مقاله

مربیگری-بخش اول

عکس: بادران

نوشته: جیلیان میدلتون

 سلام، اسم من جیلیان میدلتون است و بنیانگذار و سر مربی شرکت SavvySponsoring.com هستم.
اگر دلتان خواست بدانید چه سابقه‌ای در کار بازاریاب شبکه‌ای دارم بهتر است توضیحات پروفایلم را مطالعه بفرمایید. اما به طور خلاصه، من قبل از کار مربیگری دو کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای ایجاد کرده‌ام. در تمام زندگی حرفه‌ایم یک کارآفرین بوده‌ام، بدون این‌که رسماً شغلی داشته باشم. از وقتی 23 ساله بودم هیچ شغلی نداشته‌ام. عاشق این هستم که خودم مسیر حرکت خودم را پیدا کنم. بیایید ببینیم چطور می‌شود چنین کاری کرد، باشد؟
آماده‌اید یک مربی داشته باشید؟
چرا حاضر می‌شوید مشکلات، صرف وقت و هزینه زیادی یک مربی را تحمل کنید؟ پاسخ ساده است. به همان دلیلی که یک ورزشکار یا رقصنده هم مجبور است با یک مربی کار کند. برای این‌که در کارتان بیشترین مهارت را کسب کرده و در رشته خود بهترین شوید. از منظر یک کارآفرین باید بگویم این‌که در کارتان بیشترین مهارت ممکن را کسب کنید معنی‌اش این است که خودتان راه خودتان را پیدا کنید. این که راه خودتان را خودتان پیدا کنید یعنی آزادی. یعنی هر وقت دلتان خواست می‌آیید و هر وقت دلتان خواست می‌روید. خودتان طرح و نقشه‌ی زندگی خودتان را می‌کشید.
خود این نکته بدان معنی است که شما باید کل مسئولیت آنچه اتفاق می‌افتد را بپذیرید. تربیت و مربیگری خوب باعث می‌شود آزادی را به دست بیاورید. یعنی داشتن مسئولیت همه چیز. چطور می‌شود این کار را کرد؟

در پی بهبود و پیشرفت هستید
اغلب افرادی که به سراغ دوره‌های تربیتی می‌آیند فهرستی از مشکلاتی دارند که در پی رفع آن‌ها بر آمده‌اند. و مربیگری هم اتفاقاً این مشکلات را برایشان حل می‌کند، اما حل مشکلات تنها یکی از کارهایی است که مربیگری می‌تواند انجام دهد. خود مربیگری چیز دیگری است.
مربیگری عملکرد شما را هم بهبود می‌بخشد.
این کار کمک می‌کند به اهدافی که برای خودتان ترسیم کرده‌اید و به نتایجی که در پی دستیابی به آن‌ها هستید برسید. با این حال این‌ها هم چیزی نیستند که مربی‌گری نامیده بشوند.

مربیگری چیست
مربیگری یعنی کشف، آگاهی و انتخاب.
مربیگری یعنی شما دستیابی به قدرت شخصی، برای یافتن پاسخ‌های خودتان و رسیدن به نوعی از زندگی که در پی دستیابی به آن بوده‌اید. آن‌چه یک مربی می‌تواند برایتان انجام دهد این است که شما را تشویق کند، از شما پشتیبانی نماید و بازخورد‌های صادقانه‌ای از عملکردتان به شما بدهد.
به نظر هیجان انگیز است، اینطور نیست؟ همینطور است. با این حال مربیگری کمی هم با خودش اختلال و آشفتگی به همراه می‌آورد. مشاهده خواهید کرد که یک مربی می‌تواند کاری کند در برابر راهی که در پیش گرفته‌اید مسئولیت پذیر باشید. راهی که تصمیم گرفته‌اید بپیمایید تا تغییراتی که می‌خواستید در شما رخ دهد را عملی نمایید.

