مقاله

آیا حاضرید برای کسب درآمد در دوران بازنشستگی‌ به کار بازاریابی شبکه‌ای بپردازید؟

عکس: بادران

نوشته: رابرت لورا (Robert Laura)

 من فعال امور بازنشستگی هستم.  
حتماً برای‌تان اتفاق افتاده که در برهه‌ای از زندگی‌تان مشاغلی تحت عنوان بازاریابی چند‌ سطحی (MLM)، فروش مستقیم یا کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای به شما معرفی شده باشد. هر چند نحوه معرفی از شرکتی به شرکت دیگر فرق می‌کند، همه آن‌ها به شما قول می‌دهند کاری کنند که شغل تمام وقت خودتان که از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر ادامه پیدا می‌کند را کنار بگذارید، رییس خودتان باشید، کلی پول در آورید و در عین حال، کلی دوست و رفیق پیدا کنید.
همه این صحبت‌ها روی کاغذ خیلی خوب به نظر می‌رسند اما هنوز حرف و حدیث زیادی هست درباره این‌که این شرکت‌ها و برنامه‌ها کسب و کار‌هایی قانونی هستند یا خیر. در نتیجه، من کمی تحقیق کردم و به نتایجی هم رسیدم. چیزی که من به آن رسیدم این است که این صنعت خواهد توانست راه خود را به سوی آینده بگشاید و تمام رشدی که قول آن داده را عملی خواهد کرد و خواهد توانست یکی از روش‌های فوق‌العاده‌ای باشد که برای مهار بحران دوران بازنشستگی به دنبال آن هستیم.
ممکن است در ابتدا این ادعا به نظر گزافه‌گویی برسد، اما قدری تامل کنید. اگر آنطور که من بازنشستگی را شناخته‌ام شما هم بتوانید همه جوانب آن را درک کنید چنین نخواهد ماند. واقعیت این است که گذر موفقیت آمیز از دوران کار و اشتغال به دوران بازنشستگی بیش از آن‌که با پول و سرمایه سر و کار داشته باشد، به روح و روان آدم‌ها بستگی دارد. همین داستان در مورد بازاریابی شبکه‌ای و چند سطحی هم ممکن است صحت داشته باشد.
البته منظورم را اشتباه متوجه نشوید، پول نقش پررنگی در بازنشستگی دارد، اما پول اولین و مهم‌تری چیزی نیست که همه به آن‌می‌اندیشند. این مفهوم را با آمار روشنگرانه‌ای که از سوی موسساتی همچون AARP تهیه شده ترکیب کنید. طبق ارزیابی این موسسه، نیمی از کسانی که در مرز بازنشستگی قرار دارند (76 میلیون نفر از کل جمعیت آمریکا) دلشان می‌خواهد یک کسب و کار جدید راه بیندازند و توده عظیمی از افراد جامعه دارند برای انجام چنین کاری نقشه می‌کشند.
تا جایی که به بحران پس‌انداز مالی برای دوران بازنشستگی مربوط می‌شود هر روزه عده بیشتری به این نتیجه می رسند که توان و امکان پس‌انداز کافی برای دوران بازنشستگی خود را ندارند و ممکن نیست بتوانند سال‌های 62 تا 100 سالگی‌شان را تنها در گوشه‌ای بنشینند و از موجودی‌شان خرج کنند. تقریباً افرادی که در سال‌های دهه 50 خود هستند حداکثر می‌توانند 50 هزار دلار برای سال‌های بازنشستگی کنار بگذارند و در نتیجه یا باید از همین الان به دنبال یافتن راهی برای پول درآوردن بیشتر باشند تا کسری منابع‌شان را جبران کنند. بعلاوه باید در تمام سال‌های بازنشستگی‌شان به همین کار ادامه دهند. گذشته از فکر یک ریال و دو ریال بودن، آدم‌های در مرز بازنشستگی از داشتن احساس گناه یا داشتن حال بد در مورد روش‌ها و عادت‌های صرفه‌جویانه خودشان خسته شده‌اند و دلشان می‌خواهد به جای صرفه‌جویی، به فکر روش و راه‌حل تازه‌تری بگردند.
