مقاله

خودانگاره، ویژگی‌ها، ابعاد و نحوه شکل‌گیری آن – بخش 1

عکس: بادران

 خودانگاره یا خودپنداره همان تصویر ذهنی است که ما از خودمان داریم. آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید من چه‌کسی هستم؟ پاسخی که به این سؤال می‌دهید تصویر ذهنی شما از خودتان یا همان خودانگاره است. این تصویر به چند روش رشد می‌کند؛ اما به‌طور خاص از تعاملات ما با افراد مهم زندگی‌مان تأثیر می‌پذیرد. ما در این مطلب، تعریف خود انگاره، خودانگاره در روانشناسی و نیز ابعاد و ویژگی‌های آن را تشریح می‌کنیم.

خودانگاره چیست؟
خودانگاره نحوه درک ما از رفتار، توانایی‌ها و ویژگی‌های منحصر‌به‌فردمان است؛ برای مثال، باورهایی مانند «من دوستی خوب هستم» یا «من فردی مهربان هستم» بخشی از خودانگاره‌ای کلی‌اند. خودانگاره در زمانی که سنتان کمتر است و در حال طی‌کردن مراحل کشف و شناخت خود و هویتتان هستید، انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. با افزایش سن و شناخت بیشتر خودتان و درک کامل اینکه چه‌کسی هستید و چه‌چیزهایی برایتان مهم است، این تصویر ذهنی دقیق‌تر و سازمان‌یافته‌تر خواهند شد.

کارل راجرز و نظریه خودپنداره شخصیت
کارل راجرز، روان‌شناس آمریکایی و یکی از نظریه‌پردازان معروف شخصیت، نظریه‌ای درباره چگونگی تأثیر خودانگاره به‌عنوان چهارچوبی برای شخصیت فرد ارائه کرد. تصویری که ما از کسی که هستیم داریم، به‌همراه اعمالمان که با شخصیتمان ترکیب شده، یک حلقه بازخورد از تصور ما از خودمان ایجاد می‌کند.
راجرز معتقد بود شخصیت ما با میل ما به خودشکوفایی هدایت می‌شود. این شرایطی است که وقتی به بالاترین پتانسیل خود می‌رسیم آشکار می‌شود. به‌گفته او، خودپنداره و عزت‌نفس و خود ایدئال ما همه باهم هم‌پوشانی و اشتراک دارند. نحوه پرورش شخصیت‌ و خودپنداره‌ ما متفاوت است. به همین خاطر، افراد منحصربه‌فردی هستیم.
راجرز معتقد بود خودانگاره از ۳ قسمت مختلف تشکیل شده است:
1.    خود ایدئال: شخصی که می‌خواهید باشید.
2.    تصورتان از خود: طوری که خودتان را می‌بینید، که شامل ویژگی‌هایی مانند ویژگی‌های فیزیکی، ویژگی‌های شخصیتی و نقش‌های اجتماعی‌تان است.
3.    خودباوری: میزانی که خودتان را دوست دارید، می‌پذیرید یا برای خود ارزش قائل هستید. عزت‌نفس یا خودباوری می‌تواند تحت‌تأثیر عوامل مختلفی از جمله نگرش دیگران نسبت به شما، تفکر شما درمورد دیگران و نقش شما در جامعه باشد.

نظریه حفظ خودانگاره
خودانگاره بعد از رسیدن فرد به بزرگ‌سالی تا حدودی ثابت می‌شود؛ اما می‌تواند بر اساس تجربیات فرد تغییر کند. نظریه حفظ خودپنداره بیان می‌کند که این‌طور نیست که ما فقط بنشینیم و منتظر بمانیم تا خودپنداره ما پرورش یابد، بلکه در شکل‌دهی به خودپنداره‌مان در هر سنی نقش فعالی داریم. اگرچه نظریه‌های متفاوتی درمورد فرایندهای حفظ و نگهداری از خودانگاره وجود دارد، به‌طور کلی به موارد زیر مربوط می‌شود:
•    ارزیابی خودمان؛
•    مقایسه خود واقعی ما با خود ایدئالمان؛
•    انجام اقداماتی برای نزدیک‌شدن به خود ایدئالمان.

سازگاری و ناسازگاری
خودانگاره یا خودپنداره شما همیشه هم با واقعیت منطبق نیست. وقتی خودانگاره شما با واقعیت تطبیق داشته باشد، شما با خودانگاره‌تان سازگار هستید. منتها وقتی بین تصوری که از خودتان دارید و شخصی که دوست دارید باشید (خود ایدئال) ناهماهنگی وجود دارد، خودانگاره شما ناسازگار است. این ناسازگاری ممکن است بر عزت‌نفس‌تان تأثیر منفی بگذارد.
راجرز معتقد بود این ناسازگاری ریشه در کودکی دارد. وقتی پدر و مادر محبتشان را به فرزند فقط در شرایط خاصی مانند زمانی که فرزندشان انتظاراتشان را برآورده می‌کند نشان می‌دهند، این ناسازگاری به وجود می‌آید. در این شرایط، کودک سازوکار دفاعی تحریف تجربیات را پیش می‌گیرد، که این باعث می‌شود او احساس کند شایستگی عشق و محبت والدینش را ندارد. از طرف دیگر، عشق بی‌قیدوشرط به تقویت سازگاری کمک می‌کند. کودکانی که چنین عشقی را تجربه می‌کنند، نیازی به تحریف مداوم خاطرات خود ندارند تا باور کنند دیگران آنها را همان‌طور که هستند دوست خواهند داشت.

وضوح خودانگاره (SCC) و تفکیک خودانگاره (SCD)
وضوح خودپنداره به این معناست که تعاریف افراد از خود تا چه اندازه واضح، مطمئن و سازگار است. تفکیک خودانگاره به این موضوع اشاره می‌کند که خودنمایی فرد در زمینه‌ها یا نقش‌های اجتماعی مختلف متفاوت است. وضوح خودپنداره و تفکیک خودپنداره موضوعات داغ روان‌شناسی‌اند، زیرا بر الگوهای فکری و رفتار تأثیر می‌گذارند. وضوح بالای خودپنداره نشان‌دهنده خودپنداره‌ای قوی‌تر و پایدارتر است؛ در حالی که وضوح خودپنداره پایین نشان می‌دهد فرد درمورد اینکه واقعا چه‌کسی است ابهام دارد. کسانی که وضوح خودانگاره پایین دارند ممکن است با عزت نفس پایین، خودآگاهی پایین و روان رنجوری دست‌وپنجه نرم کنند.
تفکیک خودپنداره بالا ممکن است به‌عنوان یک چیز بد تلقی شود؛ اما ممکن است سازوکاری باشد برای تلاش مؤثر برای موفقیت در دنیای مدرن که افراد نقش‌های متفاوتی دارند. اگر تفکیک خودانگاره خیلی بالا باشد، ممکن است به این معنی باشد که فرد خودانگاره ثابتی ندارد و برای هریک از نقش‌های خود نقاب متفاوتی می‌زند. سطح بسیار پایین تفکیک خودانگاره نیز ممکن است نشان دهد او نمی‌تواند به‌طور مؤثر از یک نقش به نقش دیگر تغییر کند.
ادامه دارد ...

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.