مقاله

شش اشتباه مرگبار در نتورک

عکس: بادران

نوشته: شاون دویل (SHAWN DOYLE)

   متاسفانه شاهد هستم که افراد در کار نتورک مرتکب اشتباهات زیادی می‌شوند. معمولاً نحوه نتورک کردن آنها مبتنی بر اطلاعات ناقصی است که از دیگران شنیده‌اند، یا از آموخته‌ها و باورهای غلط دیگران برداشت شده، یا در نهایت متاثر از فقدان آموزش درباره تبدیل شدن به یک نتورکر بزرگ است. با تجربه‌ای از شرکت در تعداد زیادی از همایش‌ها و گردهمایی‌های نتورکر‌ها دارم می‌توانم به شما اطمینان بدهم که بسیاری از افراد نمی‌دانند چطور با به روشی موثر به کار نتورک بپردازند. حتی بسیاری از این افراد در انجام این کار واقعاً وحشتناک عمل می‌کنند. همین مسایل بود که مرا واداشت کتابی درباره نتورک به رشته تحریر درآورم.
پس بگذارید شش اشتباه مرگبار کار نتورک که اغلب افراد دچارش می‌شوند را با شما در میان بگذارم.

1. افراد فکر می‌کنند در نتورک فقط باید به فکر خودشان باشند.
خیلی خوب، بیایید با هم صادق باشیم؛ کسی برای سلامتی جسمی خودش وارد کار نتورک نمی‌شود بلکه همه آنهایی که وارد این کار شده‌اند به دنبال آن هستند که از قبل این کار چیزی به دست بیاورند، غیر از این است؟ شما هم به دنبال این هستید که فروش‌تان را بالا ببرید، فرصت‌های جدیدی خلق کنید، کسب و کارتان را رونق بدهید، شبکه‌ ارتباطی میان اطرافیان‌ و خودتان را گسترده‌تر نمایید یا هر علت مثبت دیگری که در ذهن دارید و به خاطرش وارد کار نتورک شده‌اید. این موضوع کاملاً صحیح است، با این حال باید توجه داشته باشید وقتی در حال نتورک کردن به صورت مجازی یا حقیقی هستید نباید به خودتان فکر کنید. اگر بخواهم کمی واضح‌تر سخن بگویم نتورک کردن در فکر و خیال خود بودن نیست. بیایید با خودم صادق و شفاف باشیم؛ وقتی مردم را به کار نتورک دعوت می‌کنید آن‌ها به چنین می‌اندیشند که در این کار چه سودی برای‌شان نهفته است. اگر چنین سودی در دعوت شما وجود دارد، پس بسم‌الله. در خیلی از گردهمایی‌های نتورکری به چشم خودم مشاهده کردم که بازاریاب‌های بیشتر وقت خودشان را صرف حرف‌های بی معنی و پرگویی درباره خودشان و کارهایشان می‌کنند و حاضر نیستند یک کلمه از من درباره خودم و این‌که مشغول چه کاری هستم سوال کنند.

2. فقط با آشناهای خودشان وقت می‌گذرانند.
 زمانی که در همایشهای ملی سخنرانی می‌کنم از روی استیج از شرکت کنندگان سوال می‌کنم آن‌هایی که از ایالت دالاس شرکت کرده‌اند کجا هستند؟ همه آن‌هایی که اهل دالاس هستند شروع به کف زدن و سوت کشیدن می‌کنند و دستشان را بلند می‌کنند، و حتماً تعجب نمی‌کنید اگر بگویم که همه‌شان دور یک میز نشسته‌اند. این سوال را اگر در مورد هر گروه دیگری بپرسم باز همان اتفاق می‌افتد. این کار را به نوعی اهانت به خودم تلقی می‌کنم. اگر همه‌تان در یک دفتر کار می‌کنید برای چه در همایش‌های کشوری کمپانی‌تان شرکت می‌کنید و همه‌تان دور یک میز می‌نشینید و با آدم‌هایی گرم می‌گیرید که هر روز دارید آن ها را می‌بینید؟ البته می‌دانم که یکی از دلایل این مسئله این است که آدم ها با کسانی که آن‌ها را می‌شناسند احساس راحتی بیشتری می‌کنند. اما بیایید با خودمان روراست باشیم؛ این‌کار کل هدفی که از برگزاری همایش‌های نتورکری را زیر سوال می برد. شما با آدم‌های شرکت خودتان پیش از این هم داشتید کار می‌کردید و آن‌ها را به خوبی و از قبل می‌شناسید. هدف نتورک آشنایی با افراد جدید و برقراری ارتباطات جدید و آغاز ایجاد یک شبکه ارزشمند است؛ چه داخل شرکت و چه با افرادی خارج از شرکت خودتان.

