مقاله

برند شخصی؛ برداشتن گام‌های نخست

عکس: بادران

نوشته: جانا بنگرتر (Jana Bangerter)، متخصص توسعه آگاهی‌های اولیه درباره تنوع فرهنگی، قدرت زبان و انگیزه‌های انسانی جهت برقراری ارتباط

  در این مقاله قصد داریم درباره درست کردن و بهسازی برند شخصی خودتان صحبت کنیم. اگر پیش از این عبارت برند شخصی به گوشتان نخورده و چیزی درباره آن نمی‌دانید احتمالاً اطلاع چندانی هم درباره این‌که اصولاً از کجا باید شروع کرد نخواهید داشت. در هر حال، خبر خوب (یا شاید هم خبر بد) این‌ است که در حال حاضر و بدون این‌که خودتان خبر داشته باشید، صاحب یک برند شخصی بوده‌اید و هستید.
اگر تا به حال این تجربه را نداشته‌اید، کافی است یک بار نام خودتان را در موتور جستجوی گوگل وارد کنید. احتمالاً در نتایجی که جلوی چشمتان ردیف خواهید شد، حساب‌های کاربری تک‌تک شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ یا احیاناً سایتی که دارید را مشاهده خواهید کرد. احتمال در کنار نام‌های فوق، تصاویری هم از خودتان پیدا خواهید کرد، تنها، یا در کنار دوستان، یا حتی تصاویری از کسانی که صرفاً نامشان با نام شما یکی بوده یا تشابه اسمی دارید. حتی ممکن است تصاویری که بر روی سایت‌های به اشتراک گذاری تصویر و فیلم فرستاده‌اید هم نشان داده شوند.
اگر کسب و کار شما رابطه تنگاتنگی با شخصیت فردی‌تان دارد، احتمالاً تمام این نتایج به دست آمده از منظر حرفه‌ای به نفع‌تان بوده است، اما بعید است که همه چیز‌هایی که روی فضای مجازی پسند کرده (like) یا به اشتراک گذاشته‌اید با برند ایده‌آلی که در نظر دارید از خودتان بسازید و به دیگران نشان دهید تناسب صد درصدی داشته باشد. هر قدر از سنین پایین‌تری در فضای مجازی حضور پیدا کرده باشید احتمال برخوردن به مواردی که چندان باب میل‌تان نیست بیشتر می‌شود. این‌که رد پاهای دیجیتال این‌چنینی که انعکاسی خوبی از شخصیت شما ندارند یا به هیچ وجه تعریف خوبی از شما ارائه نمی‌کنند را از بین ببرید ایده خوبی است، اما این‌که از تمامیت چهره و خود واقعی‌تان در فضای مجازی تبری بجویید یا آن را انکار کنید به هیچ وجه نمی‌تواند ایده خوبی باشد.
یکی از نویسندگان مجله فوربس (Forbes) به نام چرین زکی (Chereen Zaki) در مقاله‌ای با عنوان دوام طولانی‌تر نمایه‌های شخصی به این نکته اشاره می‌کند که کسانی که با فضای مجازی بزرگ می‌شوند باید «حواسشان باشد که اگر برخی از اقدامات احتیاطی را نادیده بگیرند و تنظیمات حریم شخصی و خصوصی خودشان را فعال نکنند، زندگی آنلاین موازی آن‌ها در نهایت با زندگی حرفه‌ایشان خواهد آمیخت.» در عین حال، او نسبت به میل بیش از اندازه به حفظ حریم خصوصی نیز انذار داده و می‌گوید، «نبود هیچ نشانه‌ای از شخصیت یک فرد و ظهور یک سیاه چاله فردی در شبکه جهانی وب می‌تواند برای کارفرمایان نگران کننده باشد» و بعلاوه حتم داشته باشید مشتریان‌تان هم واکنش مشابهی نسبت به این مسئله خواهند داشت. اگر آدمی هستید که در بازار کسب و کار سری داخل سرها در آورده‌اید، داشتن یک تصویر عمومی از خودتان اهمیت زیادی برای‌تان خواهد داشت.
ایجاد برند شخصی آنچنان هراس انگیز و دلهره آور که به نظر می‌‌آید نیست. لازم نیست یک کمپین روابط عمومی به راه بیندازید تا تمام رد پاهایی که از خودتان به جای گذاشته‌اید را محو و نابود کنید. موتورهای جستجویی که با قدرت تمام در صحنه فضای مجازی حاضرند، پیش از این اقدام شما مشغول ترویج نام‌تان بوده‌اند. شما پیش از این هم در فضای مجازی آنلاین بوده و مشغول بازی، مرور صفحات وب، یاد گیری و برقرار روابط مجازی بوده‌اید. همه این ردپاهای باقی مانده بر روی شن‌های ساحل دیجیتال بخشی از برند شخصی شماست؛ فقط کافی است از امروز تصمیم بگیرید که کدام یک را باقی بگذارید و کدام‌یک را پاک کنید. مدتی از وقت‌تان را اختصاص داده و این سه مرحله را انجام دهید:

