مقاله

همه‌ی مدل‌ها اشتباهند، بعضی‌هایشان مفید

عکس: بادران

نوشته: جیمز کلیر

   حتی بهترین مدل‌های موجود در دنیا ناقصند. بهتر است هر زمان می‌خواستیم بدانیم برای اقدامات روزمره باید چطور تصمیم گیری کرده و اقدام کنیم این دیدگاه را به یاد داشته باشیم.
برای مثال کار آلبرت انیشتین را در نظر بگیرید.
انیشتین در یک بازه‌ی زمانی ده ساله، از سال 1905 تا 1915 اقدام به طرح و توسعه نظریه نسبیت عام نمود که یکی از مهم ترین ایده‌ها موجود در فیزیک نوین است. تئوری انیشتین سالهاست که در صدر بحث‌های علمی جهان باقی مانده است. مثلاً، نسبیت عام او وجود امواج گرانشی را پیش بینی نمود. امواجی که دانشمندان در نهایت توانستند در سال 2015 صحت آن را تایید کنند؛ 100 سال تمام پس از وقتی که انیشتین پایه و اساس آن را بنیان نهاد.
با این حال، حتی بهترین نظریه انیشتین هم کامل نبود. با این‌که نظریه نسبیت عام چگونگی کارکرد جهان را توضیح می‌دهد، ولی در برخی موارد شدیداً از توضیح پدیده‌ها باز می‌ماند (مانند شرایط موجود در داخل سیاه چاله‌ها).

همه‌ی مدل‌ها اشتباهند، بعضی‌هایشان مفید
در سال 1976 یک آمار شناس انگلیسی به نام جورج باکس این گفته مشهور را به رشته‌ی تحریر در آورد: «همه‌ی مدل‌ها اشتباهند، بعضی‌هایشان مفید.»
منظور او این است که ما باید بیشتر روی چیزی تمرکز کنیم که فلان چیز چطور می‌تواند نفعی به حال زندگی روزمره ما داشته باشد، نه این‌که مدام درباره‌ی درستی و صحت آن گفته در همه‌ی شرایط و احوال به بحث بنشینیم. یووال نوح هراری مورخ می‌نویسد، «دانشمندان به طور کلی تایید می‌کنند که هیچ نظریه‌ای وجود ندارد که به طور 100 درصد درست باشد. بنابراین آزمون حقیقی دانش حقیقی بودن آن نیست بلکه مفید بودنش است. علم به ما قدرت می‌دهد. هر چه این قدرت بیشتر برایمان مفید باشد، به همان میزان دانش آن بهتر است.»
حتی کار انیشتین هم در همه‌ی موارد کامل نبود، اما فوق العاده برایمان مفید واقع شد زیرا نه تنها موجب افزایش درک ما از جهان پیرامون‌مان گردید، بلکه برای اهداف عملی نیز مورد استفاده قرار گرفت. برای مثال، سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) که همگی ما ها در گوشی‌های هوشمند و خودروهایمان داریم باید برای ارائه دقیق جهت از تاثیرات نسبیت استفاده نماید. بدون نسبیت عام  سیستم‌های ناوبری ما نمی‌توانستند با این دقت کنونی کار کنند.
 
