مقاله

2 راه ساده و موثر برای مواجهه با آبجکشن قیمت

عکس: بادران

نوشته: کنی سانتوس

 آبجکشن قیمت:
شایع ترین آبجکشنی که از سوی مشتری احتمالی‌تان در انجام بازاریابی شبکه‌ای با آن روبرو خواهید شد آبجکشن قیمت است. آیا خسته شده‌اید از این که کسی به شما بگوید، «محصول‌تان عالی است اما من پولش را ندارم.»
مشکل این آبجکشن این است که شما نمی‌توانید در وهله‌ی اول بفهمید مشتری احتمالی شما در پی سر دواندن شماست یا واقعاً مایل به خرید محصول شما هست، اما پول خرید آن و همکاری با شما را ندارد.
اگر شما هم همان دوره‌های من را دیده باشید، به شما هم آموزش داده شده که اگر مشتری احتمالی آبجکشن قیمت مطرح کرد قطعاً ارزش محصول شما را نمی‌تواند بفهمد. این در واقع نیمی از حقیقت است. خیلی از افراد هستند که ارزش پرواز فرست کلاس را می‌دانند و کسانی هم هستند که این ارزش را نمی‌توانند بفهمند. گاهی اوقات موضوع ارزش محصول نیست، موضوع این است که فرد قادر هست ارزش محصول شما را درک بکند یا خیر.
زمانی که من با کسی برخورد می‌کردم که استطاعت ورود و شروع این کار را نداشت، شروع می‌کردم به برشمردن مواردی که آن‌ها پولشان را به خاطر به دست آوردن آن چیزها هدر می‌دهند، مثل هدر دادن پول برای مواردی بیهوده و بی معنی همچون تلویزیون کابلی و یا غذا خوردن بیرون از منزل. من در چنین مواقعی می‌گویم، «اگر خیلی به دنبال موفقیت هستید باید پول پیدا کنید.» البته ممکن است حق با من بوده باشد، اما گفتن این حرف باعث می‌شد مثل احمق‌ها به نظر برسم. من هم خیلی از فروش‌ها را نتوانستم به سرانجام برسانم. بسیاری از افرادی که با گفتن این حرف‌ها موفق به بستن معامله با آن‌ها می‌شدم هم در نهایت ارتباطشان را با من قطع می‌کردند.
در اینجا 2 راه ساده برای مواجهه با آبجکشن قیمت قبل از این‌که اصلاً مشتری احتمالی آن را مطرح کند برای‌تان آورده‌ایم.

1. آن را به بخشی از یافتن مشتری احتمالی تبدیل کنید.
اگر به دنبال افرادی هستید که به قدر کافی دارای ذهن باز هستند که مناسب همکاری با شما در کسب و کارتان باشند، پیدا کردن پول برای ورود ایشان را به بخشی از کار جستجو و یافتن مشتریان احتمالی تبدیل کنید. افرادی که به دنبال کار می‌گردند توقع ندارند که برای شروع یک کار جدید مبلغی پول هزینه کنند اما کسانی که به دنبال شروع یک کسب و کار جدیدند کاملاً درک می‌کنند که برای شروع یک تجارت باید سرمایه گذاری کرد. به دنبال افرادی بگردید که فکر تجاری دارند.
برای شروع یک تجارت باید پول خرج کرد. اگر بخواهید رستورانی افتتاح کنید، مجبورید تمام لوازم اولیه مثل یخچال و اجاق گاز را بخرید. همچنین باید مواد اولیه مثل مواد غذایی و دستمال کاغذی را هم بخرید. مجبورید یک ساختمان اجاره کنید یا بخرید. باید مبلغی برای تبلیغات و جذب کارمندان و کارگران جدید هزینه کنید. در این کار حتی قبل از این‌که بتواند یک ریال درآمد داشته باشید، باید مبلغ زیادی را سرمایه‌گذاری کنید.
اگر به دنبال افرادی باشید که ذهنیت تجاری دارند دیگر مجبور نیستید به آن‌ها بفهمانید که برای شروع یک کسب و کار جدید باید مبلغی سرمایه‌گذاری کنند. وقتی این پیام را به آن‌ها ابلاغ کردید که به دنبال افرادی برای شروع یک فرصت تجاری جدید هستید، دیگر از این نترسید که حتی قبل از حضور در جلسه پرزنت از آن‌ها بخواهید مبلغی پول برای سرمایه‌گذاری تهیه کنند:
«برای شروع کسب و کارتن چقدر بودجه در نظر گرفته‌اید؟»
خیلی از افراد ممکن است ده‌ها میلیون یا حتی صدها میلیون برای این کار پس انداز کرده باشند. اگر آن‌ها ذهنشان را برای بررسی فرصت‌های تجاری جدید باز نگه داشته باشند، غافلگیر خواهند شد از این که فرصت تجاری بازاریابی شبکه‌ای تنها نیازمند هزینه‌ای چند صد هزار تومانی است.
اگر از ایشان بپرسید که چقدر حاضرند برای یک کسب و کار جدید سرمایه‌گذاری کنند بهتر خواهید توانست دید مناسبی به دست آورید از این‌که با چه کسی دارید صحبت می‌کنید و او در زندگی‌اش به دنبال چه چیزی است.

2. ایجاد یک مکان امن:
یکی دیگر از روش‌های مواجهه با آبجکشن قیمت قبل از مطرح شدن آن توسط مشتری احتمالی به این روش گفته شده است. گاهی اوقات آنها دوست دارند کاری جدی شروع کنند اما واقعاً فقط پول ندارند. ممکن است احساس شرمندگی کنند به طوری که با صراحت به شما نگویند استطاعت مالی ورود به کار را ندارند و در نتیجه به جای آن آبجکشن دیگری را مطرح کنند.
هنگامی که پرزنت را به پایان رساندید و آن ها گفتند چقدر از کارتان خوششان آمده به نوعی با این فرض مسلم پرزنت را تمام کنید که اگر پول این کار را نداشته باشند به هیچ وجه مشکلی پیش نخواهد آمد:
«آیا پول‌تان آماده است یا آماده کردنش زمان می‌برد؟»
حتی ممکن است در صورتی که مشتری پول کافی نداشته باشد خودش را در ذهنش رد صلاحیت کند. ممکن است آنها فکر کنند همه‌ی کسانی که به این کار پیوسته‌اند کسانی بوده‌اند که از پیش به مقدار کافی پول نقد در حساب‌شان داشته‌اند. این سوال به آن ها امکان می‌دهد درک کنند که اگر هم اکنون پول کافی برای ورود به این کار را ندارند، زمان کافی برای تهیه پول خواهند داشت.
همچنین این سوال به شما امکان خواهد داد به عنوان مشاور، ایشان را در ارائه ایده‌هایی برای جمع آوری و تهیه پول یاری کنید. شاید آنها بتوانند برای تهیه پول چیزی را بفروشند یا ممکن است به محض دریافت حقوق ماه بعد، توان پرداخت پول را داشته باشند. ممکن است قادر باشند از یکی از اعضای فامیل یا از یکی از دوستانشان پول قرض کنند. این به هر دوی شما اجازه می‌دهد مثل اعضای یک تیم بر این مشکل غلبه کنید نه این‌که مانند بسیاری از شبکه‌‌های بازاریابی دیگر، تنها به مشتری احتمالی اعلام شود باید فلان مبلغ پول تهیه کند و همین مسئله تبدیل شود به آبجکشنی که باید بر آن غلبه کرد.

این دو راه برای غلبه بر آبجکشن قیمت در MLM به کارتان خواهد آمد.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.