مقاله

12 راه‌ برای افزایش اعتماد به نفس - قسمت 2

عکس: بادران

نوشته: مری‌لیزا فابرگا

 4. از روی فرمول "اگر فلان طور بود چه می‌شد" عمل کنید.
دقيقا اگر اعتماد به نفس نداشته باشید چطور باید به داشتن آن تظاهر کنید؟ از قاعده‌ی "اگر فلان طور بود چه می‌شد" استفاده کنید. از خودتان سوال‌های زیر را بپرسید:
    اگر اعتماد به نفس داشتم، چه حرکتی می‌کردم؟
    اگر اعتماد به نفس داشتم، چطور می‌نشستم؟
    اگر اعتماد به نفس داشتم، چطور لباس می‌پوشیدم؟
    اگر اعتماد به نفس داشتم، چه جور کلماتی به کار می‌بدرم و چه حرف‌هایی می‌زدم؟
    اگر اعتماد به نفس داشتم، چه زمزمه‌هایی ذهنی ممکن بود داشته باشم؟
    اگر اعتماد به نفس داشتم، کجا می‌رفتم و چه کاری می‌کردم؟
آنگاه، جوابی که به این سوال‌ها می‌دهید را در نظر گرفته و شروع به عمل کنید. اگر به طور مستمر این کار را انجام دهید، خیلی زود یادتان خواهد رفت که داشتید تظاهر می‌کردید.

5. با برداشتن قدم های کوچک اما مستمر، به سوی اعتماد به نفس گام بردارید.
در اولین عنوان فرعی همین مقاله به شما گفتم که مجبورید حس کنید که اعتماد به نفس دارید، صرف نظر از این که الان کجایید و دارید چه کاری انجام می‌دهید. اما این کار همواره گفتنش آسان تر از عمل به آن است و خودم این را می‌دانم. حقیقت این است که بهترین راه داشتن احساس اعتماد به نفس قدم برداشتن است.
    تصور کنید که نسخه دیگری از شما وجود دارد که در کنارتان ایستاده یا نشسته است. این نسخه‌ی دوم شما آدمی است که کمی اعتماد به نفسش از شما بیش‌تر است.
    حال از خودتان بپرسید برای این‌که بتوانم مثل نسخه‌ی دوم با اعتماد به نفس بیشتر خودم باشم باید چکار کنم. باید فرد قاطع‌تری باشم؟ باید هدف‌هایم را به بخشهای کوچکتری قسمت کنم تا راحت‌تر بتوانم به آن‌ها دست پیدا کنم؟ باید مهارت جدید داشته باشم که به خواسته‌هایم برسم؟ حال شروع کنید به انجام دادن همان کار.
    وقتی شروع کردید به قدم برداشتن در مسیر صحیح، باز هم تصور کنید که یک نسخه‌ی سومی کنارتان نشسته یا دارد همراه شما گام برمی‌دارد که حتی از نسخه ی دومی هم اعتماد به نفس بیشتری دارد. این نسخه‌ی سوم از شما آدمی است که به خودش اطمینان بیشتری دارد، کاریزماتیک‌تر است، و تدبیر و کاربلدی بیشتری دارد. حالا برای این که مثل نسخه‌ی  سومی بشوید باید چکار کنید و چه قدم‌هایی بردارید؟ همان کار را انجام دهید.
    هر بار تصور کنید یک نسخه‌ی دارای اعتماد به نفس بیشتری از خودتان هست که کمی از نسخه‌ی قبلی شما شاد‌تر، مشتاق‌تر، پرشورتر، و مصمم‌تر است. هر بار دست به کارهایی بزنید که خودتان را هر چه بیشتر شبیه به ان نسخه ی با اعتماد به نفس بیشتر از خودتان بکنید. آن قدر این کار را ادامه دهید که دیگر حس کنید امکان ندارد از اینی که هستید اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و دیگر از تمام ظرفیت‌تان استفاده کرده‌اید.

