مقاله

فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی – بخش 1

عکس: بادران

 چطور در موقعیت‌های پیچیده‌ای که با محدودیت داده‌های عینی مواجه هستید و گزینه‌های زیادی در اختیار دارید تصمیم‌گیری می‌کنید؟ چیزی که شما به آن نیاز دارید، راهی سازمان‌یافته و منظم برای ارزیابی انتخاب‌ها است تا اطمینان حاصل کنید کدام یک بهترین راه‌حل را به شما ارائه می‌دهند. یک ابزار مناسب تحلیل سلسه مراتبی است.
هنگام تصمیم‌گیری در موقعیت‌های پیچیده روش‌های مختلفی پیش رویتان است. می‌توانید به هر گزینه جداگانه فکر کنید، به این امید که گزینه‌ی مناسب به شما الهام شود، اما امکان دارد با این کار سردرگُم‌تر شوید. یا اینکه می‌توانید تصمیم را به شانس بسپارید و عددی را به صورت شانسی انتخاب کنید، یا تاس بیندازید. البته، با استفاده از این روش‌ها به عنوان بهترین تصمیم‌گیرنده‌ی سال انتخاب نخواهید شد.
یک استراتژی بسیار ساده این است که هیچ اقدام خاصی صورت ندهید و منتظر بمانید تا شرایط خودش راه‌حلی پیش پای‌تان بگذارد. هیچ کدام از این رویکردها کارآمد نیستند. پس وقتی با تصمیمی مواجه هستید که نیاز به قضاوت‌های فردی و ارزیابی‌های ذهنی دارد چه کار می‌کنید؟ چطور از مرحله‌ی شک و تردید عبور می‌کنید و چطور می‌توانید بی‌طرفانه‌تر قضاوت کرده و تصمیم بگیرید؟ یک روش مناسب انتخاب به کمک فاکتور‌های وزن‌دهی شده‌ی ذهنی است. در ادامه بیشتر دراین‌باره بخوانید.

ترکیب کمّی و کیفی
ما به عنوان موجوداتی منطقی، معمولا دوست داریم متغیرها و گزینه‌ها را محاسبه کرده و تصمیمات بی‌طرفانه بگیریم. با این حال، مشکل اصلی اینجاست که همه‌ی معیارها به راحتی قابل اندازه‌گیری نیستند.
برای مقابله با این مشکل، توماس ساعتی (Thomas Saaty) فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی AHP ( Analytic Hierarchy Process) را در دهه‌ی ۱۹۷۰ ایجاد کرد. اهمیت این سیستم به این خاطر است که دو رویکرد، ریاضیات «سیاه و سفید» و ذهنیت و ادارک روان‌شناختی، را با هم ترکیب می‌کند تا اطلاعات را ارزیابی کرده و تصمیماتی قابل دفاع اخذ کند.
اجازه دهید مثالی پیش‌پا‌افتاده مطرح کنیم. اگر روزی بخواهید بهترین راه رسیدن به محل کارتان را انتخاب کنید و زمان مهم‌ترین فاکتور در تصمیم‌گیریتان باشد، فرایند تصمیم‌گیری خیلی ساده و آسان می‌شود. می‌توانید هر هفته یکی از مسیر‌ها را امتحان کنید، زمان را محاسبه کرده و در نهایت مسیری را انتخاب کنید که سریع‌تر شما را به مقصد می‌رساند.
با این حال، اگر بخواهید با چند نفر قرار بگذارید که از یک خودرو به صورت مشترک استفاده کنید، مجبور خواهید شد اولویت‌های آن‌ها را نیز در نظر بگیرید و در نتیجه کار از این هم پیچیده‌تر می‌شود. حامد، نگران امنیت خودش است چون یکی از مسیرها از قسمت خطرناکی از شهر عبور می‌کند. محسن دوست دارد سرِ راه توقف کوتاهی داشته باشند و در یک کافه‌ی کوچک قهوه‌ای میل کنند. کافه‌های مختلفی در سراسر شهر در هر کدام از مسیرها وجود دارند.
حالا با داده‌ها قابل‌لمس و غیر قابل‌لمسِ کمّی و کیفی و فاکتورهایی که می‌توانیم به آنها فکر کنیم مواجه هستیم و باید دیدگاه‌های مختلف و اولویت‌های افراد مختلف را در نظر بگیریم.
فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی می‌تواند این عوامل مختلف را با هم ترکیب کرده و به معیار عددی استاندارد تبدیل کند. شما می‌توانید از این روش برای اتخاذ تصمیماتی بدون سوگیری استفاده کنید و در عین حال تمامی معیارهای تصمیم‌گیری را هم مد نظر داشته باشید.
 
نگاهی اجمالی به فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی
در اینجا نگاهی اجمالی به این فرایند می‌اندازیم:
۱. «سلسله‌مراتب» خود را بسازید.
•    اهداف خود را مشخص کنید.
•    انتخاب‌هایی را که به آن‌ها تمایل بیشتری دارید مشخص کنید.
•    اصلی‌ترین فاکتورهایی را که برای ارزیابی هر گزینه استفاده می‌کنید تعیین کنید.
•    معیارها و زیرمعیارهایی را که باید برای هر کدام از این فاکتورهای اساسی در نظر بگیرید مشخص کنید. این معیارها را به هر کدام از فاکتورهای اصلی مرتبط کنید. ( برای مثال به شکل ۱ توجه کنید.)
•    ساخت سلسله‌مراتب معیارهای تصمیم‌گیری را تا زمانی ادامه دهید که همه‌ی فاکتورها مشخص شده و به هم مرتبط شده باشند.
۲. اولویت‌های خود را مشخص کنید
•    با استفاده از تجزیه و تحلیل مقایسه‌ی جفتی، معیارهای ترجیحی خود را مشخص کنید. (شاید الف را به ب ترجیح می‌دهید و ب را به ج.)
•    به معیارهای ترجیحی خود امتیازی از ۱ تا ۹ اختصاص دهید.
•    برای هر کدام از سطوح در سلسله‌مراتب خود این کار را تکرار کنید. (مثالی که در ادامه خواهد آمد، این موضوع را شفاف‌تر) نشان می‌دهد.
۳. امتیازات را با هم ترکیب کنید
•    امتیازات وزنی معیارهایی را که همه‌ی داده‌های رتبه‌بندی شده را با هم ترکیب می‌کند محاسبه کنید.
۴. گزینه‌های موجود را با هم مقایسه کنید
•    با استفاده از آن امتیازات ترکیبی، برای هر گزینه امتیاز نهایی را محاسبه کنید.
اگر با تحلیل مقایسه‌ی جفتی آشنا هستید، احتمالا با این رویکرد مشکلی نخواهید داشت. قدرت AHP در این است که از مقایسه‌ی جفتی برای تعیین ضریب نسبی معیارهای مختلف استفاده می‌کند و سپس آنها را در سطوح مختلف جابه‌جا می‌کند تا ضرائب کلی را محاسبه کند. از این راه شما می‌توانید به امتیازی عینی و بی‌طرفانه‌ای برای هر کدام از گزینه‌ها دست پیدا کنید.
این رویکردی پیچیده است و نیاز به تفکر و محاسبات دقیق دارد. فقط در زمانی از آن استفاده کنید که نمی‌توانید از طریق تحلیل مقایسه‌ی جفتی به نتیجه‌ای که انتظار دارید برسید یا با مشکلی پیچیده و مهمی روبه‌رو هستید که فاکتورهای ذهنی مختلفی در آن دخیل هستند.
ادامه دارد ...

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.