1. به روایت‌ها و پیام‌هایتان بیندیشید.
به این فکر کنید که می‌خواهید چه تصویری از شما نشان داده شود و البته از منظر روایت به این تصویر بیندیشید. وقتی انسان به قطعه‌های مختلفی از یک مجموعه اطلاعات مرتبط با یکدیگر می‌نگرد به طور طبیعی مغز او در پی آن است که از این قطعات به هم ریخته یک داستان معنی دار بسازد تا درک بهتری از آن پیدا کند. ردپای دیجیتال شما یک داستان تعریف می‌کند راجع به این‌که شما چه گونه انسانی هستید؛ پس بنشینید و به داستانی بیندیشید که دلتان می‌خواهد راجع به خودتان تعریف کنید.
مگان مارس (Megan Marrs)، در مقاله‌ای که ابتدا در نشریه دمیوز (The Muse) و سپس در مجله فوربس (Forbes) به چاپ رسید، توصیه می‌کند داستان‌تان را با یک مانترا (شعار و سرمشق) شروع کنید نه با بیان رسالت‌ها و اهداف. به زبان دیگر، یک عبارت موجز، وصفی و احساس برانگیز که خلاصه‌ای باشد از برند شما. در مورد انتخاب این گزینه می‌توانید تا دلتان می‌خواهد تحقیق و جستجو کنید، یا اصلاً‌ هیچ وقتی برای تحقیق بر روی آن نگذارید، تنها کمی زمان صرف کرده و مقاله مگان مارس را بخوانید و درباره احساسی که می‌خواهید مانترای شما در مخاطب‌تان برانگیزد به خوبی بیندیشید.

