مقاله

5 مرحله جهت تقویت جدی مهارت‌های شبکه‌ای

عکس: بادران

مهم نیست چه حرفه‌ای دارید، زیرا نتورک سوختی است که موفقیت‌تان را تسریع می‌کند. در نتورک هم می‌توانید از افرادی که ملاقات می‌کنید به طور مستقیم درس‌هایی یاد بگیرید و هم می‌توانید از مزایای برقراری ارتباطات و تجمعات و از هم‌افزایی قدرت هر فرد حاضر در یک جمع نیز بهره‌مند شوید.

        در مورد بعضی از ما اسم نتورک کردن باعث می‌شود طعم و مزه بدی در دهان‌مان بوجود بیاید. بسیاری از ما چندان اطلاعی از این نداریم که از کجا باید شروع کنیم، وقتی با کسی ملاقات کردیم چه باید بگوییم و به طور کل، درباره نحوه برقراری و حفظ یک ارتباط آگاهی کافی نداریم. هر چند شخصاً باور دارم نتورک کردن و ایجاد روابط درست و قابل اعتماد هنر و دانشی مختص به خود دارد، با این حال قصد دارم چکیده تمام آن‌چه که در سال‌های گذشته یاد گرفته‌ام را در قالب یک راهنمای کاربردی در اختیارتان قرار دهم. در ادامه این دستورالعمل را برای‌تان آورده‌ام که ارتباطی با آموزه‌های قبلی ندارد.

مرحله 1: نگرش
قبل از اینکه به نتورک فکر کنید واژه «کار کردن» را از سیستم‌تان حذف کنید. بارها شنیده‌ام که مردم وقتی می‌خواهند درباره این کار صحبت کنند می‌گویند «برویم به نتورک بازی‌»‌مان برسیم. نمی‌دانم این گونه افراد چقدر باید غسل کنند و دوش بگیرند تا بتوانند گرد ناموثق بودن و بی‌اعتباری را از تن‌شان بتکانند. ممکن است این مسئله به دلیل این موضوع بوده باشد که وقتی می‌خواهید به سراغ کسی بروید، ده‌ها و شاید صد‌ها نفر آدم شبیه به شما قبل از شما سراغ‌شان رفته‌اند؛ به همین دلیل می‌توان حدس زد برای این افراد کاری ندارد که شما را هم از سرشان باز کنند؛ یعنی از دست کسانی خلاص شوند که به چهره‌شان «نقابی غیر واقعی» زده‌اند.
نتورک واقعی و بهترین نوع آن حاصل برقراری روابطی واقعی است، نه رد و بدل کردن کارت ویزیت. مهم نیست که سعی می‌کنید با چه کسی این ارتباط را برقرار کنید، مهم این است که با هر کسی طرح دوستی ریختید مانند یک دوست واقعی با وی برخورد کنید نه صرفاً مثل یک آدم حرفه‌ای در زمینه کسب و کار و در حیطه کاری و شغلی. بدین ترتیب در روابط میان فردی‌تان با وی پیشرفت زیادی خواهید کرد. در نتیجه از همان ابتدا به این فکر کنید که اگر فرد مزبور یکی از دوستان واقعی و قدیمی شما بود چطور با او برخورد می‌کردید. موضوعی پیدا کنید که در آن زمینه با فرد گفته شده نوعی اشتراک ذهنی دارید، زیاد به خودتان سخت نگیرید، بذله‌گو باشید، و مهم‌تر از همه به او نشان دهید حواس‌تان معطوف منافع او هست و به فکرش هستید.