یکی دیگر از واقعیت‌های رو به رشدی که به نفع MLM و کسب و کار‌ها مرتبط با آن تمام شده افزایش تعداد افراد در مرز بازنشستگی است که علاقه‌شان به حرفه کنونی خود را از دست داده‌اند. آنها فرسوده از سال‌ها کار سخت در شرکت‌های بزرگ، نسبت به انسان‌هایی که خارج از دیوار‌ها یا مراکز اداری آن‌ها زندگی می‌کنند و شغل‌شان می‌تواند بر زندگی آن‌ها تاثیرگذار باشد هیچ حس تعلق خاطری ندارند. آنها فکر و ذکر خود را از جمع کردن سرمایه‌ای برای برآمدن از پس مخارج دوران بازنشستگی، متوجه اموری بزرگتر و بهتر و گذاشتن اثر مثبت بر دیگران متمرکز کرده‌اند و دوست دارند در دوران بازنشستگی هم این تاثیرگذاری را حفظ کنند. برخی از جاذبه‌هایی زندگی را تنها می‌توان با نوع خاصی از محصولات و خدمات و از طریق برخی از شرکت‌های MLM یا فروش مستقیم به دیگران عطا کرد.
همچنین MLM و برنامه‌های فروش مستقیم معمولاً با موانع کمتری در مورد کارآفرینی روبرو می‌شوند، اغلب با دوره‌های آموزشی کافی، پشتیبانی خوب و مشوق‌های زیاد در تمام طول مسیر همراه هستند. همین که بازنشستگان می‌فهمند باید در این زمینه کار کنند که سرشان را گرم می‌کند، با دیگران در ارتباط هستند، سلامتی‌شان حفظ می‌شود، در نتیجه انرژی، زمان و هزینه‌ای که برای مشارکت در این برنامه‌ها و شرکت‌ها خرج می‌کنند برای عده زیادی از این افراد جذابیت فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کند.
البته این به معنای تایید کل این صنعت نیست. مثل هر سرمایه‌گذاری که در آن وقت، انرژی و پول‌تان را هزینه می‌کنید باید بدانید دارید وارد چه کاری می‌شوید و نیز باید تکالیف خودتان را نیز در این شغل و حرفه به انجام برسانید. به همین دلیل بود که در برخورد با افرادی که در این کار اشتغال داشتند شروع کردم به تحقیق درباره این صنعت و کسب و کار‌های این‌چنینی و خواستم ببینم کدام یک از این شرکت‌ها هستند که از مخفی‌ کاری دست بر‌می‌دارند و به روشنی همه برنامه‌های خود را با مردم در میان می‌گذارند زیرا این کار به افراد اجازه می‌دهد با طیب خاطر انتخاب کنند و ببینند آیا این روش می‌تواند یک منبع درآمد واقعی برای دوران بازنشستگی‌شان  باشد یا خیر.
در ابتدا با یکی از دوستان بازنشسته‌ام گفتگو کردم که می‌گفت به این دلیل در کار فروش مستقیم در یک شرکت فروش محصولات زیبایی و بهداشتی مشغول شده که دوست داشته با افراد جدیدی آشنا بشود. او به تازگی دوباره ازدواج کرده و محل زندگی‌اش را تغییر داده و در واقع ضمن این‌که با افراد جدید زیادی برخورد و ارتباط دارد، موفق شده منبع درآمدی جدیدی نیز برای خود دست و پا کند. او پس از حدود یک دهه کار در این شغل، با افراد فامیل و دوستان خود یک شرکت جدید تاسیس کرده و به جای رفتن از یک شرکت به شرکت دیگر، ترجیح داده به همکاری با شرکت قبلی‌اش روی بیاورد.
وی خود اذعان دارد که چندان علاقه‌مند نیست به یکی از فروشندگان برتر شرکت تبدیل شود (و نیز به دلیل کهولت سن)، لذا خود را مقید نمی‌داند در همه رویداد‌ها و گردهمایی‌های تبیین اهداف کمپانی شرکت کند. او فقط دوست دارد در این کار مشغول باشد تا سر خودش را گرم کند (مخصوصاً زمستان‌ها) و کمی هم از پولی که در این کار در می‌آورد را خرج مسافرت و دیدن نوه‌ها و نتیجه‌های خودش کند.
