مقاله

شکستن چرخه بیکاری

عکس: بادران

نوشته شده: ایمی بل (Amy Bell) بخش اول

 با پایان سال و نزدیک شدن به آغاز سال جدید موج بیکاری همچنان ادامه داشته و به مهم‌ترین دغدغه سیاسی و اجتماعی جامعه تبدیل شده است. با این حال، راه حل ساده این مسئله و پاسخ به دغدغه فوق همان چیزی است که من و شما با آن به خوبی آشناییم؛ یعنی استفاده از صنعت بازاریابی شبکه‌ای، ارائه آموزش در سطح عالی و امکان رشد و توسعه فردی و پدید آمدن فرصت‌هایی شگفت آور که با خود عمق، نظم و تنوعی بی نظیر به همراه می‌آورد.
شرکت بلکورپ (Belcorp) واقع در ایالات متحده آمریکا رشد و توسعه فردی را به سطح کاملا جدید و فراتر از آنچه تحت این نام شناخته می‌شود برده و اقدام به در نظر گرفتن دوره‌های آموزشی برای زنان خارج از شبکه توزیع کرده است زیرا باور دارد که این افراد نیازمند این آموزش‌ها هستند. یکی از برنامه‌های آموزشی پیشگام ارائه شده در بنیاد بلکورپ به نام «زنان شگفت آور» روش‌های تبدیل شدن خانم‌ها به کارآفرینانی موفق و نیز تبدیل شدن آن‌ها به عوامل تغییر در جوامع‌شان را به آن‌ها می‌آموزد. اولین برنامه زنان شگفت انگیز در شهر سان فرانسیسکو برگزار گردیده با کمترین هزینه جهت شرکت در اختیار جامعه زنان این شهر قرار گرفت؛ زنانی علاقه‌مند که دوست داشتند به یک کارآفرین تبدیل شوند، صرف نظر از این‌که خانم مورد نظر جزء‌ت وزیع کنندگان شرکت لوازم آرایشی بلکورپ بود یا خیر.
برنامه زنان شگفت انگیز بدان منظور طراحی شده بود که به زنان چیزهایی در زمینه اعتماد به نفس، کارآفرینی، کسب و کار، آموزش و شبکه‌های اجتماعی آموخته و نیز در مورد چگونگی دستیابی به استقلال مالی را یاد بدهد. این دوره‌ی آموزشی شامل موارد زیر بوده است:

برنامه ریزی برای کسب و کار
مدیریت پول
توانمندسازی شخصی و عاطفی/وجهه‌ی حرفه‌ای
شبکه‌های اجتماعی/شبکه‌های کسب و کار

مونا عاملی، مدیر عامل شرکت L'Bel، از زیر مجموعه‌های شرکت بلکورپ در ایالات متحده می‌گوید، «این برنامه درسی برای آن دسته از زنانی که می‌خواهند حرفه‌ای جدید آغاز کنند، دوباره به میان همکاران قدیم و شغل قبلی خود برگردند یا تبدیل بشوند به یک کارآفرین، پلت فرمی بسیار عالی از تکه‌های یک پازل را فراهم می‌کند.
برای اولین بار، سایت اخبار بازاریابی شبکه‌ای در یکی از مقالات وال استریت ژورنال، این ایده‌ها را به نام مدل نهایی کسب و کار اجتماعی مطرح ساخت و در آن داستان شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و نقش آنان در وال استریت ژورنال را رسانه‌ای کرد. سایت اخبار بازاریابی شبکه‌ای در ادامه به بررسی این موضوع در خلال بحران کمبود شغل پرداخته و نظرات خود را در این زمینه ارائه داده و بازاریابی شبکه‌ای را به منزله‌ی کورسوی امید و راه حل بحران فوق نامید.