مرحله 2: مقصد
انجام کاری صرفاً با این هدف که آن کار را انجام داده باشید چندان ایده خوبی نیست. همچنین با این کار وقت‌تان را هم تلف کرده‌اید. از قدیم الایام این حالت را به ماشینی تشبیه کرده‌اند که باک آن را پر کرده‌اید و به خوبی به آن رسیده‌اید اما مقصد خاصی برای رفتن با آن‌ ماشین ندارید.
همانطور که ممکن است خیلی از شما‌ها خبر داشته باشید، شخصاً یکی از کسانی هستم که اعتقاد و ایمان زیادی به تعیین هدف و متمرکز کردن همه تلاش‌ها در راستای نیل به آن مقصود و هدف دارم. حال بگویید ببینم، رویای شما چیست؟ وقتی خودتان را در آینده تصور می‌کنید دقیقاً به چه کسی می‌اندیشید و خودتان را چطور می‌بینید؟ اگر بخواهید هر آن‌چه آرزویش را دارید را داشته باشید، شاد و خوشحال باشید و به همه اهدافتان رسیده باشید چه شکلی می‌شوید و به کجا می‌رسید؟ قدری بنشینید و هدف‌های 5 سال آینده خودتان را دقیقاً روی کاغذ بیاورید. حالا تعیین کنید برای این‌که به هدف 5 سال بعد خودتان برسید باید چه هدفی را در سال آتی به دست آورده باشید. حال بنویسید در 90 روز بعدی به کدام هدف باید برسید تا به هدف انتهای سال نزدیک شده باشید.
به عنوان مثال: بیایید فرض کنیم هدف شما این است که در انتهای سال پنجم 1 میلیون دلار پول داشته باشید. قطعاً به خودرویی نیاز خواهید داشت که شما را به آن هدف برساند، حال این خودرو می‌خواهد کسب و کارتان باشد یا یک سرمایه‌گزاری جدید، یا اصلاً باید دارایی‌ای را بخرید که تا 5 سال آینده چنین رشدی را عایدتان نماید. در نتیجه هدف سال بعدتان می‌تواند این باشد که کسب و کار فوق را راه انداخته و در انتهای سال ماهانه 5000 دلار از فروش محصولات یا خدمات‌تان سود کسب کرده باشید.
حالا اگر قرار باشد در کسب و کار جدیدتان هر ماه و تا انتهای سال جاری 5000 دلار فروش داشته باشید در 90 روز بعدی باید چه کار یا کارهایی انجام دهید؟ شاید این کار پیدا کردن شریکی مناسب است که مهارت‌های تکمیلی مجموعه را داشته باشد، یا در سه ماهه بعدی اولین مشتری دست به نقد‌تان را پیدا کنید.
هدف 5 ساله: کسب 1 میلیون دلار
 هدف یکساله: کسب سود حاصل از فروش ماهانه 5000 دلار ( 60000 دلار در سال) از کسب و کار جدید
 هدف 90 روزه: پیدا کردن اولین مشتری دست به نقد
حالا زمان آن است که این هدف را روی کاغذ بیاورید. بله، دقیقاً ‌منظورمان همین است که آن را باید به صورت فیزیکی بنویسید!

مرحله 3: نقشه
حال که هدف نهایی خودتان را برای پنج سال آتی تعیین کردید و از جمله فهمیدید روی چه کارهایی باید در میان مدت و کوتاه مدت تمرکز کنید تا به آن هدف نهایی برسید، یک نقشه برای خودتان بکشید. کیت فراتزی (Keith Ferrazzi) یک استراتژی قدرتمند به نام نقشه اجرایی نتورک یا به قولی (NAP) برای این کار دارد که در کتاب هیچ وقت تک خوری نکنید در رابطه با آن توضیح می‌دهد تا بتوانید بین استراتژی نتورک و اهدافتان پلی احداث کرده و بین آن دو ارتباط برقرار کنید.
مرحله 1 اختصاص دارد به نوشتن هدف و مقصد نهایی روی کاغذ (که در مرحله 2 قرار است آن را تکمیل کنید). مرحله 2 عبارت است از این که به سه هدفی بپردازید که روی کاغذ نوشته‌اید. سپس در کنار هر یک از اهداف خود را نام سه نفر را بنویسید که می‌تواند به نوعی دستیابی شما به اهداف را تسریع کنند یا سکوی پرتاب شما به سمت اهداف‌تان باشند. این افراد می‌توانند از زمره کسانی باشند که از قبل با شما آشنا هستند، یا دارای نسبت‌های درجه دو با شما هستند، یا اصلاً هیچ نسبت و آشنایی با شما ندارند.
نمونه‌هایی از 3 نفر بالای فهرست نزدیک‌ترین آشنایان شما که می‌توانند جزء مرشدان و مربیان‌تان باشند، مشتریانی که می‌توانند در نقش مشاور‌تان ظاهر شوند، سرمایه‌گذارانی که به نگرش شما باور دارند، عضو تیمی که می‌تواند به یکی از شرکای موسس تبدیل شود یا مهره استخدامی کلیدی شما گردد، رئیس یا مدیری که می‌تواند شما را رو به جلو سوق دهد یا موقعیتی استراتژیک در سازمان‌تان ایجاد نماید یا یک فوق مرتبط کننده‌ای که بتواند شما را به هر یک از افراد بالا متصل و مرتبط نماید تا بتوانید شبکه و نتورک خودتان را بسازید.
اگر به دنبال افتتاح شرکتی هستید، این سه نفر می‌توانند به مثابه یک شریک بالقوه، یک سرمایه گذار و یک مشتری بالقوه برای‌تان عمل کنند. برای یک کتاب پرفروش این سه می‌توانند پست‌های نماینده فروش، شریک تبلیغاتی یا ویراستار شما را اشغال کنند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد که وقت زیادی را صرف کرده و در این باره تحقیق و بررسی نمایید تا مطمئن شوید که این سه نفر خواهند توانست به شما کمک کرده و باعث شوند سریع‌تر و در مدت زمان کمتری به اهداف خودتان نایل شوید.

