مقاله

هفت عادت انسان‌هایی که استحکام ذهنی خوبی دارند

عکس: بادران

حتماً لازم نیست از ابتدای تولد آدمی با ذهن قوی و مستحکم باشید. این نوشته را بخوانید! یاد خواهید گرفت چطور این ویژگی حیاتی را در خودتان تقویت کنید. نوشته: جف هیدن (Jeff Haden)

   «توانایی سخت کار کردن و داشتن انعطاف پذیری در برابر شکست‌ها و سختی‌ها؛ نوعی توانایی درونی که امکان کار سخت و داشتن پشتکار و مداومت در نیل به علایق و اهداف را برای افراد ممکن می‌سازد.»
و اما همه این واژه‌های زیبا را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: عزم.

واژه عزم تقریبا به طور کامل توصیف کننده کیفیتی است که افراد موفق از آن بهره‌مندند زیرا چقرمگی روانی (سختی و استحکام ذهنی) پایه دستیابی به موفقیت پایدار است.
مثلاً آدم‌های موفق ید طولایی در به تاخیر انداختن لذت و سرخوشی داشته و در این‌کار سرآمد روزگار خویشند. افراد موفق توانایی زیادی در مقاومت در برابر وسوسه دارند. افراد موفق در غلبه بر ترس و انجام کارهایی که باید انجام شوند قدرت زیادی دارند. (البته این بدان معنا نیست که از هیچ چیز نمی‌ترسند، بلکه مفهوم این حرف این است که این افراد شجاع‌اند. بین این دو معنی تفاوت بزرگی هست.) افراد موفق خیلی دنبال اولویت بندی نمی‌روند. آنها همواره کاری که تصمیم به انجامش را دارند مهم‌ترین موضوع موجود فرض می‌گیرند.
 تمام ویژگی‌های گفته شده نیازمند نوعی قدرت ذهنی و سرسختی است. بنابراین اتفاقی نیست که این ویژ‌گی‌ها برخی از ویژگی‌های افراد تا حد زیادی موفق باشد.
در ادامه راه‌هایی به شما نشان خواهیم داد برای این‌که به وسیله‌ آن‌ها خودتان را از منظر ذهنی و روانی تقویت کنید و در نتیجه موفقیت بیشتری کسب نمایید:

1. همیشه طوری عمل کنید که گویی همه کنترل کار را در دست دارید
نقل قولی هست که اغلب به ایگناتیوس ارتباط داده می‌شود: «طوری دعا کن گویی قرار است خداوند مراقب همه چیز باشد؛ طوری کار کن که گویی همه چیز به عهده خودت است.» (نقل قولی بسیار جذاب.)
در مورد بخت و اقبال هم داستان به همین منوال است. خیلی از مردم فکر می‌کنند بخت و اقبال نقش زیادی در موفقیت یا شکست افراد بازی می‌کند. اگر موفق شدند، اقبال‌شان بلند بوده، اگر شکست خوردند، بخت از آن‌ها روی برگردانده بوده است. حتی موفق‌ترین افراد هم حس می‌کنند که شانس خوب در موفقیت آن‌ها نقش بازی کرده است. اما همین افراد هرگز برای موفق شدن منتظر اقبال مساعد نمی‌مانند یا بابت بخت و اقبال سیاه نگرانی به خود راه نمی‌دهند. آن‌ها طوری عمل می‌کنند که گویی موفقیت یا شکست کاملاً در کنترل و اختیار خودشان است. اگر موفق شوند، خودشان عامل آن بوده‌اند. اگر شکست بخورند، باز هم خودشان باعث و بانیش بوده‌اند.
وقتی قوای ذهنی خودتان را مصروف این امر نکنید که چه اتفاقی ممکن است برای‌تان بیفتد، همه هم و غم خودتان را به کار می‌گیرید که آن اتفاق برای‌تان بیفتد. (و آنوقت اگر کمی هم خوش‌شانس باشید که نور علی نور است.) اختیار بخت و اقبال دست شما نیست اما اختیار خودتان که دست خودتان است.

2. چیز‌هایی را که امکان تغییرشان را ندارید کنار بگذارید
قدرت ذهنی درست مثل زور بازو است؛ هیچ کس زور نامحدود و بی حد و مرز ندارد. در نتیجه چرا باید روی چیز‌هایی انرژی بگذارید که هیچ کنترلی روی آن ندارید؟
مسئله‌ای خارج از کنترل افراد برای برخی از مردم سیاست است. برای دیگری، خانواده است. برای عده‌ای دیگر، گرم شدن کره زمین است. هر چه که باشد شما نسبت به آن حساس هستید و دلتان هم می‌خواهد دیگران هم نسبت به آن حساسیت به خرج دهند. عالی است. هر کاری می‌توانید انجام دهید: رای دهید. برای درد دل کردن‌تان یک گوش شنوا گیر بیاورید. مواد خودتان را بازیافت کرده و دی اکسی کربن تولیدی‌تان را کاهش دهید. هر کاری از دست‌تان بر می‌آید انجام دهید. خودتان عامل تغییر باشید؛ اما سعی نکنید بقیه مردم را هم وادار به تغییر کنید. (مطمئن باشید‌ کسی با شما همراهی نخواهد کرد.)

