مقاله

اگر می‌خواهید نتایج عظیم به دست آورید باید آستین همت را بالا بزنید

عکس: بادران

جو جودسن (JOE JUDSON) ، نویسنده مهمان، رئیس و مدیر عامل فیوژن لاجیستیکز

  در بازی زندگی هرگز ندیده‌ام کسی به صرف اینکه به چیزی و کاری علاقه دارد توانسته باشد به موفقیت بزرگی دست پیدا کند. دستیابی به موفقیت بستر فعالیت افرادی است که تشنه رسیدن به هدفی هستند که در ذهن دارند اما رسیدن به هدف به چیزی بیش از علاقه صرف یا حتی شور و اشتیاق نیاز دارد. برای رسیدن به موفقیت باید آستین‌ها را بالا زد تا به هدفی دست یافت که به قدر کافی بزرگ است.
این مفهوم علاقه در برابر تعهد به انجام کار مطلبی است که مدام آن را به پسرانم می‌گویم. برای نوجوانانی در سنین آنها که 13 و 11 ساله هستند، بهترین مثال برای آموزش این درس زندگی ورزش است. پسر بزرگم تقریباً هر ورزشی که فکرش را بکنید انجام می‌دهد و تقریباً به همه آنها علاقه دارد. حالا فکر می‌کنید وقت و پول چه کسی است که در این راه هزینه می‌شود؟
او که حالا سخنرانی‌های زیادی از من درباره تفاوت بین علاقه مند بودن و متعهد بودن شنیده، به خوبی فهمیده که دیگر اگر نبینم به یکی از این ورزش‌ها پایبندی دارد و آن را با جدیت دنبال می‌کند، دیگر خبری از خریدن توپ فوتبال، دستکش بیس‌بال، یا چوب چوگان نخواهد بود. این روز‌ها می‌بینم که با فهمیدن این موضوع، نسبت به شش ماه گذشته بیشتر سعی می‌کند تلاش کند و با پشتکار فراوان به یک ورزش بچسبد! او ذره ذره دارد مفهوم تفاوت و رابطه مستقیم بین تعهد داشتن‌اش به یک ورزش و موفقیت‌های نوظهورش در زندگی ورزشی را درک کرده و آن را حس می‌نماید.
این مفهوم در همه زمینه‌های زندگی به ویژه در کسب و کار مصداق دارد. من به عنوان مدیر عامل شرکت این مسئولیت را بر عهده دارم که انتظاراتی که از سازمان داریم را تبیین کنم و تعهد خودم را به نیل به آن انتظارات و توقعات نشان دهم. من بعید می‌دانم در میان کارکنان ما کسی پیدا شود که به تعهد هر روزه من نسبت به اهداف سازمان و نیز به پیشرفت‌های فردی خودم شک داشته باشد. من همین تعهد را از همه کارکنانی که به شرکت ما می پیوندند، انتظار دارم.
وقتی می‌خواهید از کارکنان ارزیابی به عمل بیاورید باید تعهد را در عمق نگاه آنها و نیز در تک تک اعمالشان مشاهده کنید، وگرنه صرف اینکه فردی بگوید دوست دارد در سازمان به چه جایگاه رفیعی نایل شود یا می‌خواهد به چه اهدافی دست پیدا کند کفایت نمی‌کند. چیزی که باعث انجام شدن کار می‌شود حرف زدن نیست.  
اگر منتظر یک تیم فروش هستید که همگی دارای علاقمندی به موفقیت و دستیابی به اهدافشان هستند، باور کنید که وقت و زمان زیادی را سرمایه گذاری خواهید کرد بدون اینکه دستاورد چندانی به دست بیاورید. در عوض اگر روی افرادی که تعهد انجام کار دارند سرمایه گذاری کنید و تلاش کنید آنها را به جایگاهی برسانید که در حرفه و بخش خود به بهترین فرد تبدیل شوند، حتم داشته باشید از این سرمایه گذاری‌تان نتیجه بهتری عایدتان خواهد شد.
همه آدم‌ها روز‌های سختی در زندگی‌شان داشته‌اند و روزهایی هم خواهند آمد که هر رهبری مجبور است با افراد تیم خود سر و کله بزند تا آنها به کاری که انجام می‌دهند متعهد گرداند. شما چطور از پس این وظیفه بر‌می‌آیید؟ به دنبال نیل به پاسخ این سوال باشید که چه چیزی می‌تواند برای پرسنل و اعضای تیم‌ شما انگیزه و محرکی عالی به حساب بیاید. از افراد زیر مجموعه و اعضای تیم‌تان سوال کنید چه اهدافی در زندگی کاری دارند، کدام بخش از کار هست که دوست دارند خودشان را در آن کار به چالش بکشند، و خودشان را در شش تا 18 ماه آینده از نظر حرفه‌ای یا حتی مالی در چه جایگاهی مجسم می‌کنند.
این گفتگو‌ها را به بازه‌های زمانی واقع بینانه محدود کنید. صحبت کردن با افراد در مورد برنامه پنج ساله آتی آنها باعث می‌شود دچار سرگیجه بشوند مخصوصاً اگر فرد جوان باشد زیرا جوانان معمولاً به نتایج زود‌ بازده عادت دارند. این روز‌ها همه آدم‌ها به دنبال نیل به موفقیت هستند اما تنها معدودی از آنها حاضرند برای رسیدن به آن صبور باشند. با این حال اگر بتوانید افرادی را بیابید که به کارشان تعهد داشته باشند، می‌توانید به آنها کمک کنید روی دور حرکت بیفتند و در نهایت به اهداف بزرگی برای خودشان، برای شما و برای سازمان دست یابند.
ساختن یک تیم کار آسانی نیست، و اگر همین الان افرادی در تیم‌تان ندارید که به کارشان تعهد داشته باشند، به سرعت استراتژی‌های کاریتان را بازبینی کرده و به فکر ایجاد تغییرات متناسب باشید. انجام این کار واقعاً ساده است. برای ساختن یک سازمان عالی و تیمی برتر، تنها نیازمند آن هستید که اعضای این تیم تعهد داشته و دل به کار بدهند. علاوه بر این، شما به عنوان رهبر و لیدر گروه باید تعهدی تزلزل ناپذیر نسبت به موفقیت خود و کسانی داشته باشید که در تیم شما جای گرفته‌اند.
رهبری خوب در خط سیر حرفه‌ای افراد غیر قابل ارزش گذاری است. در بیشتر مواقع اغلب مردم به اندازه نیمی از ظرفیت خود دل به کار می‌دهند و در نتیجه به نتایج متوسطی می‌رسند. موفقیت در هیچ مقوله‌ای اتفاقی و مبتنی بر بخت و اقبال نیست. از هر آدم موفقی که دوست دارید بپرسید و مطمئنم جواب خواهید شنید که در این کار شانس و اقبال هیچ نقشی نداشته است. شانس به وجود می‌آید و ساخته می‌شود و شروع و پایان آن از تعهد است و نه علاقمندی صرف.
برای انجام کار آستین بالا بزنید وگرنه کسانی که چنین کاری را کرده‌اند شما را کنار خواهند زد.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.