مقاله

پنج راهی که ابر ثروتمندان را ثروتمندتر می‌کند

عکس: بادران

معمولاً خرد و دانش عوام اشتباه است. مخصوصا این مسئله در مبحث ثروتمند شدن و کسب درآمد عالی مصداق زیادی پیدا می‌کند. نوشته: جف هیدن (Jeff Haden)

   خیلی از مردم آرزو دارند پولدار شوند. اما اگر فقط به پول در آوردن فکر می‌کنید، هر چه قدر هم که بتوانید پول در بیاورید باز هم کافی نخواهد بود. وقتی پای شادی و احساس رضایت به میان می‌آید دیگر پول همه چیز نیست.
و به همین دلیل است که تعریف هر کسی از موفقیت متفاوت است و صد البته باید هم این‌چنین باشد.
با این حال، پول در معادله موفقیت همه مردم همیشه یکی از فاکتور‌های موثر است. پس چرا تعداد کسانی که می‌توانند به سطحی از ثروت که می‌خواهند برسند نسبتاً کم است؟
به گفته راجر جیمز همیلتون (Roger James Hamilton)، نویسنده کتاب تدبیر اصلی میلیونر شدن: مسیر شخصی شما در نیل به موفقیت مالی، این مسئله به این دلیل است که به همه ما چیزهایی درباره ثروت یاد داده‌اند که دیگر از درجه اعتبار ساقطند (یا از همان ابتدا غلط بوده‌اند).
در این‌جا ازقول راجر پنج باور غلط را بهمراه پنج حقیقت مدرن درباره ثروت می‌خوانید:

1. باور غلط جریان‌های درآمدی چندگانه
باور غلط: هر چه جریان‌های درآمدی بیشتری داشته باشید ثروتمند‌تر خواهید شد.
حقیقت: راه اندازی تعداد زیادی از جربان‌های درآمدی مثل این است که سعی کنی با یک دست چند هندوانه برداری و تازه بالای تپه هم ببری. شاید بتوانی این کار را شروع کنی، اما در نهایت یا تمرکزت را از دست می‌دهی یا زمانت را و یا هر دو را. موفقیت، ناشی از رشد تیم‌ها است نه رشد جریان‌ها. برای افزایش درآمد باید به فکر داشتن چند‌ تیم باشید نه چند جریان کاری.
پول، پول نمی‌آورد. مردم هستند که پول می‌آورند. قبل از آن‌که روی دارایی‌هایی سرمایه‌گذاری نمایید که قرار است آدم‌ها آن‌ها را مدیریت کنند، روی آدم‌ها و گزینه‌های صحیح سرمایه‌گذاری کنید. در غیر این صورت مجبور خواهید شد خودتان رشته همه امور را در دست بگیرید. آن وقت است که هندوانه‌ها یکی یکی شروع به افتادن از دست‌تان خواهند کرد.

2. باور غلط درآمد غیرفعال
باور غلط: می‌توانید مقداری پول قرض کنید و دارایی‌ای بخرید که برای‌تان درآمد غیرفعال به ارمغان بیاورد. در این صورت مجبور نخواهید بود برای تامین معاش‌تان کار کنید و خودبخود ثروتمند خواهید شد.
حقیقت: بدهی تنها یک شیار ایجاد می‌کند . تمام درآمد‌ها باید مدیریت شوند. یعنی باید بدانید چطور تیم و متخصصان‌تان را مدیریت کنید، زیرا آن‌ها هستند که مدیریت دارایی‌های شما را در دست دارند.
ساختن دارایی‌هایی که برای‌تان سیلی از ثروت به ارمغان بیاورند اهمیت بسیار زیادی دارد. اما وقتی همه منابع خودتان را خرج خریدن یک ملک یا یک دارایی خاص می‌کنید و سپس ارزش آن دارایی سقوط می‌کند، سیلی که به سمت‌تان می‌آید دیگر سیل ثروت نیست بلکه سیل خانمان برانداز است و هر آن‌چه سهام داشتید دارد از بین می‌رود. همین اتفاق دارد برای ثروت شما هم می‌افتد.
دارایی‌ها، چه ملک چه کسب و کار، نیازمند مدیریت هستند. هیچ چیز غیر فعالی در این دنیا وجود ندارد.
درآمد غیر فعال را فراموش کنید؛ به درآمد پورتفولیو بیندیشید (پورتفولیو اصطلاحی در علم اقتصاد و معادل سبد سهام بوده و به معنی آن است که هرگز نباید همه سرمایه در یک دارایی یا کسب و کار سرمایه‌گذاری شود، بلکه باید سرمایه را صرف سبدی متشکل از چند سهم و کسب و کار مختلف کرد تا اگر یکی دچار ورشکستگی و سقوط شد، درآمد سهام دیگر کل خسارت را جبران کند). درآمدی که در آن دارایی‌های‌تان را به واسطه خودتان یا تیم کارشناسان‌تان فعالانه مدیریت می‌کنید. این تنها راهی است که می‌توانید مطمئن باشید ارزش‌های پنهان موجود در دارایی‌های‌تان رشد کرده و شما را ثروتمند‌تر خواهند نمود.