3. برنامه‌ریزی ندارند.
وقتی از افراد می‌پرسم وقتی قرار است در یک همایش نتورکری شرکت کنند چه برنامه‌ای برای آن‌جا دارند طوری به من خیره می‌شوند انگار در وسط جاده ناگهان چراغ‌های جلوی خودروی‌تان روی یک آهو افتاده است. حتماً متوجه منظورم می‌شوید. نه تنها مثل آدم‌های جن زده نگاهم می‌کنند بلکه اصلاً متوجه نمی‌شوند چه دارم می‌گویم. منظورم از برنامه داشتن چیست؟ من به همه کارهایی که می‌کنید اعتقاد دارم، می‌دانم به دنبال این است که نتیجه مثبتی بگیرید، اما مردم دلشان می‌خواهد بدانند این نتایجی که به دنبال به دست آوردن آن هستید چیست. برای نتورک باید هدف و مقصد داشته باشید، و وقتی قرار است در یک همایش نتورکری شرکت کنید هم باید برای شرکت در ان برنامه داشته باشید.

4. گفتگوهای «پیوند دهنده» ندارند.
با افراد زیادی در همایش‌های نتورکری ملاقات کرده‌ام که آدم‌هایی خجالتی و بی دست و پا بوده‌اند. همچنین در این همایش‌ها شاهد افرادی بوده‌ام که متکبر، مغرور، بد برخورد، نفرت‌انگیز و با رفتاری زننده بوده‌اند. ناپلئون هیل (Napoleon Hill) در جایی گفته است: «اولین قدم برای این‌که افراد دیگر را وادار کنی دوستت داشته باشند این است که دوستشان داشته باشی، و این موضوع را در لحن و گفتارت نشان بدهی، و وقتی داری با ان‌ها صحبت می‌کنی به رویشان لبخند بزنی، و رفتاری از خودت نشان دهی که مشخص باشد می‌خواهی به نحوی به آن‌ها کمک کنی، چه لایق این کمک باشند چه نباشند.» اکثر مردم نمی‌دانند چطور وارد بحث‌های معنی دار بشوند. ایده داشتن همه گفتگو‌ها برقراری ارتباط و ایجاد رابطه دوستانه با فرد دیگر است.

5. بلد نیستند چطور افراد دیگر را بپذیرند و با آن‌ها گرم بگیرند.
 می‌دانم این حرف ممکن است به نظر شما شگفت‌آور باشد، اما به چشم خود دیده‌ام که بسیاری از افراد که می‌خواهد کار نتورک انجام دهند نمی‌دانند چطور باید باب صحبت و آشنایی با افراد دیگر را باز کنند. منظور من از باز کردن باب آشنایی «رویکرد» و روشی است که وقتی فرد ناآشنا و جدیدی را ملاقات می‌کنید و می‌خواهید پیش رفته و با او باب گفتگو را باز کنید این روش را پی می‌گیرید. حال این گفتگو می خواهد در قطار باشد یا ایستگاه اتوبوس یا فرودگاه، بر سر میز شام باشد یا در یک همایش نتورکری. این گونه افراد یا اصلاً به طرف نزدیک نمی‌شوند و یک گوشه‌ای از سالن محل برگزاری مراسم کز می‌کنند و دیگران را تماشا می‌کنند، و یا با پررویی و گستاخانه به میان جمع می‌خزند و خودشان را بدون دعوت از سوی دیگران داخل گفتگوی دوستانه جمع کرده و صحبت آن‌ها را قطع می‌کنند. این کار نیز یک اشتباه استراتژیک است.

6. نمی‌دانند کی دست از صحبت کردن بکشند.
عده‌ای هم پیدا می‌شوند که عاشق شنیدن صدای خودشان هستند وقتی دارند با دیگران در مورد خودشان حرف می‌زنند و به طور کل علاقه مفرطی برای صحبت درباره موضوعات مورد علاقه خودشان و شخص خودشان دارند. این افراد اگر دهانشان را بسته نگه دارند زبان‌شان آنقدر مغزشان را نیش می زنند که در نهایت می‌میرند. این افراد دچار بیماری هستند که من به آن می‌گویم «egotists giantitus» یا «سندرم غول نفسی.» بیایید واقع‌گرا باشیم. بین اعتماد به نفس و غرور تنها یک مرز باریک فاصله هست. به عنوان یک نتورکر از شما توقع دارم فرد با اعتماد به نفسی بوده و خوش‌بیان و اتوکشیده باشید اما هرگز از شما نمی‌خواهم متکبرانه و گستاخانه رفتار کنید. اکثر مردم از افراد متکبر خوش‌شان نمی‌آید، حتی آدم‌هایی که خودشان متکبر‌اند از افراد گستاخ بیزارند که البته نکته کنایه‌آمیزی است. بنابراین هدف نتورک این است که 1) کمتر صحبت کنید 2) بیشتر سوال بپرسید 3) با افراد دیگر بیامیزید و آن‌ها را به حرف بکشید. به یاد داشته باشید که این یک دیالوگ است نه یک مونولوگ، و یک مکالمه است نه دیکته گفتن.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.