مقاله

فقدان تعادل در کار و زندگی

عکس: بادران

نوشته: جیمز کلیر

 فقدان تعادل در کار و زندگی
تصمیم گیری، درس‌های زندگی، مهارت‌های زندگی، رفتار شناسی
نوشته: جیمز کلیر

یکی از روش‌های تفکر در مورد تعادل در کار و زندگی به واسطه مفهومی است که تحت عنوان نظریه‌ی چهار شعله شناخته می‌شود. این نظریه‌ها به همان شیوه‌ای که اولین برای برای خودم شرح داده شد آورده شده است:
تصور کنید زندگی شما اجاقی است که چهار شعله دارد. هر شعله آن نماد یکی از چهار جنبه اصلی زندگی شماست.
1.    اولین شعله نشان دهنده خانواده شما است.
2.    شعله دوم دوستان شما هستند.
3.    سومین شعله سلامتی‌تان است.
4.    و شعله چهارم کار و شغل شما است.
نظریه‌ی چهار شعله می‌گوید، «برای نیل به موفقیت باید یکی از شعله‌هایتان را خاموش کنید. و برای این‌که واقعاً‌ در زندگی موفق شوید، باید دو شعله را خاموش کنید.»


سه دیدگاه درباره‌ی چهار شعله
واکنش اولیه‌ی من به تئوری چهار شعله این بود که به دنبال راهی برای دور زدن آن بگردم. «آیا می‌توانم هر چهار شعله را روشن نگه دارم و موفق هم بشوم؟» برایم عجیب بود.
شاید بتوانم دو شعله را با هم ترکیب کنم. «اگر خانواده و دوستان را در یک دسته قرار دهم چطور؟»
شاید بشود سلامتی و کار را با هم ترکیب کرد. «مدام می شنوم که می‌گویند تمام طول روز را یکجا بنشینی سلامتی‌ات از دست می‌رود. اگر یک میز ایستاده بگیرم چطور؟» حالا می دانم چه فکری درباره ی من می‌کنید. این‌که فکر کنی می‌توانی با خریدن یک میز ایستاده سلامتی‌تان را حفظ کنید مثل این است که فکر کنید با نبستن کمربند ایمنی‌تان در هواپیما شورش به راه انداخته اید، یا چیزی از این قبیل.
خیلی زود متوجه شدم دارم این راه‌حل‌های من در آوردی را اختراع می‌کنم چون نمی‌خواهم با این واقعیت روبرو بشوم که دنیا دنیای بده بستان است. اگر بخواهید در کار و در ازدواج‌تان نسبت به دیگران برتری داشته باشید لاجرم باید سلامتی و دوستان‌تان را فدا کنید. اگر دوست دارید سالم بمانید و به عنوان یکی از والدین موفق عمل کنید، باید خودتان را برای چشم پوشی از جاه طلبی‌های حرفه‌ای و کاری آماده کنید. البته آزادید وقت‌تان را به تساوی میان این چهار شعله مختلف تقسیم کنید، اما باید به یاد داشته باشید که در آن صورت دیگر نخواهید توانست در هیچ کدام از آن جنبه‌های به پتانسیل کامل خودتان دست پیدا کنید.
اساسا مجبوریم بین این گزینه‌ها دست به انتخاب بزنیم. آیا ترجیح می‌دهید زندگی نامتعادلی داشته باشید اما در جنبه‌ی خاصی از زندگی عملکرد عالی از خودتان نشان دهید؟ یا می‌خواهید زندگی متعادلی داشته باشید اما هیچ وقت در یکی از چهار جنبه از حداکثر پتانسیل‌تان استفاده نکنید؟
بهترین راه ایجاد تعادل در کار و زندگی چیست؟  من ادعا نمی‌کنم در این کار موفق شده‌ام اما سه روش برای تفکر درباره‌ی نظریه‌ی چهار شعله می‌شناسم.
 