مرحله 4: ایجاد یک ارتباط انسانی
وقتی دارید با کسی صحبت می‌کنید، حال این صحبت بواسطه نرم‌افزار اسکایپ باشد یا از طریق تلفن عادی، چطور می‌توانید یک ارتباط و آشنایی واقعی بین خودتان و ایشان ایجاد کنید؟ شخصاً فکر می‌کنم عوامل زیر در اینباره ضرورت زیادی دارند:

  • •    سوالات خردمندانه بپرسید (تا بفهمید طرف مقابل چه فکری می‌کند). شما می‌توانید با سوالاتی صحیحی که طرف مقابل می‌پرسید اطلاعات زیادی از وی کسب کنید. تونی رابینز (Tony Robbins) اغلب می‌گوید کیفیت سوالاتی که می‌پرسید رابطه مستقیمی دارد با کیفیت زندگی‌تان.
  • •    سوالات بهتری بپرسید و پاسخ‌های بهتری دریافت کنید. پیتر تیل (Peter Thiel) از ما می‌خواهد خودمان را به چالش کشیده و از خودمان بپرسیم: «چطور باید در تنها شش ماه به اهداف 10 ساله خودمان دست پیدا کنیم؟» وقتی با کسی صحبت می‌کنید، با پرسیدن سوالات بهتر، نه تنها خودتان را درد زمره افراد رده بالاتری که متفاوت از دیگران فکر می‌کنند قرار می‌دهید، بلکه باعث می‌شوید افراد دیگری که با آنها صحبت می‌کنید هم به شکل دیگری ببینند و فکر کنند و در نتیجه در زندگی آنها نیز ایجاد ارتقا می‌کنید.
  • •    توجه کنید (آنچنانکه که گویی زندگی‌تان به این موضع بستگی دارد). این کار ممکن است برای برخی از مردم طبیعی و عادی و برای برخی دیگر سخت و مشکل باشد. در دوران امروز که به دوران گوشی‌های هوشمند مشهور گشته، داشتن توجه و دقت یک «مهارت» ضروری است که بسیاری از ما فاقد آن هستیم. چند بار اتفاق افتاده که در حال صحبت کردن با کسی بوده‌اید و او به جای توجه و دقت به شما، یا در حال بی‌قراری کردن بوده و یا هر بار با قطع صحبت‌های شما نگاهش را به جانب دیگری معطوف کرده است؟ صرفاً و به سادگی با حفظ تماس چشمی و گوش دادن همراه با دقت و پاسخ دادن به سوالات به شکل صحیح و با پاسخ‌های مرتبط، خودتان را از عامه مردم جدا خواهید نمود و در عین حال نشان خواهید داد که به خوبی در مسیر پرورش یک رابطه واقعی هستید.
گوش بدهید. سوالات خوب بپرسید. تکرار کنید.

