مقاله

7 عبارتی که نشان می‌دهد احتمالاً در محیطی سمی کار می‌کنید

عکس: بادران

نوشته: آماندا زانتال واینر (Amanda Zantal-Wiener)

    این شرایط وضعیتی آشنا برای خیلی از ما است. در چنین مواقعی معمولاً حس خوبی نداریم.
در مورد محیط کارتان حس و حال همیشگی را ندارید و در نتیجه،  ناگهان کسی چیزی می‌گوید و به شما این حس دست می‌دهد که محیطی برای‌تان خفه کننده شده است.
این همان شرایطی است که باعث می‌شود حس خوبی نداشته باشید و حتی بدتر از آن، احساسی که باعث می‌شود فکر کنید، «اوهوم. انگار خود همیشگی‌ام نیستم.»
این همان احساسی است که نشان می‌دهد احتمالاً در محیطی سمی مشغول به کار شده‌اید.
اما دقیقاً از کجا می‌شود اینقدر مطمئن بود؟ این عبارت‌های علامت دهنده چه چیزهایی هستند؟
ما هفت علامت از این علامت‌ها که بیش از بقیه مشهورند را جمع کرده و همه‌شان را در فهرستی گرد هم آورده‌ایم تا با خواندن آن‌ها اطمینان بیشتری به غریزه خودتان بکنید.

7 عبارتی که نشان می‌دهد احتمالاً در محیطی سمی کار می‌کنید
1. «باور نمی‌کنید که دیشب تا ساعت چند شب داشتم توی دفتر کار می‌کردم.»
وقتی سخت کار می‌کنید، عجیب نیست که بعضی مواقع مجبور بشوید تا دیر وقت شب و خیلی بعد از ساعت معمول ترک کار در دفتر کارتان بمانید؛ مثل مواقعی که می‌خواهید محصولی جدید را معرفی کنید، یک کمپین تبلیغاتی جدید در راه دارید، یا در آینده نزدیک قرار است مراسمی برگزار کنید.
اما وقتی که مدام بشنوید همکاران‌تان به طور منظم مجبور به انجام این کار هستند، مخصوصاً وقتی با لاف و خودستایی در مورد این اتفاق حرف می‌زنند، این یکی از علامت‌هایی است که نشان می‌دهد یک چیزی در رابطه با فرهنگ کاری محیطی که در آن کار می‌کنید درست نیست و این مسئله دارد توازن میان کار و زندگی افراد را به هم می‌زند.
مثلاً تحقیقاتی که توسط استیپل (Staples) انجام شده است را بخوانید. این تحقیق نشان داده که 55 درصد از کارکنان احساس می‌کنند نمی‌توانند میز کارشان را برای یک استراحت کوتاه مدت ترک کنند. صد البته،        86 درصد از این افراد گفته‌اند که در واقع یک استراحت کوتاه مدت می‌تواند به بهبود بهره‌وری ایشان کمک کند. با این حال، باز هم بیش از نیمی از آن‌ها در انجام این کار شک و تردید دارند.
خوب، چه چیزی جلوی ما را می‌گیرد؟
وقتی از همسالان، همکاران و مدیران‌مان می‌شنویم که می‌گویند عادت دارند تا دیر وقت شب کار کنند و تمام تعطیلات آخر هفته‌ها را هم به انجام باقیمانده کارهای اداری می‌پردازند، به جای این‌که زمانی برای استراحت‌ و شارژ دوباره خودشان در نظر بگیرند، موضوع بالا این پیام را به افراد می‌فرستد که از بقیه هم چنین انتظاری می‌رود و در نتیجه، حتی چنین القا می‌کند که پسندیده نیست کسی در استراحت‌های کوتاه مدت و زمان‌های آزاد کارکنان هم بیکار بماند. و این مسئله، در یک کلمه، باعث از بین رفتن سلامتی است.
در شرایطی اینچنینی، بهتر است کمی اطلاعات روشنگرانه از دیگران بگیریم. اگر به یکی از همکاران‌تان اعتماد زیادی دارید، یا با یکی از مدیران‌تان رابطه نزدیکی دارید، نیکوتر آنست که از وی بپرسید استفاده از زمان‌های استراحت در شرکت چه حکمی دارد، و بپرسید اگر در مراسمی که در زمان بعد از ساعت کاری یا در روزهای تعطیل برگزار می‌شود شرکت نکنید چه اتفاقی می‌افتد. در اکثر مواقع خواهید شنید که از کارکنان انتظار نمی‌رود توازن زندگی و کارشان را به هم بزنند و آن‌هایی که از گوشه و کنار می‌شنوید چنین می‌کنند، موارد استثناء و خارج از قواعد کار عادی است.

