مقاله

آیا بیش از اندازه مشتری‌تان را تحت فشار قرار می‌دهید؟

عکس: بادران

 آیا وقتی دارید با مشتری‌های بازاریابی شبکه‌ای صحبت می‌کنید زیاده از حد سماجت به خرج می‌دهید؟ آیا وقتی می‌خواهید متقاعدشان کنید یک فرصت کسب و کار بزرگ برای‌شان سراغ دارید بیش از حد لزوم به آن‌ها فشار وارد می‌کنید؟
یادگیری در مورد چیز‌های جدید یک فرایند است و هر کس که در این مسیر گام بر می‌دارد باید سه قدم اصلی را بردارد. ابتدا، از وجود چیزی آگاه و به آن علاقه مند می‌شویم. دوم، تحت آموزش قرار گرفته و چیزهای بیشتری درباره آن موضوع یاد می‌گیریم. و سوم، شروع به اقدام کرده و مسئولیت آن را می‌پذیریم.
در مورد نحوه مواجهه با آبجکشن‌ها به شکلی کارآمد و موثر در مواقعی که دارید فرصت کسب و کار‌تان را به یک مشتری بالقوه پرزنت یا ارائه می‌کنید تاکنون صحبت‌های زیادی کرده‌ایم. آنچه در حقیقت نیازمند صحبت کردن درباره‌اش هستیم چگونگی تسهیل فرایند مواجهه و رسیدگی به آبجکشن است. منظورم از تسهیل روند به نحوی است که مشتری به نتیجه‌گیری صحیحی برسد. به عبارت دیگر شما در این برهه به کمک مشتری‌تان می‌آیید و این یعنی رفع و چاره رسیدگی به آبجکشن و موارد دارای اشکال.
معلمان و مربیان تسهیل کنندگان فرایند یادگیری هستند. آنها به کمک دانشجویانشان می‌آیند. در نهایت، این دانشجویان هستند که باید مسئولیت یادگیری مسائل مبتلا به را بپذیرند.

فرض کنیم مشتری‌ای دارید که علاقه زیادی به تماشای فیلم دارد، هر ماه تعداد زیادی دی وی دی می‌خرد و مبلغ زیادی هزینه عضویت در شبکه های کابلی را پرداخت می‌کند. چنین فردی این کار را با انتخاب خودش انجام می‌دهد. ممکن است همین فرد به کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای هم علاقه‌مند باشد و اصلاً به همین دلیل بوده که شما دارید با او صحبت می‌کنید، ولی سبک زندگی که او برای خودش انتخاب کرده دیگر پولی برایش باقی نمی‌گذارد تا در این کار سرمایه گذاری نماید.
کاری که باید انجام دهید این است که از او چند سوال بپرسید. به نحوی در طرز فکر او تغییر ایجاد کنید به صورتی که خودش اظهار تمایل کرده و تصمیم بگیرد گزینه دیگری را برگزیند و به شکلی نباشد که گویی او را وادار به اتخاذ این تصمیم کرده‌اید.
به او کمک کنید خودش به این درک و دانش برسد که چه چیزی برایش اهمیت بیشتری دارد. از نظر او که به دنبال بازاریابی شبکه‌ای است، اگر یک مقیاس از یک تا ده در نظر بگیریم، ثروت و ثروتمند بودن برایش در کجای این مقیاس قرار می‌گیرد؟

بنابراین اگر به مثال بالا باز گردیم، او تماشای تلویزیون و خرید ماهانه دی وی دی را در کجای این مقیاس قرار می‌دهد؟ یعنی درجه‌ای از اهمیت که برای این مسائل قایل است چقدر است؟ کدام یک برایش مهم‌تر است؟

هر چیزی اهمیت نسبی خودش را دارد و تمام کاری که شما باید درباره این مشتری MLM انجام دهید این است که کاری کنید که مسئله را درک نماید. در این مورد کمی فکر کنید. شما برای انجام کارها در اوقات فراغت‌تان آزادی کامل دارید. خودتان هستید که انتخاب می‌کنید در این زمان به ایجاد و پایه‌ریزی یک کسب و کار بپردازید. آن فرد هم به همان اندازه دارای حق برای انتخاب کاری است که می‌خواهد با وقتش انجام دهد. چه چیزی باعث می‌شود که انتخاب شما به انتخاب او چربش بیشتری داشته و صحیح‌تر باشد؟ هر دو گزینه به یک اندازه برابر و کاملاً معتبرند.
اگر ایشان بتوانند به این نتیجه برسند که باید تغییراتی در برخی از شیوه‌های زندگی‌شان ایجاد کنند و به این صورت دلشان بخواهد فشار بیشتری روی شروع یک کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای بگذارند تا روی تماشای فیلم و تلویزیون، آنگاه می‌توانیم بگوییم شما توانسته‌اید در تسهیل این تغییر موثر ظاهر شوید و اکنون دیگر می‌توانید به آن‌ها کمک کنید تا پیشرفت بیشتری کنند.
اگر آن‌ها تصمیم دیگری گرفتند باید انتخاب‌شان را پذیرفته و به ایشان احترام بگذارید، زیر کار دیگری هم نمی‌توان کرد. شما نمی‌توانید کسی را به کاری مجبور کنید. فقط می‌توانید تغییر رفتارش را تسهیل کنید. شما می‌توانید سعی کنید آن ها را به رفتن در مسیر درست تشویق نمایید، اما وقتی نمی‌توانید در متقاعد کردن ایشان برای درک صحیح و انتخاب اصلح میان صرف انرژی روی یک کسب و کار ارزشمند یا تماشای فیلم موفق شوید و آنها دیدن فیلم را انتخاب می‌کنند، آنگاه شما کارتان را کرده‌اید و آن‌ها انتخاب‌شان را.

3 اظهار نظر

  1. سمیه پرویز (17111269141)

    سه شنبه، 2 آبان ماه 1396

    بسیار خوب و مفید بود.ممنون

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.