بیشتر و بیشتر می‌خواهید
برای این خودتان را درگیر کار با یک مربی می‌کنید که دلتان می‌خواهد چیزی متفاوت باشید.
به این دلیل با یک مربی کار می‌کنید که می‌خواهید از شر ناامیدی خلاص شوید. دارید کسب و کارتان را پیش می‌ببرید. سرتان گرم کار و زندگی است. اما نتایجی که باید و شاید را به دست نمی‌آورید. ناگهان متوجه می‌شوید در یک چرخ عصاری گیر افتاده‌اید و مدام دارید همان کار‌ها را بارها و بارها تکرار می‌کنید و نتایجی که به بار می‌آید ناامید کننده است.
یک مربی به شما کمک می‌کند قدمی به عقب بردارید، یا مثلاً قدری آهسته‌تر حرکت کنید (بله، آهسته‌تر حرکت کنید)، تا کارتان ریتم و نظم بهتری به خود بگیرد، سازماندهی شده و روشمند بشوید. سازمان یافته و روشمند شدن پادزهر مشغولیت‌های زیادی است. مربی‌ها همچنین نسخه‌ای هستند که برای کارآمد شدن پیچیده می‌شوند.

اعتیاد
حرکت سریع و گرفتار کار شدن اعتیاد آور است. سازمان یافته و روشمند بودن به نظر خسته کننده است. نه، اینطور نیست. آزار دهنده هستند. گاهی سازمان یافته شدن و روشمند بودن سخت است. ولیکن، تیمی که به این روش ساخته می‌شود و پولی که از راه کار سازمان دهی شده و روشمند به دست می‌آید بسیار هیجان انگیز است.

مسئولیت پذیری
یک مربی خوب به شما کمک می‌کند همچنان روی ریل خودتان باقی بمانید. یک مربی خوب باعث می‌شود دوباره ابزارهای مناسب کسب و کارتان را به دست بیاورید. ابزار‌هایی که به وسیله آن‌ها می‌توانید تغییراتی که برای رسیدن به اهدافتان لازم و ضروری هستند را ایجاد کنید.
اگر می‌خواهید ضربه‌هایتان با چوب گلف بهتر بشود، مربی روش دست گرفتن چوب‌تان را بارها و بارها آن را اصلاح می‌کند، روش تعقیب محل توپ و سر چوب را اصلاح می‌کند، و بارها و بارها به یادتان می‌آورد که چشمتان را به زمینی که توپ روی آن ایستاده است بدوزید.
معلم یوگا هم همین کار را با شما می‌کند. یک معلم یوگای خوب بارها و بارها به شما یادآوری می‌کند که ستون فقرات‌تان را کشیده و صاف نگه دارید، شانه‌هایتان را از هم باز کنید، سرتان را روی گردنتان صاف نگه دارید (نه این‌گه آن رو به جلو یا عقب خم کنید) و بدنتان را از محل تهیگاه خم کنید (نه این‌که کمرتان را تا بزنید). بله، بارها و بارها این کار را برایتان تکرار می‌کند. تا کی؟ تا وقتی حافظه عضلانی‌تان شکل بگیرد.
یک مربی کسب و کار هم همان کاری را برایتان می‌کند که یک مربی ورزشی یا معلم یوگا می‌کند. او هم مدام تمرین‌ها را دوباره و دوباره با شما تکرار می‌کند تا وقتی که حافظه عضلانی‌تان تشکیل شود. در حین ساختن تیم‌تان به شما کمک می‌کند که گفتگو را تمرین کنید. همچنین مربی (به وسیله ضبط کردن صدای شما و پخش دوباره آن بعد از جلسه) به نحوه پرزنت کردن شما و نحوه آموزش دادن شما به زیرمجموعه‌ها گوش می‌کند.
در حین آن که دارید برای رسیدن به جایگاهی مشخص در سیستم سلسله مراتبی سازمان ارتقاء پیدا می‌کنید، مربی‌تان روی فعالیت‌های روزانه تمرکز می‌کند. مربی از این‌که زیادی سرتان را گرم و خودتان را مشغول کنید باز داشته و شما را به سوی کارآمدی بیشتر سوق می‌دهد.
شما در حال عمل کردن پیشرفت می‌کنید.

ادامه دارد ...

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.