3. به گذشته به چشم منبع ارزشمند برای یادگیری نگاه کنید نه بیش از آن
گذشته آموزنده است. از اشتباهات خودتان درس بگیرید. از اشتباهات دیگران بیاموزید. بعد از آن، گذشته را رها کنید برود.
گفتنش از انجام دادنش راحت‌تر است، نه؟ بستگی دارد نگرش شما چه باشد. وقتی اتفاق بدی برای‌تان می‌افتد، به آن به چشم فرصتی نگاه کنید که می‌شود از خلالش مطلبی یاد گرفت؛ چیزی را یاد بگیرید که پیش از آن اتفاق نمی‌دانستید. وقتی فرد دیگری اشتباهی مرتکب شد، نه تنها از این موضوع درس بگیرید، بلکه از آن فرصت به چنگ آمده برای مهربانی کردن، بخشش و درک دیگران بهره ببرید.
گذشته فقط جنبه آموزش دارد و هرگز نمی‌تواند مرزهای شما را تعیین کند. درباره اشتباهات گذشته اندیشه کنید اما فقط به شکلی که خود و اطرافیان‌تان در آینده از بروز و ظهور مجدد آن‌ها جلوگیری کرده و کاری کنید که عمل غلط این بار به روش درستی انجام شود.

4. موفقیت دیگران را جشن بگیرید
خیلی از مردم (مطمئنم براحتی می‌توانی یکی دو نفر از این افراد را پیرامون خودتان پیدا کنید) به موفقیت به چشم موقعیتی نگاه می‌کنند که اگر یکی برد، حتماً فرد دیگری باخته است. فکر می‌کنند موفقیت به قدر کافی برای همه وجود ندارد. وقتی فردی می‌درخشد، فکر می‌کنند نور و درخشندگی‌اش را از ستاره آن‌ها گرفته است. خشم انرژی روانی عظیمی از فرد می‌گیرد؛ انرژی‌ای که بهتر می‌بود صرف چیز دیگری می‌شد.
وقتی دوستی یک کار عالی انجام می‌دهد، باعث نمی‌شود شما را از انجام دادن عالی کار بازدارد. در واقع وقتی صحبت از موفقیت می‌شود، باید گفت کبوتر با کبوتر، باز با باز؛ بنابراین باید دوستانی که به موفقیت دست پیدا کرده‌اند را به خودتان نزدیک‌تر کنید. هیچ‌وقت از ابهت کسی نترسید. خودتان ابهت و هیبت را بسازید، زیرا ابهت و هیبت را هر کجا بیابید گویی آن را در وجود خودتان یافته‌اید.

5. هرگز به خودتان اجازه ندهید از وجود چیزی بنالید (یا شکایت یا انتقاد کنید)
کلمات شما قدرت تاثیر گذاری زیادی دارند، به ویژه روی خودتان. وقتی از مشکلات اطراف‌تان می‌نالید همواره دارید اوضاع را برای خودتان به جای بهتر کردن بدتر و تحمل آن را سخت‌تر می‌کنید.
اگر کاری به اشتباه انجام گرفت، وقت‌تان را صرف ناله و شکایت نکنید. آن انرژی روانی را روی بهتر کردن وضعیت بگذارید. (مگر وقتی که فکر کنید اگر تا آخر عمر بنالید، ناگهان همه چیز خود بخود درست خواهد شد.) پس چرا وقت‌تان را تلف می‌کنید؟ مسئله را حل کنید. در مورد چیز‌هایی که غلط هستند صحبت نکنید. در مورد چگونگی بهتر کردن و اصلاح موارد صحبت کنید، حتی اگر دارید با خودتان و در درون خودتان صحبت می‌کنید.
همین رویه را در مورد صحبت با دوستان و همکاران‌تان هم پیش بگیرید. فقط نقش شانه‌ای برای گریه کردن‌شان را بازی نکنید. دوست اجازه نالیدن به دوستش نمی‌دهد؛ دوست به دوستش کمک می‌کند تا اوضاع زندگی‌اش را بهبود بخشد.

6. فقط به تحت تاثیر قرار دادن خودتان بیندیشید
هیچ کس شما را به خاطر لباس، ماشین، ثروت، عنوان شغلی، یا موفقیت‌هایی که به دست آورده‌اید دوست ندارد. همه این مسائل جزء مادیات هستند. ممکن است آدم‌ها اموال و دارایی‌های شما را دوست داشته باشند اما این بدان معنی نیست که خود شما را هم دوست دارند. (البته آن‌ها در ظاهر وانمود خواهند کرد که شما را دوست دارند، اما هر چیزی که ظاهری باشد سطحی هم هست، و دوستی و رفاقتی که بر ارتباط واقعی استوار نشده باشد دوستی و رفاقت نیست.)
دوستی‌ها و رفاقت‌های واقعی باعث شادی بیشتر شما می‌شوند و فقط زمانی می‌توانید دوستی‌های واقعی ایجاد کنید که دست از تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران بردارید و خود خودتان باشید. آنگاه انرژی روانی کافی در وجود شما باقی خواهد ماند که آن را صرف افرادی بکنید که واقعاً در زندگی شخصی‌تان برایشان اهمیت قائلید.

7. سپاسگزار مواهب و نعماتی که دارید باشید
هر شب قبل از این‌که چراغ‌ها را خاموش کنید، چند دقیقه وقت صرف کنید و حداقل در آن ثانیه‌های با ارزش، نگرانی بابت چیزهایی که ندارید را دور بریزید. نگرانی و ناراحتی بابت چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید را دور بریزید. تنها به چیزهایی فکر کنید که دارید. مطمئناً‌ دارایی‌های شما آنقدر مختلف و زیاد هست که بابت آن ها ممنون و سپاسگزار باشید. حس بهتری پیدا می‌کنید، اینطور نیست؟
داشتن احساس بهتر در مورد خود، بهترین راه برای شارژ کردن باتری‌های ذهنی فرد است.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.