2. خودتان را از دست رد پاهایی که مناسب برند شما نیستند خلاص کنید.
در مرحله بعد، بنشینید و در عین حال که دارید به برند شخصی ایده‌آلتان فکر می‌کنید، تمام رد پاهای خودتان را در فضای دیجیتال بررسی کنید. در همین حال ببینید کدام یک از این رد پاها به زندگی اجتماعی و عمومی که دلتان می‌خواهد داشته باشید تعلق ندارد. در این مرحله یکی از راه‌ها و ایده‌های خوب و مفید این است که از یک مرورگر «بیستار» (incognito= مرورگر‌های ناشناس‌کننده هویت مرور کننده) یا از پنجره‌های «خصوصی» مرورگر خودتان استفاده کنید. اگر با این مفهوم آشنایی قبلی ندارید باید بگویم پنجره خصوصی مرورگر به شما امکان می‌دهد بدون ذخیره شدن کوکی‌ها، کَش صفحه، ذخیره تاریخچه، ... بتوانید به مرور صفحات ادامه دهید. یعنی بدون این‌که مجبور شوید از همه حساب‌های کاربری‌تان خارج شوید، به صورت ناشناس به مرور صفحات بپردازید. به زبان ساده، یعنی هنگام جستجوی نام‌تان در موتورهای جستجو، نتایج به نحوی نمایش داده خواهد شد که گویی آن صفحات مرور شده توسط فردی ناشناس و یک غریبه به تمام معنا مرور شده‌اند. شاید بخواهید از منظر دو نفر مختلف به نتایج جستجوی نام‌تان نگاه کنید؛ یکی از منظر کسی که به محتوای شخصی شما دسترسی دارد و دیگری از منظر کسی که فاقد این دسترسی است. در این صورت باید از دو پنجره مرورگر جداگانه استفاده کنید. (اکثر مرورگرها دارای گزینه مرور خصوصی هستند. برای آگهی از نحوه دسترسی به تنظیمات فوق موضوعات مرتبط با مرورگر مورد نظرتان را در موتور گوگل جستجو کنید.)
حال همه آن آثار نامطلوب را حذف کنید. برخی از چیزهایی که صورت خوشی برای برند شخصی شما ندارد ممکن است صرفاً یکی از خصوصیات شخصیتی شما باشد. مثلاً ممکن است شما به فلان فیلم سینمای وحشت تولید شده در سال‌های دهه‌ی 1970 علاقه شدیدی داشته باشید، در نتیجه به محض باز شدن حساب کاربری شما در شبکه‌های اشتراک گذاری عکس (مانند Pintrest)، بلافاصله پوستر‌های افراد دارای لباس‌های نامناسب، زنانی که تمام صورت و بدنشان آلوده به خون است، و امثال آن در صفحه شخصی شما به نمایش در خواهد آمد. اگر کسب و کار شما چیزی است که به نوعی به ارتقای سلامت جسمی، سلامت روان و موارد زیبایی مربوط می‌شود، احتمالاً به هیچ وجه مایل نیستید تصاویری اینچنینی معرف برند شخصی شما باشد. مجبور نیستید فلان جنبه شخصیتی خودتان را امحا کنید؛ فقط کافی است آن را از دسترس عموم خارج کنید.
در بعضی از موارد صرفاً فعال کردن تنظیمات حریم خصوصی مسئله را حل می‌کند، اما اگر روی صفحات برخی از شبکه‌های اجتماعی‌تان که در آن مطلب پست می‌کنید احیاناً موارد ناخواسته‌ای وجود دارد و در عین حال، برخی از مشتریان شما در زمره دوستان شما در آن شبکه اجتماعی هستند، دیگر تنظیمات حریم خصوصی برای این‌کار کفایت نخواهد کرد. با توجه به شدت منافات تصاویر فوق با تصویری که از برند شخصی‌تان ارائه می‌کنید، هر آن‌چه که امکان غیر عمومی کردن آن وجود ندارد را حذف کنید. اگر میل شدیدی به آن جنبه از شخصیت خاص خودتان دارید و نمی‌خواهید آن را از فضای مجازی حذف کنید، سعی کنید از دو حساب کاربری استفاده کنید به نحوی که در حساب کاربری دوم از نام واقعی خود استفاده نکرده و محتویاتش را هرگز حتی با نزدیک‌ترین دوستان خود به اشتراک نگذارید.