پس از مطالعه روانشناختی و رفتار افراد متعلق به این نسل، این مثال موجب تغییری اساسی در تفکر من در مورد این صنعت شد. من دیگر به این نوع فرصت‌ها به چشم طرح‌های هرمی پول سازی نگاه نمی‌کنم. در عوض، اکنون دید من نسبت به این کار به مثابه راهی است برای بهبود بسیاری از جنبه‌های شخصی فرد در دوران بازنشستگی که به ندرت کسی آن‌ها را مورد بحث قرار داده است، چه رسد به این‌که کسی برای این برهه‌های زندگی مردم برنامه‌ریزی قبلی کرده باشد. ضمن این‌که در این بین، یک منابع درآمد دیگر برای دوران بازنشستگی فراهم شده که مکملی برای مستمری تامین اجتماعی و حقوق بازنشستگی است.
دکتر داریا م. برزینسکی، روانشناس شهیر و مدیر سابق بازاریابی مجله بازاریابی چند سطحی درباره این احساسات چنین می‌گوید: «بسیاری از مردم از این موضوع آگاه نیستند که شرکت‌های بازاریابی چند سطحی به این دلیل موفقند که به مردم در برآورده کردن برخی از نیازهای مهم انسان، از جمله حس مهم بودن برای دیگران، داشتن ارتباطات فردی، یادگیری مطالب جدید و ایجاد تغییر در زندگی شخصی کمک می‌کنند. بارها شنیده‌ام که افراد مدام درباره بازاریابی شبکه‌ای می‌گویند: «من این کار را می‌کنم چون با آدم‌های باحالی سر و کار دارم ... کلی ارتباطات دارم ... حس خوبی راجع به خودم بهم دست می‌ده.»
دیدگاه دکتر برزینسکی به نظر دیدگاه خوبی است و از سوی شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای به خوبی مورد استفاده قرار گرفته است. بسیاری از شرکت‌های MLM و بازاریابی شبکه‌ای مشتریان خود را به شرکت در طرح‌هایی فرا می‌خوانند که طی سه تا پنج سال آن‌ها را به ثروت و گشایش مالی می‌رساند ولی با این حال افراد زیادی در این شرکت‌ها بین سه تا 10 سال است که مشغول کارند ولی کار‌های تمام وقت خود را رها نکرده و به فکر بازنشستگی نیفتاده‌اند. دکتر برزینسکی می‌گوید: «به نظر می‌رسد وقتی دیگر نیازهای انسان برآورده شد، اعضا و مشاوران دیگر به جنبه‌های مالی قضیه توجه نشان نمی‌دهند.»
من در ادامه مصاحبه‌هایم، از سه نفر دیگر از کسانی که در این کار مشغول به کار بودند خواستم با من رو راست باشند و به من ثابت کنند که این کار واقعاً جواب می‌دهد. آنچه دریافتم عالی بود و مشاوره شغلی خوب و کارآمدی برای همه انواع کسب و کار‌های جدید دریافت کردم.
لورن هاچستتلر (Lorene Hochstetler) اهل اوهایو، به من توصیه کرد شغل کنونی‌ام را نگه دارم و به آرامی به کسب و کار MLM منتقل شوم. او توانسته تمام درآمدی که در شغل تمام وقتش در می‌آورده را از بازاریابی چند سطحی کسب کند اما توضیح می‌دهد که، «این اتفاق یک شبه نمی‌افتد و من هنوز هم هر روز کار می‌کنم.  من خیلی در کارم دیسیپلین دارم و منظم هستم و هر روز در حالی از خواب برمی‌خیزم که می‌دانم طی روز برای موفقیت چه کار‌هایی باید انجام دهم. با این کار هم باید مانند یک شغل تمام وقت و واقعی برخورد کنید و به حرف‌های کسانی که در این کار موفق شده‌اند خوب گوش و عمل کنید.»
تریسی ویلارد (Tracy Willard) اهل کالیفرنیا اجباراً به کار MLM روی آورده است. او می‌گوید: «قبل از درگیر شدن در این شغل به دوستانم گفته بودم هرگز مرا درگیر چنین کارهایی نکنند. اما زمانی که خانواده‌ام با بحران بازپرداخت وام مسکن روبرو شد مجبور شدم بروم سراغ یک کار جدید.»  او با این قصد و نیت به کار در این صنعت پرداخت که بازنشستگان هم ممکن است آن را مفید بیابند. «من با این ایده کارم را شروع کردم که آخر ماه نگرانی بابت پرداخت هزینه‌هایم نداشته باشم. شرکت به من کمک کرد طوری کار کنم که ماهانه 500 دلار بیشتر درآمد کسب کنم.»