چگونه در جهانی ناقص تصمیم گیری کنیم
ما چه کار می‌توانیم بکنیم تا تصمیمات بهتری اتخاذ کنیم، به توجه به این مسئله که هیچ نوعی از نگرش‌های ما درباره‌ی جهان هستی در همه‌ی شرایط جواب کامل و درستی به ما نمی‌دهند؟
یکی از روش‌های موجود این است که مجموعه گسترده‌ای از چارچوب‌های فکری را برای تفکر در مورد جهان هستی گرداوری کنیم. برخی از کارشناسان هر یک از این چارچوب‌ها را یک «مدل ذهنی» می‌نامند. هر مدل ذهنی یک راه تفکر در مورد جهان است (جهان‌بینی). هر چه مدل‌های ذهنی بیشتر داشته باشیم، ابزار تفکر بیشتر در جعبه ابزارمان خواهیم داشت.
برای مثال در اینجا سه راه برای فکر کردن در مورد بهره وری داریم:
1.    قانون 2 دقیقه: اگر کاری کمتر از دو دقیقه زمان می برد، همین الان انجامش بدهید. هدف از این قانون جلوگیری از دفع‌الوقت کردن شما و کمک به شما در جهت اقدام کردن است.
2.    روش آیوی لی (Ivy Lee Method): لیستی از کار‌های در دست اقدام تهیه کنید حاوی شش تا از مهم ترین کارهایی که فردا باید آن‌ها را انجام دهید؛ آیتم‌های موجود در آن لیست را اولویت بندی کنید؛ و به ترتیب شروع کنید به انجام دادن آن‌ها. هدف از این روش این است که به شما کمک کند که مهم ترین کارهای موجودتان را قبل از دیگر کارها به انجام برسانید.
3.    استراتژی ساینفلد (Seinfeld Strategy): یکی از عادت‌های خودتان را انتخاب کرده و بر روی تقویم روزهایی که به انجام آن مبادرت می‌ورزید را با علامت X مشخص کنید. هدف از این روش این است که به شما کمک کند در انجام کارهای خوب ثبات قدم داشته باشید و رفتارهای نیکوی شما زنده نگه داشته شوند.
حالا بگویید کدامیک از این روش‌ها کامل و بی نقص هستند؟ مسلماً هیچ کدام. اما اگر آنها را با هم ترکیب کنید، آنگاه استراتژی‌ای خواهید داشت که می‌تواند به شما کمک کند فوراً دست به کار شوید (قانون 2 دقیقه)، استراتژی‌ای که می‌تواند به شما کمک کند با بهره‌وری و کارآمدی بیشتری برای تک تک روزهای زندگی‌تان برنامه ریزی کنید، (روش آیوی لی)، و استراتژی‌ای که می‌تواند به شما کمک کند در بلندمدت ثبات قدم‌تان را حفظ کنید (ساینفلد استراتژی).
مجبورید مجموعه‌ای از مدل‌های ذهنی را با یکدیگر ترکیب کنید چون هیچ کدام از این چارچوب‌ها نمی‌توانند در همه‌ی شرایط کارآمد باشند.

انجام بهترین کار به وسیله‌ی هر آن‌چه در دست داریم
این‌که بپذیریم همه‌ی مدل‌ها در برخی از موارد دچار نقص هستند دلیل بر این نیست چشم‌مان را بر روی واقعیت‌ها ببندیم. ما به عنوان یک جامعه باید در جستجوی بهترین پاسخ‌ها باشیم، به دنبال بهترین شواهد بگردیم، و تلاش کنیم دقت دانش‌مان را بیش از پیش افزایش دهیم.
در سوی دیگر این طیف، یک خطر معمول هم وجود دارد. اغلب افراد وقتشان را روی این موضوع تلف می‌کنند که ببینند آیا چیزی کامل و تمام هست یا خیر، در حالیکه همین افراد باید تمام هم و غم خود را مصروف این نمایند که ببینند آیا آن چیز در عمل برای بشر مفید هست یا خیر.
ما در جهانی مملو از عدم قطعیت‌ها زندگی می‌کنیم، با این حال نمی‌توانیم دست از کارهایمان بکشیم و باید آن ها را انجام دهیم. این مسئولیت ما است که روشی برای تفکرمان درباره ی جهان توسعه دهیم که بتواند به بهترین نحو ممکن حقایق موجود در آن را پوشش دهد، با این حال نباید چنان به این موضوع بچسبیم که از عملگرایی باز بمانیم و صرفاً به تئوری‌ها مشغول شویم. دانیل گیلبرت، استاد دانشگاه‌ هاروارد می‌گوید، «جهان این قدر لوکس و مجلل نیست که منتظر ما بماند تا قبل از دست زدن به اقدام، بهترین راه حل و کامل‌ترین پاسخ را برای آن بیابیم.»
پاسخ‌های ناقص و در عین حال منصفانه بهترین ابزاری است که داریم. تمرکزتان را بگذارید روی کاری که عملی و شدنی است و برای انجامش آستین بالا بزنید. هر یکی از مدل‌های ذهنی ما در برخی از شرایط اشتباهند، اما نکته مهم این است که آیا در مجموع  فایده‌ای برایمان دارند یا خیر.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.