واقعیت تلخ
برخی از اقتصاددانان می‌گویند ده‌ها میلیون بیکار آمریکایی که پس از آغاز دوران رکود بزرگ شغل خود را از دست داده‌اند دیگر نخواهند توانست یک بار دیگر به شغل‌های قبلی‌شان بازگردند. تولید تقریباً در کشور ایالات متحده از بین رفته و صنعت ساخت و ساز مسکن نیز در حال ناپدید شدن است. متاسفانه بسیاری از این مشاغل بعلاوه بی شمار موقعیت‌های شغلی در زمینه‌های دیگر هرگز باز نخواهند گشت و کارکنان بیکار شده این مشاغل و صنایع به امان خدا رها شده‌اند.
بر اساس آمارهای اداره آمار کار (BLS)، از سپتامبر سال 2011 حدود 14 میلیون آمریکایی از کار اخراج شده و نرخ بیکاری به 9.1 درصد رسیده است. با این حال، اوضاع بیکاری ممکن است حتی از آن‌چه ما تصور می‌کنیم غم‌بارتر باشد.
پاول زین پیزلر، استادیار دانشگاه نیویورک و نویسنده مجله اکونومیست می‌نویسد، «در حال حاضر 20 تا 30 میلیون نفر از مردم کار نمی‌کنند. با این حال وزارت کار ایالات متحده آن‌ها را بیکار به حساب نمی‌آورد چرا که می‌گوید این افراد به دنبال شغل نمی‌گردند. البته که دنبال شغل می‌گردند!»
اداره آمار کار در محاسبه نرخ بیکاری، کارکنانی که از روی اجبار و به دلیل ناتوانی در یافتن شغل تمام وقت به مشاغل نیمه وقت روی آورده‌اند را نیز حساب نمی‌کند. همینطور میلیون‌ها نفر بیکاری که در مرز استیصال هستند را هم حساب نمی‌کند؛ افرادی که آنقدر از جستجو به دنبال شغل دلسرد شده‌اند که دیگر دنبال یافتن شغلی برای خودشان نمی‌روند. کارشناسان اقتصادی می‌گویند اگر همه‌ی این افراد را با تعداد بیکاران رسمی اعلام شده جمع بزنید، در مجموع نزدیک به 25.8 میلیون بیکار آمریکایی دارید که باعث می‌گردد نرخ بیکاری به عدد عجیب و غریب 16.8 درصد برسد.
پیلزر می‌نویسد: «در حال حاضر مسئله اصلی بهبود اوضاع اقتصادی نیست بلکه بهبود اشتغال است.» شگفت آور این‌که در حالی که جمعیت کثیر کارگران و کارمندان بیکار دارند به ملت این کشور فشار می‌آورند تا شغلی بیابند، در حدود 3.2 میلیون شغل در کشور آمریکا بی صاحب است. چرا چنین چیزی روی داده است؟ همه‌ی این‌ها در نهایت باعث خودنمایی یک مشکل عمده می‌گردد: فقدان آموزش. کارفرمایان نمی‌توانند کارکنانی پیدا کنند که دارای مجموعه‌ی مهارت‌های مناسب و مورد نیاز برای مشاغل فوق باشند. پدیده‌ای که تحت عنوان «شکاف مهارتی» شناخته می‌شود.

«در حال حاضر مسئله اصلی بهبود اوضاع اقتصادی نیست بلکه بهبود اشتغال است.»
- پاول زین پیلزر، اقتصاددان نویسنده و استادیار دانشگاه نیویورک


در تئوری، راه حل به اندازه یک اتاق شیشه‌ای شفاف است. میلیون بیکار آمریکایی‌ برای این‌که دوباره به مرز مولد بودن برسند باید تحت آموزش قرار گرفته و مهارت‌های جدیدی در خود ایجاد کنند. اما در واقعیت این کار آنقدر‌ها هم ساده نیست. اکثر بیکاران، به خصوص به دلیل بالا رفتن سرسام آور هزینه‌های کالج، دیگر قادر نیستند به مدارس و دانشکده‌های حرفه‌آموزی بازگردند. بر اساس اطلاعات و آمار هیئت مدیره کالج‌ها، میانگین هزینه دوره تحصیلی چهار ساله و هزینه‌های جانبی در چهار سال دانشگاه‌های دولتی در سال 2011 با افزایش 8.3 درصدی روبرو بوده و اعطای یک وام کامل به دانشجو به بیش از 8000 دلار رسیده است. وقتی هزینه اجاره اتاق و خورد و خوراک را به این عدد بیفزایید، قیمت تحصیل در یک دانشکده دولتی سالانه بیش از 17000 دلار می‌گردد.
بدتر از آن این‌که هیچ یک از موسسات اعطای وام حاضر نیستند بابت تربیت و رشد علمی افرادی وام پرداخت کنند که در هیچ شرکتی شاغل نیستند. همه این مسایل باعث شده مشکل فوق در یک دور باطل بیفتد.
پیلزر می‌گوید، «وقتی [این حرفه‌ای‌های بیکار] به دانشکده می‌رفتند در ذهنشان شغلی را ترسیم و مجسم کرده بودند، اما حالا همان مشاغل از بین رفته‌اند. من 30 سال است که دارم می‌گویم اگر شخصی که به تازگی بیکار شده به صورت اجباری به یک دوره بازآموزی 90 روزه فرستاده بشود، دیگر نباید هیچ فردی بیکار بماند. اگر شغل‌تان را نتوانید بعد از 90 روز دوباره پس بگیرید، در آینده هم هرگز نخواهید توانست این کار را بکنید. مهارت‌های کاربردی مستلزم باز‌آموزی هستند.»

حال این میلیون‌ها نفر کارگر و کارمند بیکار چطور می‌توانند آموزش‌هایی که به شدت بدان نیازمندند را به دست بیاورند؟ بسیاری از آن‌ها این روز‌ها دارند به بازاریابی شبکه‌ای می‌پیوندند. پیلزر می‌گوید، «مدل بازاریابی شبکه‌ای باعث می شود این افراد در عین این‌که بیکار هستند، یک دوره باز‌آموزی را بگذرانند. این مدل فوق العاده است چون باعث می‌شود افراد دوره‌ی استراحتی را به دست بیاورند که هرگز در هیچ شغل دیگری نمی‌توانستند آن را تجربه کنند.»

ادامه دارد...

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.