6. بیشتر مراقب خودتان باشید.
افراد دارای اعتماد به نفس همیشه در مراقبت از خودشان گوی سبقت را از دیگران می‌ربایند. با انجام موارد زیر خودتان را به آن‌ها برسانید:
    غذاهای سالم و مغذی بخورید.
    به طور منظم ورزش کنید.
    یک زمانی را به عنوان "زمان خودم" اختصاص بدهید و این مدت زمان را به تفکر، خواندن رمان از نویسندگان مورد علاقه، یا شرکت در برخی فعالیت‌های اجتماعی دیگری که به آن علاقه دارید بگذرانید.
    دست از فشار زیادی وارد کردن به خودتان بردارید.
وقتی بیشتر هوای خودتان را داشته و مراقب خود هستید در واقع دارید این پیام را به مغزتان ارسال می‌کنید که برای وجود خودتان اهمیت قائلید و سلامتی‌تان برای‌تان مهم است، و مغزتان هم باید برای سلامتی و وجود شما اهمیت بیشتری قائل باشد. و به این ترتیب، در پایان روز، اعتماد به نفس شما به این بستگی دارد که خودتان در مورد خودتان چه فکری می‌کنید.

7. خودتان را غرق در نورهای رنگارنگ کنید.
چند وقت پیش داشتم فرم‌های ثبت نام و پذیرش یکی از دانشکده‌ها را برای ورود دختر یکی از دوستانم بررسی می‌کردم. دختر در فرم‌های پذیرشش و در لابلای مطالب دیگر نوشته بود که پیشتر در ترکیه زندگی کرده و براحتی قادر به تکلم به زبان فرانسه است. در ادامه به شما خواهم گفت مشکل این عبارت چیست:
    اول این‌که مادر این دختر زمانی که ایشان را باردار بوده در ترکیه زندگی کرده است، اما قبل از این‌که ایشان به دنیا بیاید، این کشور را به مقصد پاناما ترک کرده و نوزاد را در پاناما به دنیا آورده، بنابراین، خود دختر هرگز در ترکیه زندگی نکرده است. (این‌که وقتی به صورت جنین بوده‌اید و در شکم مادرتان در یک کشور بوده باشید به این معنا نیست کت در ان کشور زندگی کرده‌اید).
    مسئله دوم این‌که، این دختر به هیچ وجه فرانسوی بلد نیست. او تازه یک هفته قبل از این که فرم‌های دانشگاه را پر کند در یک کلاس آموزش زبان فرانسه ثبت نام کرده است.
واضح است که این دختر دچار توهم است. با این حال، اگر انتهای دیگر طیف را ببینید، عده‌ی زیادی هستند که حاضر نیستند برای کسی و چیزی که هستند اعتبار زیادی قائل باشند. در زیر دو مثال برایتان آورده‌ام:
    خانمی را می‌شناختم که در کاستاریکا زندگی می‌کرد و سلیقه ی فوق‌العاده‌ای داشت. دوستانش همیشه از او می‌خواستند در تزئین خانه‌های ایشان به ان ها کمک کند و او هم همیشه خیلی عالی از پس این کار بر می‌آمد. ولی وی حاضر نبود مهارتش در دکوراسیون و تزئین منازل را جدی بگیرد؛ چرا؟ چون هرگز به دانشکده‌ی طراحی نرفته و در این رشته درس نخوانده بود. حقیقت این است که این خانم در زمینه‌ی تزئینات داخلی از خیلی از متخصصین طراحی داخلی که به خیال خودشان از دانشگاه مدرک تخصصی گرفته‌اند تواناتر و کاربلد‌تر است.
    فرد دیگری را می‌شناسم که هرگز حاضر نمی‌شود در رزومه‌اش بنویسد قادر است به سه زبان صحبت کند فقط به خاطر اینکه تسلط او در این زبان‌ها به میزان 100 درصد نیست.
    در عین حال، باز فرد سومی خودش را به عنوان یک کارآفرین قبول ندارد زیرا هنوز نتوانسته کسب و کار کوچکش را چنان رونق دهد که درآمد داشته باشد.
این سه نفر همان افرادی هستند که باید کمی بیشتر خودشان را قبول داشته باشند.
یک نگاه عمیق به خودتان بیندازید تا بفهمید چه کارهایی می‌توانید انجام دهید، و چه کارهایی تاکنون انجام داده‌اید، و تا جایی که می‌توانید به مهارت‌ها و تجربیات‌تان رنگ‌های شاد بزنید (بدیهی است که منظورم این نیست که دروغ بگویید). آن وقت است که به خودتان این امکان را خواهید داد که نسبت به آنچه که هستید، آنچه که می‌دانید، و آنچه که تابحال انجام داده‌اید افتخار کرده و مملو از اعتماد به نفس باشید.
ادامه دارد ...

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.