گزینه 1: برون سپاری شعله‌ها
ما همیشه برخی از جنبه‌های زندگی‌مان را برون سپاری می‌کنیم. مثلاً فست فود می‌خریم و غذای خانگی صرف نظر می‌کنیم. لباسهایمان را به خشکشویی می بریم تا مجبور نشویم در لباسشویی وقت‌مان را تلف کنیم. ماشین‌مان را می بریم تعمیرگاه تا مجبور نشویم یکی دو پیچ ساده را خودمان باز و بسته کنیم.
برون سپاری بخش‌های کوچکی از زندگی به شما این اجازه را می‌دهد که در وقت صرفه جویی کرده و وقت باقی مانده را در جای دیگری صرف کنید. آیا می‌شود همین راهکار را در مورد یکی از چهار شعله زندگی به کار برد تا وقت آزادی برای رسیدگی به سه شعله باقی مانده به دست آورد؟
کار بهترین مثال است. برای خیلی از افراد کار داغترین شعله اجاق گاز است. این‌جا جایی است که آنها بیشترین زمان خودشان را صرف می‌کنند و آخرین شعله‌ای است که خاموش می‌شود. بر اساسا نشریه فوق، کارآفرینان و صاحبان کسب و کار می‌توانند شعله کار را برون سپاری کنند. آنها این کار را با استخدام کارکنان‌شان انجام می‌دهند.
در مقاله‌ای تحت عنوان 3 مرحله شکست، داستان آقای سام کارپنتر را برای مخاطبین تعریف کردم. این داستان درباره‌ی ایجاد سیستم‌های کسب و کاری است که به وی امکان داد در هفته فقط 2 ساعت کار کند. او کسب و کار روزانه‌اش را برون سپاری کرد در حالی که باز هم درآمد و مزایای مالی شغل تمام وقتش را حفظ کرده بود.
پدر و مادر مثال دیگری است. پدر و مادر شاغل اغلب مجبورند شعله‌ی خانواده با گذاشتن فرزندان‌شان در مهد کودک و یا استخدام پرستار بچه «برون سپاری» کنند. شاید نامیدن این کار تحت عنوان برون سپاری به نظر ناعادلانه باشد اما —مانند مثال کار— پدر و مادر برای حفظ شعله مذکور به فرد دیگری هزینه پرداخت می‌کنند تا بتوانند از وقت خودشان در جای دیگری بهره ببرند.
مزیت استفاده از برون سپاری این است که می‌توانید شعله را روشن نگه دارید بدون این‌که مجبور باشید همه‌ی وقت‌تان را صرف آن کار کنید. متاسفانه خارج کردن خودتان از معادله عیب دیگر این کار به شمار می‌رود. بسیاری از کارآفرینان، هنرمندان و مخترعین، تا جایی که من می‌دانم، اگر کاری نداشته باشند که به عنوان کار روزانه شان انجام بدهند به شدت احساس بی حوصلگی و هدف نداشتن می‌کنند. تقریباً هر پدر و مادری که می‌شناسم ترجیح می‌دهد به جای گذاشتن بچه در مهد کودک خودش با فرزندان وقت بگذراند.
برون سپاری شعله را روشن نگه می‌دارد اما آیا سوختن شعله همان هدفمندی و معنا بخشی سابق را دارد؟

گزینه 2: محدودیت‌ها را بپذیرید
 یکی از خسته کننده‌ترین بخش‌های نظریه‌ی چهار شعله این است که روی پتانسیلی از شما که بکر و دست نخورده مانده نور می‌تاباند و آن را پیش چشم‌تان روشن می سازد. فکر کردن به این موضوع آسان است که، «اگر فقط کمی وقت بیشتری داشتم می‌توانستم پول بیشتری در بیاورم یا مثلاً بیشتر ورزش بکنم یا وقت بیشتری به خانه و خانواده ام اختصاص بدهم.»
یکی از روش‌های مدیریت این مشکل این است که به جای این‌که ذهن‌تان را درگیر بیشتر کردن وقت بکنید، پیدا کنید چطور می‌توانید از وقت موجود استفاده حداکثری بنمایید. به عبارت دیگر محدودیت‌های‌تان را بپذیرید. از خودتان بپرسید، «با فرض موجود بودن این محدودیت‌های خاص، چطور می‌توانم تا حد ممکن کارآمد باشم؟»
به عنوان مثال:
•    فرض کنید فقط می‌توانم از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر کار کنم، چطور می‌توانم در این بازه پول بیشتری در بیاورم؟
•    فرض کنید روزی فقط 15 دقیقه وقت برای نوشتن دارم، چطور می‌توانم با حداکثر سرعت نگارش کتابم را به پایان برسانم؟
•    فرض کنید هفته‌ای فقط 3 ساعت می‌توانم ورزش کنم، چطور می‌توانم بهترین فرم بدنی ممکن را به دست بیاورم؟
این نوع سوال کردن از خود باعث می‌شود تمرکز ذهنی شما از موضوعی منفی (نگرانی در مورد نداشتن زمان کافی) به سوی موضوعی مثبت معطوف گردد (بیشتر برداشت از منابع موجود). علاوه بر آن، محدودیت‌هایی که به خوبی تعیین و تبیین شده باشند در واقع خود می‌توانند عملکرد شما را بهبود ببخشند.
البته این کار معایبی هم دارد. پذیرش محدودیت‌ها به معنی آن است که شما از پتانسیل کمتری نسبت به توان کامل خود استفاده می‌کنید. بله، صد البته راه‌های هست که بتوانید «هوشمندانه‌تر و نه لزوماً سخت‌تر» کار کنید، اما در هر حال نمی‌توانیم چشممان را بر واقعیت صرف وقت بیشتر ببندیم. اگر زمان بیشتری بر روی سلامتی یا روی روابط‌ خانوادگی‌، یا روی کار‌تان سرمایه گذاری کنید تنها در همان جنبه‌ها شاهد پیشرفت بیشتری خواهید بود.