2. «دوست داشتم می‌توانستم کمک‌تان کنم، اما ... »
من هیچ وقت چیزی که رییسم روز اول کاری در هات‌اسپات به من گفت را فراموش نمی‌کنم. او به من گفت، «برای این‌که به موفقیت بیشتر شما کمک کنم، در هر موردی که از من تقاضای کمک داشته باشید در همان مورد به شما کمک خواهم کرد. موفق‌ترین افراد کسانی هستند که وقتی نیاز به کمک دارند از دیگران کمک می‌خواهند!»
ای کاش همه مدیران و رهبران تیم‌ها چنین حسی در کارکنان و اعضای زیرمجموعه خود ایجاد کنند. گذشته از هر چیز، همه ما به عنوان یک انسان از این‌که از کسی تقاضای کمک کنیم بیزاریم، پس وقتی با همه‌ی این اوصاف خودمان را راضی کردیم و از کسی کمک خواستیم، اگر او در پاسخ ما یک «اما» و «اگر» وارد کار کرد، دیگر تمایلی نخواهیم داشت دفعه دیگر هم از او تقاضای کمک و حمایت کنیم.
آن‌چه من برداشت کرده‌ام این است که در چنین مواقعی عمل بهتر از گفتار موجب پیشبرد کار می‌شود، حتی اگر این لغات یا رفتار‌ها از کسی سر زده باشد که بالا دست شما قرار دارد. در بسیاری از موارد این عبارات باعث می‌شوند طرف احساس ضعف کند، که در این صورت این اتفاق می‌تواند به نفع شما تمام شود زیرا می‌توانید فعالانه به طرف پیشنهاد کمک بدهید. با نشان دادن رفتاری که باعث ایجاد این ذهنیت در اطرافیان شود که، «این کار، کار من نیست»، احتمالاً به دیگران هم چنین القا می‌کنید که همین رفتار و روش را در پیش بگیرند.

3. «ممنون. بله، این ایده من بود.»
این یکی برای شخص خود من احتمالاً بدترین عبارت داخل فهرستم است. چیزی بدتر از این هم می‌شود که کسی به خاطر کار و زحمتی که شما کشیده‌اید تشویق شود و در موقع تشویق شدن براحتی موضوع را بپذیرد و حرفی از نقش شما که باعث و بانی پدید آمدن آن موفقیت بودید به میان نیاورد؟
این یکی از شدید ترین علامت‌هایی است که نشان از یک محیط کار سمی دارد. این کار تا حدودی مثل این است تکه کسی بخواهد نقاط منفی عملکرد شما را نشان دهد اما هیچ اشاره‌ای به موارد مثبت کاری شما نکند. وقتی کسی، چه یک همکار چه یک رهبر، همه‌ی تشویق‌ها و اعتبارهای کاری را دریافت می‌کند که در انجامش تنها نبوده (یا به طور کل نقشی در آن نداشته)، می‌تواند در آینده باعث تشدید و تقویت کاهش توجه مدیران به شما بابت نکات کاری مثبتی بشود که در محل کار از خود نشان می‌دهید.
هر چند این کار ممکن است ادامه ‌دار نباشد و صد البته انجام همیشگی آن قدری ناممکن است، با این حال بهترین کار این است که با کسی که این کار از او سرزده صادقانه روبرو بشوید. این جملات را امتحان کنید، «خیلی تعجب کردم وقتی قرار شد جایزه پروژه فلان را بگیریم شما برای دریافت جایزه رفتید. در حالی‌که فکر می‌کردم این من بودم که زحمت زیادی برای این پروژه کشیده‌ام، مثل این‌که شما غیر از من فکر می‌کردید. به نظر شما چطور می‌توانم مشارکت بیشتری در این پروژه داشته باشم؟»
به این ترتیب موضوع را طوری مطرح نکرده‌اید که حالت دفاعی داشته باشد یا انگشت اتهام را متوجه فرد خاصی کرده باشید. به علاوه پاسخی که در برابر این سوال دریافت می‌کنید می‌تواند به شما نشان دهد میزان سمی بودن محیطی که در آن کار می‌کنید چقدر است. مثلاً اگر فرد حتی متوجه خطای خود نشد و کما فی السابق با شما برخورد کرد، می‌توانید با هم روی مسئله کار کنید تا رفتار فرد را تغییر دهید.