در طول مصاحبه‌ها مضمونی مشترک را بارها شنیدم. «اگر با این کار به عنوان یک سرگرمی برخورد کنید مثل یک کسب و کار واقعی به شما سود برنمی‌گرداند.»  او همچنین اذعان کرد که با وجود موفقیتی به دست آورده، هیچ‌وقت کنار ننشسته و سر خودش را با کارهای بی فایده گرم نکرده تا در انتهای هفته منتظر پرداخت چک کمیسیون‌هایش باشد. او می‌گوید، «این تصور غلط رایجی است، من هر روز سر کار به سختی کار کرده‌ام، هر چند هیچوقت مثل کار‌های دیگر به نظرم سخت نیامده است.» او چنین ادامه می‌دهد، «مثل هر کار دیگری که آدم نان اشتیاق و علاقه خود را می‌خورد، در این کار نیز سودآوری هست، زیرا محصولی پیدا کرده‌ام که حس متفاوتی نسبت به آن دارم ... و عاشق فروختن کالایی هستم که خودم دوستش دارم و این‌کار به دیگران نیز کمک می‌کند کسب و کار شخصی خودشان را راه بیندازند.»
استیسی کیهیل (Staci Cahill) در واشنگتن شرکت MLM خودش را راه اندازی کرده است. او زندگی شخصی‌اش را کاملاً از زندگی کاری‌اش جدا کرده و هرگز برای این کار مهمانی خانوادگی راه نمی‌اندازد. به جای آن، کارگاه‌های کاری برگزار می‌کند که طی آن‌ها به توزیع‌کنندگان جدید در مورد محصولات آموزش می‌دهد. او می‌گوید: «من نمی‌خواهم مردم خودشان را از من پنهان کنند چون در غیر این صورت هر بار که به آن‌ها بر بخورم فکر خواهند کرد که قرار است از آن‌ها دعوت کنم به یک مهمانی پرزنت بیایند. دوست دارم زندگی کاری و زندگی شخصی‌ام را از هم جدا نگه دارم.»
وقتی از او پرسیدم آیا در کارش موفق هست یا نه در پاسخ، نوعی رویکرد MLM را به من معرفی کرد که کاملاً متفاوت از چیزی بود که دیگران ممکن است تصور کنند: «بله، من با توجه به چیزی که می‌خواستم به دست بیاورم خیلی هم موفق هستم. من یک مادر سرپرست خانواده هستم که قبلاً 50 ساعت از هفته را بیرون از خانه کار می‌کردم. حالا هفته‌ای فقط 20 ساعت کار می‌کنم که موفقیت خوبی برای من و خانواده‌ام است.»
او که سابقه‌ای 5 ساله در کار MLM دارد ویژگی‌های موفقیت خود را نسبت به این واقعیت می‌سنجد که « چند سال پیش که متوجه شدم کاسه و بشقاب نمی‌تواند زندگی مردم را تغییر دهد، شرکتی که در آن کار می‌کردم را عوض کردم. محصولاتی که الان ارائه می‌کنم زندگی خودم و دیگران را با تغییر بزرگی مواجه کرده است. و حالا با دانستن این موضوع شبها با خیال راحت‌تری به خواب می‌روم و صبح‌ها با وجدان آسوده از خواب برمی‌خیزم.»
مصاحبه‌ها و ارتباطاتی که در این راه برقرار کردم مرا به این نتیجه رساند که شرکت‌های MLM و بازاریابی شبکه‌ای در کنار دیگر فرصت‌های کسب و کار کوچک، مزایای زیادی برای کسانی دارند که وارد دوران بازنشستگی خود شده‌اند. در واقع معتقدم مفهوم شروع کسب و کار جدید برای داشتن درآمد در دوران بازنشستگی یکی از مهم ترین شیوه‌های معمول است که در قرن 21 به منصه ظهور خواهد رسید. اما لازمه این کار بازتعریف کارآفرینی و تبدیل آن به سبک جدیدی از زندگی در دوران بازنشستگی است. بدین معنی که باید به دیگران کمک کرد راه‌هایی برای حفظ شور و شوق، سرگرمی یا تمایل شخصی به داشتن پول بیشتر در جیب خود پیدا کنند. گذشته از این‌که افراد اهمیت برنامه ریزی برای جنبه‌های غیر مالی بازنشستگی مثل تغییر هویت شغلی، حفظ ارتباطات کاری، و مراقبت از توانایی‌های ذهنی و جسمی را نیز درک می‌کنند.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.