گزینه 3: فصول زندگی
روش سوم مدیریت چهار شعله زندگی تقسیم زندگی به فصل‌های مختلف است. چه می‌شد اگر به جای تلاش دایم برای ایجاد تعادل در کار و زندگی، می‌توانستید زندگی‌تان را به فصل‌های تقسیم کنید که در هر یک روی یکی از جنبه‌های زندگی تمرکز کنید؟
در هر یک از این فصل‌ها ممکن است تنها یکی از شعله‌های زندگی شما اهمیت زیادی داشته باشد. مثلاً وقتی در دهه‌ی 20 تا 30 زندگی هستید و هنوز صاحب فرزند نشده‌اید، زمان بیشتری برای رفتن به باشگاه ورزشی یا دنبال کردن جاه طلبی‌های حرفه‌ای دارید. شعله‌های سلامتی و کار را می‌توان کاملاً بالا بکشید. چند سال بعد از آن، ممکن است تشکیل خانواده بدهید و ناگهان شعله‌ی سلامت شما پایین کشیده شود و در عوض شعله‌ی خانواده تا حد ممکن بالا کشیده شود. با گذشت یک دهه‌ی دیگر ممکن است به فکر احیای روابط با دوستان قدیمی بیفتید یا دنبال یک ایده کاری بروید که مدت‌ها بوده ذهن شما را درگیر خود کرده بود.
لازم نیست کتمام عمر روی رویاهای‌تان خط بطلان بکشید. اما کمتر زمانی در زندگی پیش می‌آید که بتوان هر چهار شعله را با هم بالا نگه داشت. شاید لازم باشد در این فصل از زندگی از خیر یکی از شعله‌ها بگذرید. می‌توانید در طول زندگی همه‌ی شعله‌ها را بالا نگه دارید اما نمی‌توانید این کار را همزمان انجام دهید. به قول نِیتِن باری، «با هر آن‌چه در دست دارید به هدف‌تان متعهد بمانید؛ فقط برای یک فصل البته.»
بعلاوه اغلب وقتی تمام انرژی‌تان را مصروف یکی از جنبه‌ها می‌کنید این کار اثر فزاینده هم دارد. در بسیاری از موارد می‌توانید با اختصاص دادن تمام وقت و انرژی‌تان به تنها یکی از جنبه‌ها در عرض چند سال معدود نتیجه بسیار بهتری از وقتی بگیرید که پنجاه سال مداوم بخواهید آن کار را انجام دهید. شاید بهتر باشد در فصول زندگی همواره یکی از جنبه‌ها دچار عدم تعادل باشد اما این عدم تعادل باید به صورت گردشی میان جنبه‌های مورد نیاز آن فصل خاص دست به دست شود.
در پنج سال گذشته من در فصل کارآفرینی قرار داشته‌ام. یک کسب و کار موفق ساخته ام، اما هزینه‌‌اش را هم پرداخته‌ام. شعله‌ی دوستان و خانواده‌ام را مدت‌هاست تا نیمه پایین کشیده‌ام.
شما در چه فصلی از زندگی‌تان قرار دارید؟

تعادل کار و زندگی: کدام شعله را خاموش کرده‌اید؟
نظریه‌ی چهار شعله حقیقتی را نشان می‌دهد که همه‌ی افراد باید با آن کنار بیایند: هیچ کس دوست دارد به وی بگویند نمی‌تواند همه چیز را با هم داشته باشد، اما همه افراد به هر حال دارای محدودیت در وقت و انرژی هستند. هر گزینه‌ای یک هزینه‌ای دارد.
کدام شعله را خاموش کرده‌اید؟

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.