4. «ای بابا، حتی یادم نمی‌آید آخرین بار که به یک تعطیلات واقعی رفتم کی بوده.»
آیا تا کنون اصطلاح «شرمندگی از تعطیلات» به گوشتان خورده است؟
این دقیقا همان چیزی است که از این صحبت برداشت می‌شود.
بر اساس تحقیقات انجام شده توسط شرکت اجاره‌ی خودروی آلامو، 47 درصد از کارگران به دلیل گرفتن مرخصی و استفاده از تعطیلات حساس شرم یا گناه می‌کنند و 28 درصد از آن‌ها اصلاً ‌دلشان نمی‌خواهد به مرخصی بروند چون فکر می‌کنند اگر این کار را بکنند در نظر بقیه تعهد و وجدان کاری کمتری نسبت به بقیه دارند.
این عبارت دقیقاً شبیه عبارت شماره 1 است که درباره کار کردن تا دیر وقت و استراحت نکردن بین کار گفتیم. وقتی عده‌ای در محیط کاری ما هستند که مدام لاف می‌زنند که هر دو سر شمع را همزمان روشن کرده بودند، این مسئله باعث می‌شود بقیه فکر کنند این رفتار در محیط کار پاداش دریافت می‌کنند و در نتیجه همه فکر می‌کند باید از این رفتار پیروی کنند.
ولی در نهایت چنین رویکردی برای کار مضر است. در واقع، کارکنانی که جزء 10درصد بالای فهرست کارآمدترین و سازنده‌ترین کارکنان یک سازمان هستند و همگی از نرم‌افزار زمانبندی دقیق کاری DeskTime استفاده می‌کنند به این نتیجه رسیده‌اند که در ازای هر 25 دقیقه کار، بهتر است یک استراحت 17 دقیقه‌ای داشته باشند.
به عبارت دیگر، زمان استراحت بینابینی باعث بهبود کیفیت کار ما می‌شود. محیط‌های کاری که چیزی غیر از این را دیکته می‌کنند جای بسی تامل دارند.

5. «من مقصر نیستم.»
خیلی خوب، شاید کسی واقعاً عین این کلمات را برای رساندن این مفهوم به کار نبرد، اما منظورش دقیقاً انجام بازی «کی بود، کی بود، من نبودم!» است که هرگز نشانه خوبی برای یک محیط کاری نیست.
وقتی کسی پیدا می‌شود که نمی‌تواند به اشتباه خودش در کاری که نتیجه موفقی نداشته اعتراف کند، بین اطرافیان خودش القای ترس می‌کند. ترس و انتظار کشیدن برای سرزنش شدن در محیط کار به دلیل انجام کاری که آن‌ها مرتکبش نشده‌اند.
و در حالی که مطالعات نشان می‌دهند که بسیاری از کارفرمایان بر این باورند که تا 50 درصد از نیروی کار متعلق به آن‌ها را افرادی غیر مسئولیت پذیر تشکیل می‌دهند، اخبار حاکی از آن هستند که رهبران هم به نوبه خود باید مسئول و پاسخگو باشند و خود باید در این زمینه پیشرو و الگوی دیگران باشند.
به منظور ایجاد فرهنگ مسئولیت پذیری و از بین بردن بازی کی بود، کی بود، من نبودم، بهترین کار این است که خودتان نمونه تمام و کمال و ویترینی برای این‌گونه رفتار کردن باشید. برای مثال، هر چند می‌توانید در محل کار یک کتاب کامل در مورد پاسخگویی بنویسید اما اگر خودتان به چیزی که می‌گویید عمل نکنید، هیچ کس رهنمود‌های شما را جدی نخواهد گرفت.
اگر این کار برای شما یک قلمرو جدید محسوب می‌شود که تجربه‌ای در آن ندارید، بهتر است از این شروع کنید که وقتی یک موقعیت و مسئله ناخواسته و غیر مطلوب پیش آمد از خودتان بپرسید شما در به وجود آمدن آن چقدر نقش داشته‌اید. و اگر جوابی که دیگران به این سوال شما می‌دهند چیزی نیست که انتظارش را داشته‌اید، به جای این‌که موضع دفاعی بگیرید، سعی کنید قدری تامل کرده و به بازخوردی که از این اتفاق رخ داده می‌گیرید فکر کنید.

