناراحتیم، به همه‌چیز با دید منفی نگاه می‌کنیم. در هر دو مورد، باید حواستان باشد که احساسات‌ منطق‌تان را دچار اختلال می‌کند.
۶. هزینه هدررفته
خیلی از ما باور داریم در ازای هر آورده‌ای (پول، زحمت یا موارد دیگر) باید پاداشی نصیبمان شود؛ اما این همیشه درست نیست! گاهی ما هیچ‌چیزی به دست نمی‌آوریم. هزینه هدررفته (Sunk Cost) چیزی ازدست‌رفته است و دیگر جبران نمی‌شود. این موضوع حس بدی به ما می‌دهد. برای مقابله با این حس ناخوشایند، به‌طور غیرمنطقی به فکر پس‌گرفتن می‌افتیم؛ اما همان ‌طور که گفتیم هزینه هدررفته، ازدست‌رفته است؛ دیگر نمی‌شود آن را پس گرفت. قماربازها این وضعیت را بسیار تجربه‌ کرده‌اند.
ادامه دارد ...

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.