3. باور غلط استراتژی خروج
باور غلط: ثروت زمانی به دست می‌آید که سهام‌تان را بفروشید و از سازمان خارج شوید، بنابراین نوعی استراتژی خروج طرح کنید که پس از یک دوره کار سخت و ارتقای مالی، سر بزنگاه سهام یا دارایی سازمان را فروخته و از آن کسب و کار خارج شوید.
حقیقت: عاشق کاری که می‌کنید باشید تا هیچ وقت به خروج فکر نکنید؛ در این صورت همواره دلتان می‌خواهد کاری که دارید و انجام می‌دهید را دو دستی نگه دارید.
وقتی عده زیادی از آدم‌ها خروج از سازمان را عقب بیندازند و مجبور نباشند کاری را به زور و بدون علاقه به حفظ آن ادامه دهند، کم کم آن شغل برایشان ارزشمند‌تر خواهد شد. به جای فکر کردن به این که چطور کارتان را رها کنید، نوعی استراتژی موفقیت طرح کنید که بقای شما را در کار تضمین کند. زیرا به این وسیله نه تنها کار برای شما تولید ثروت خواهد کرد بلکه تمام روزهای زندگی‌تان را با شادی و احساس رضایت سر خواهید کرد.

4. باور غلط «رئیس خودتان باشید»
باور غلط: راه کسب ثروت این است که رئیس خودتان باشید؛ به این ترتیب خودتان انتخاب خواهید کرد چه کاری بکنید و چه زمانی دست به آن کار بزنید.
حقیقت: ثروت از آن جا می‌آید که شما انتخاب می‌کنید رییس چه کسی یا چه کسانی باشید.
حتی اگر خودتان صاحب کسب و کار خودتان باشید باز هم باید به عده‌ای پاسخگو باشید مثل مشتری‌ها، سهام‌داران، کارمندان، غیره.
به جای اینکه رهبری باشید که روزی به تنها شدن‌تان منجر شود، افرادی که می‌خواهید به آن‌ها پاسخگو باشید را انتخاب کنید. آنوقت بهترین کار ممکن که از دست‌تان برمی‌آید را برای او یا آن‌ها انجام دهید. به این ترتیب به هدف‌تان خواهید رسید.
اگر می‌خواهید موفق باشید به فکر خدمت کردن به خودتان نباشید. خدمتگذار دیگری باشد.

5. باور غلط ریسک بزرگ یعنی پاداش بزرگ
باور غلط: کارآفرینان موفق همه چیز‌شان را وسط بازی می‌گذارند.
حقیقت: قهرمانانه‌ترین سفرها هم در به حداقل رساندن ریسک‌هایی است که در مسیر پیشرفت حاصل می‌آیند و در آزمودن و سبک سنگین کردن همه مسائل و اتخاذ راهکاری‌های هوشمندانه در مسیر طولانی نیل به موفقیت.
شکست دو پیامد اصلی دارد. می‌تواند باعث غرق شدن شما بشود یا می‌تواند هدایت‌تان نماید. وقتی بیش از حد ریسک می‌کنید، شکست می‌تواند شما را تا نا کجاآباد به قهقرا بکشاند (لاجرم آن کس که بالاتر نشست -- استخوانش سخت‌تر خواهد شکست). بنابراین به فکر ریسک‌ کردن همه چیز به امید سود بزرگ نباشید؛ به فکر به حداقل رساندن ریسک‌هایی باشید که می‌کنید، چنان که اگر شکست خوردید، بتوانید از اشتباهات خودتان درسی بگیرید و دوباره از نو شروع کنید.

فکر می‌کنید راجر اشتباه می‌کند؟ به فهرست «ثروتمندترین افراد» نگاهی بیندازید و به صورت تصادفی یکی از آن نام‌ها را انتخاب کرده و به این پرسش‌ها پاسخ دهید:
•    آیا در مورد سرمایه گذاری و منافع کسب و کارش غیر فعال و منفعل نشسته است، یا به شدت و فعالانه کار می‌کند؟
•    آیا سعی می‌کند چند جریان درآمدی همزمان ایجاد کند، یا سعی می‌کند چند تیم یا چند گروه درست کند که برایش جریان‌های درآمدی همزمان راه بیندازند؟
•    آیا به دنبال استراتژی خروج است، یا استراتژی موفقیت طولانی مدت را دنبال می‌کند؟
•    او فقط به خودش پاسخگو است، یا خودش را نسبت به تعداد زیادی از افراد دیگر پاسخگو می‌داند؟
•    آیا همه تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد می‌گذارد و همه چیزش را ریسک می‌کند، یا هوشمندانه ریسک‌هایی را انتخاب می‌کند که به او اجازه آزمون و خطا، اجازه سنجیدن و بهبود نتایج را می‌دهند؟
به این موارد فکر کنید. افراد بسیار موفق بسیار فعال هستند؛ تیم‌های بزرگ درست می‌کنند؛ خودشان را برای مدت‌های مدید درگیر کار می‌کنند؛ خدمت می‌کنند، حمایت می‌کنند، کمک می‌کنند منابع‌شان را در اختیار افرادی مناسب که برای‌شان کار می‌کنند قرار می‌دهند؛ و ریسک‌های هوشمندانه، کوچک، و حساب شده می‌کنند.
و این دقیقا همان کاری است که شما هم باید بکنید.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.