مرحله 5: ابر مرتبط کنندگی
سریعترین راه برای رشد شبکه خودتان معرفی دو نفر به یکدیگر است که می‌توانند از قِبَل یکدیگر منافعی به دست آورند. با این‌که این استراتژی به نظر بسیار ساده می‌آید، با این حال عده بسیار کمی به انجام آن همت می‌گمارند. آخرین باری که کسی با شنیدن مشکل حال حاضر شما تصمیم گرفته شما را به فرد مناسبی معرفی کند که می‌تواند مشکل‌تان را حل کند چه زمانی بوده است؟ اگر آنقدر خوش‌شانس بوده‌اید که به تازگی با چنین فردی ملاقات کرده‌اید، باید به شما تبریک بگویم، زیرا با یک ابر مرتبط کننده دیدار داشته‌اید.
امروز که بیش از سه میلیارد نفر در جامعه آنلاین حضور دارند، تمایز میان سره از ناسره هر روز نسبت به روزهای گذشته مشکل‌تر شده است و در این میان نقش ابر مرتبط کننده‌ها هر روز بیش از گذشته آشکار می‌گردد، زیرا تنها آنها هستند که می‌تواند این تمایز را قایل شوند. در اینجا چند راه از قوی‌ترین راه‌هایی که می‌توانید با استفاده از آنها خودتان به یک ابر مرتبط کننده تبدیل بشوید را برای‌تان فهرست کرده‌ایم.
•    حساب رتبه و نمره کسی را نگه ندارید. این روشی است که ابر مرتبط کننده‌ها را تا به امروز از دیگر افراد عادی متمایز و جدا کرده است. ابر مرتبط کننده‌ها از نوعی فراوانی در قوای ذهنی برخوردارند و همواره خواهان بخشیدن، ارتباط دادن و به اشتراک گذاری همه چیزشان هستند.
•    دوست پیدا کنید نه «آشنا». به عبارت دیگر، برای کیفیت ارزش بیشتری نسبت به کمیت قایل شوید. کارت‌های ویزیت‌تان را دور بریزید و با کسانی که ملاقات می‌کنید طرح دوستی پایدار بریزید. من همیشه خودم را وادار می‌کند تا وقتی مجبور نشده‌ام، هرگز در برخورد اول با افراد در مورد کسب و کار و مسائل حرفه‌ای صحبت نکنم. همیشه ارزش استحکام بخشیدن به رابطه موجود بین شما و 10 نفر از دوستان و ارتباطات با‌کیفیت‌تان در همایش‌ها و گردهمایی‌ها بهتر از این است که 50 آشنای جدید بیابید، و مثلاً از آن‌ها کارت ویزیت بگیرید اما یکی دو روز بعد، حتی اسمشان را هم فراموش کنید.
•    با دیگر ابر مرتبط کننده‌ها ارتباط بگیرید. آیا دو مرتبط کننده را می شناسید که توانسته باشند از رابطه با یکدیگر در یک گردهمایی منتفع گردند؟ آیا این دو نفر از قبل با یکدیگر آشنا شده‌اند؟ معرفی دو ابر مرتبط کننده‌ ساده‌ترین کاری خواهد بود که می‌توانید انجام دهید زیرا: آنها به طور طبیعی رفتاری دوستانه دارند و به احتمال زیاد دوستان مشترکی هم با یکدیگر دارند. و شما نه تنها به دیگران کمک کرده‌اید بیش از گذشته به اهداف‌شان نزدیک‌تر شوند بلکه هر بار که از قِبَل فردی که به آن‌ها معرفی کردید منتفع گردند باز به یاد شما خواهند افتاد.
•    با افراد مصاحبه کنید. این کار اگر به صورت استراتژیک انجام گیرد، می‌تواند یکی از سریعترین راه‌ها برای رشد شبکه شما باشد. شما می‌توانید این کار را به صورت یک زمینه تحقیقاتی، نگارش مقاله یا کتاب، یا آنطور که شخصاً بدان علاقه دارم، در قالب یک پادکست انجام دهید.
•    پیگیری کنید. این کاری است که اغلب ما فراموش می‌کنیم انجام دهیم. اما پیگیری بعدی برای این‌که ببینید جلسه دیدار شما چطور پیش رفته، یا پیگیری تصادفی چند ماه بعد از دیدار و ملاقات نه تنها باعث مستحکم‌تر شدن آشنایی و ارتباط بین شما دو نفر خواهد شد بلکه دوام دوستی شما را یک مرحله پیشتر خواهد برد. در دنیایی که همه به فکر گرفتن و کندن چیزی از یکدیگر هستند، این‌که به کسی نشان بدهی در فکرش هستی و منتظری ببینی چه کاری می‌توانی برایش انجام دهید واقعاً شما را در گروهی جدا از دیگر افراد برای فرد مزبور قرار خواهد داد.
آیا کسی هست که بخواهید همین الان خبری از او بگیرید؟

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.