3. آگاهانه روابط جدید ایجاد کنید.
حال که آگاهی خوبی به دست آوردید در مورد این‌که چه چیزهایی از حضور شما در فضای دیجیتال ردپا بجا می‌گذارد، حال آمادگی آن را دارید که شروع کنید به جمع و جور کردن مطالبی که ارتباطات مثبت با برند شما ایجاد می‌نمایند. همانطور که گفتم، در حال حاضر و از مدت‌ها پیش حضور شما در فضای آنلاین به ثبت رسیده است. حتی همین الان که دارید این مطلب را در فضای مجازی مطالعه می‌کنید! حال زمان آن است که ساعت‌هایی که به گشت و گذار در اینترنت می‌پردازید را از ساعت‌هایی وقت‌گذرانی صرف و به اصلاح دفع‌الوقت، به ساعت‌های سازنده تبدیل کنید.
وقتی دارید شبکه‌ها و سایت‌های مرتبط با اشتراک عکس را نگاه می‌کنید، بیشتر به دیدن عکس‌هایی بپردازید که مرتبط با کار شماست. اگر وبلاگی دارید که هم‌نام خودتان است، قبل از این که پیامی را منتشر کنید اطمینان حاصل کنید که به نحوی برند خودتان را در مطلب مشخص کرده‌اید. وقتی مطلبی می‌خوانید یا صفحه‌ای را بازدید می‌کنید که از منظر حرفه‌ای شما مثبت ارزیابی شده و برای برند‌تان مفید است، روی آن مطلب یا صفحه دکمه پسند کردن را بزنید یا ذیل آن نظریات مثبت و اندیشمندانه درج نمایید. فقط یادتان باشد، وقتی دارید این کار را می‌کنید، با یکی از حساب‌های کاربری رسمی خودتان به فضای مجازی متصل شده باشید تا تاثیر مثبت کارهای شما روی تصویر برندتان درج شود.
از سوی دیگر، هر وقت مطالبی را مرور کردید که بدان‌ها علاقه دارید اما مناسب ارتباط داشتن با تصویر حرفه‌ای شما و روایتی که از برند شخصی‌تان دارید نیست، حتماً به صورت خصوصی به مرور آن مطالب بپردازید یا موقعی روی آن صفحات به جستجو و مرور بپردازید که با حساب‌های کاربری ثانویه به فضای آنلاین متصل هستید (اگر تصمیم به ایجاد این حساب‌ها گرفته‌اید).

حال وقت آن است که یک گام دیگر هم بردارید. اگر در آینده مشاهده کردید چیزی جزو نتایج جستجوی نام‌تان در موتور گوگل نشان داده می‌شود اما من از آن نامی نبرده‌ام، می‌توانید آن را هم جزو روش‌ها و مسیرهایی برای به اشتراک گذاشتن پیام‌هایتان در نظر بگیرید. این ارتباطات و اتصالات از قبل وجود داشته‌اند. فقط باید آن را به خدمت خودتان درآورید تا از منظر حرفه‌ای به تقویت برندتان کمک کند.
هر چند همه آدم‌هایی که برای اولین بار با آن‌ها ملاقات می‌کنید بلافاصله نمی‌روند نام شما را در گوگل جستجو کنند، با این حال بهتر است باز هم جانب احتیاط را از دست ندهید چون بالاخره همیشه عده‌ای پیدا می‌شوند کنجاوی زیادی دارند. و اگر حتی یک نفر چنین کند مسلماً دلتان می‌خواهد با نتایجی روبرو شود که خودتان آن‌ها را با میل و رغبت کاشته‌اید تا به موقع چیده شوند. شروع کار آسان است و هیچ وقتی برای اینکار بهتر از همین حالا نیست. اگر فقط و فقط کمی همت به خرج داده و در همان اوقاتی که عادت دارید به گشت و گذار در اینترنت بپردازید سعی کنید پیام، روایت و برند شخصی‌ که دوست دارید از شما نشان داده شود جلوی چشم‌تان باشد، در مدت زمان کوتاهی خواهید توانست تصویر شاید خجالت آور یا بی زرق و برقی که در منظر دید عامه مردم داشتید را به چیزی تبدیل کنید که باعث افتخارتان بشود. یک برند شخصی که هر وقت با کسی ملاقات کردید یا با هر فردی که برای اولین بار آشنا شدید برند‌تان بتواند مایه افتخارتان شده و به نوعی برای‌تان اعتبار شغلی و حرفه‌ای به ارمغان بیاورد.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.