6. «مریضم (دوباره).»
اگر تمام عبارات بالا به یک دلیل اصلی اشاره داشته باشند آن دلیل عمده همان استرس است.
وقتی احساس می‌کنید اگر زمانی برای استراحت اختصاص بدهید، تنها در تعداد ساعت‌های معقولی کار کنید، یا بابت کاری که می‌کنید اعتماد به نفس داشته باشید، چندان از این‌کار شما استقبال نمی‌شود، باعث می‌شود شروع کنید به رنج بردن در زندگی شخصی‌تان. در نتیجه احتمال دارد زمان کافی برای خوردن غذاهای سالم، کار کردن و یا خوابیدن به خودتان ندهید و وقتی همه‌ی این‌ها را با هم ترکیب کنید نتیجه چیزی نمی‌شود جز این‌که بیمار شوید.
قبل از این‌که برای کار به شرکت هات‌اسپات بیایم، در یک شرکتی کار می‌کردم که از نظر فضا و نیروی انسانی شرکت کوچکی بود و با این حال، در آن شرکت هر هفته یکی از کارکنان بیمار می‌شد. هر چند آن موقع علت این رفتار را درک نمی‌کردم با این حال متوجه بودم که این کار نشانه‌هایی از یک محیط کار سمی است. البته ممکن است در فصلی که سرما خوردگی زیاد می‌شود یا در فصل عمومیت گرفتن بیماری آنفلوآنزا این اتفاق برای همه‌ی شرکت‌ها بیفتد. اما اگر در محیطی که کار می‌کنید بدون هیچ دلیل موجهی افراد پیرامون‌تان مریض می‌شوند و در بستر بیماری می‌افتند نشان دهنده این است که سبک زندگی سالمی ندارند. و وقتی این مسایلی که قبلاً در موردشان صحبت کردیم در چنین محیطی فراوان باشد اصلاً بروز این اتفاق عجیب نخواهد بود.

7. «کجا داری می‌روی؟»
اگر من چنین چیزی را بشنوم فوری پا می‌گذارم به فرار، چون فکر می‌کنم کسی دارد مرا تعقیب می‌کند. بر اساس مطالعه‌ای که توسط محققان دانشکده بازرگانی کلی در دانشگاه ایندیانا انجام شده، بین کارکنانی که تحت یک سیستم مدیریت دیکتاتوری کار می‌کنند (که تمام شئونات فردی افراد در آن کنترل می‌شود) نرخ مرگ و مير بالاتر است.
آرزو داشتم من هم چنین محیطی را قبلاً تجربه کرده باشم. با این حال، وقتی تا اینجای بحث در مورد تاثیرات استرس و نبود کمبود انعطاف‌پذیری در محل کار بر توانایی حفظ شیوه زندگی سالم صحبت کردیم، براحتی می‌توانیم حدس بزنیم که در صورت وجود چنین سیستم مدیریتی در محیط کار، کسانی که مشغول به کار در چنین شرایطی هستند در مقایسه با همسالان خود که راحتی، استقلال و تعادل بیشتر در شغل و زندگی خود دارند، در سنین کمتری مرگ را تجربه کنند.
مدیریت دیکتاتوری به طور معمول نشانه‌ای از بی‌اعتمادی است. پیگیری مداوم تک تک رفتارهای اعضای تیم و اجازه ندادن به آن‌ها برای داشتن استقلال در ارتباط‌های کاری به این معنا است که اعتمادی به توانایی آن فرد برای موفقیت ندارید. در نتیجه این مسئله می‌تواند به عدم اعتماد به نفس و فقدان انگیزه در انجام وظایف و مسئولیت‌پذیری اعضا بینجامد.
اگر متوجه شدید در چنین موضعی قرار دارید، یا یکی از طرفین قضیه هستید، بهتر است نتایج این وضعیت را بررسی کنید. آیا از عملکرد اعضای تیم رضایت دارید؟ اگر جواب‌تان منفی است و اگر رهبر تیم‌تان چنین رفتاری از خود نشان می‌دهد، بهتر است با او درباره تاثیرات مخرب این رفتار و رویکرد بر عملکرد کل اعضای تیم نشستی داشته و این موارد را به او تذکر دهید.
اگر خودتان در راس هرم هستید، بهتر است کمی به درون خودتان نظری بیفکنید. از اعضای تیم بپرسید برای رفع این موضوع چه کمکی می‌توانید به آن‌ها بکنید، و بپرسید اگر سعی کنید از سر راهشان کنار بروید و کمتر در کارها دخالت کنید ممکن است بهره‌وری‌شان بیشتر شود یا خیر؟

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.