مقاله

ثابت قدم بودن کمال گرایی نیست

عکس: بادران

نوشته: جیمز کلیر

  احتمالاً متوجه شده‌اید که ثبات قدم مهم برای پیشرفت، انجام بهتر کار، سلامت جسمانی، و دستیابی به برخی سطوح موفقیت در بسیاری از زمینه های زندگی اهمیت زیادی دارد.
من اغلب در مورد قدرت ثبات قدم نوشته‌ام: چرا تکرار مهم‌تر از کمال مطلوب است (اینجا) چگونه دستاوردهای کوچک منجر به رسیدن به نتایج بزرگ می‌شوند (اینجا) و چرا عادت کردن به خستگی و ملال ناشی از تکرار برای تسلط در کار ضروری است (اینجا).
اما همین که متوجه قدرت ثبات قدم شدید خطری که همواره در توام با این علم وجود دارد سر و کله‌اش پیدا می‌شود. این خطر چیزی نیست جز سقوط در طرز فکر «همه یا هیچ» یا «صفر و صدی».
طبق معمول، لازم نیست بگویم همه چیز را در این باره نمی‌دانم، اما اجازه دهید در مورد چگونگی ثبات قدم داشتن بحث کنیم و بینیم بر اساس علم و دانش و یافته‌های پژوهش‌های مختلف، چطور میتوانیم از اشتباهات رایج و مشکلات ناشی از آن‌ها در این زمینه اجتناب کنیم.

طرز فکر همه یا هیچ
همین که متوجه ضرورت ثبات قدم برای موفقیت شدید، به طور بالقوه آماده‌اید که به راحتی در دام وسواس ثبات قدم بی وقفه بیفتید.
برای مثال:
•    سعی دارید وزن کم کنید؟ براحتی می‌توانید خودتان را متقاعد کنید که اگر رژیم غذایی‌تان را به طور کامل رعایت نکنید، دیگر شکست خورده‌اید.
•    تصمیم دارید هر روز مدیتیشن کنید؟  مراقب باشید درگیر این فکر نشوید که حتی یک روز نباید در برنامه‌تان وقفه بیفتد و در نتیجه گرفتار استرس پایبندی سفت و سخت به برنامه‌ هر روزه انجام مراقبه بشوید.
•    دنبال این هستید که به نویسنده‌ای موفق تبدیل بشوید؟ به سرعت ممکن است دچار این تلقین ذهنی شوید که نویسندگان موفق هر روز باید بدون حتی یک روز بیکاری بنویسند. (همین مسئله در مورد هنرمندان و ورزشکاران، از هر نوعی که باشد، مصداق دارد.)
به عبارت دیگر، مغالطه بین داشتن ثبات قدم و کمال گرایی مطلق خیلی راحتی اتفاق می‌افتد. و این مشکل بزرگی است زیرا هیچ حاشیه امنی برای خطاها، اشتباهات و موارد اضطراری باقی نمی‌ماند. (حتماً‌ متوجه منظورم هستید. همان اتفاقاتی که برای هر فردی ممکن است رخ دهد.)
این قضاوت عجولانه از خود زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخواهیم روی دانش موجود در قفای شکل‌گیری عادت‌ها و بهبود مستمر نیز حساب کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد که صرف نظر از عادتی که دارید برای ایجاد آن تلاش می‌کنید، یک روز خروج از برنامه‌ی منظم هر روزه هیچ تاثیر قابل توجهی بر موفقیت شما در طولانی مدت ندارد. (برای مطالعه بیشتر نتایج تحقیق به اینجا مراجعه کنید.)
به عبارت دیگر، آنچه اهمیت دارد سرعت متوسط است نه حداکثر سرعت. شکست‌های روزانه مانند چراغ قرمز‌هایی هستند که در مسیر حرکت شما قرار دارند. وقتی دارید رانندگی می‌کنید، گاه و بیگاه با این چراغ قرمز‌ها روبرو می‌شوید. اما اگر بتوانید متوسط سرعت‌تان را به خوبی حفظ کنید، براحتی و با وجود توقف‌‌ها و تاخیر‌های طول راه، راس ساعت به مقصد خواهید رسید.

ایده در عمل
دوستم جاش هیلیس مربی کاهش چربی است.
جاش هنگام کار با مشتری‌ها به هیچ وجه زحمت اندازه‌گیری کالری‌های مصرفی روزانه آن‌ها را به خود نمی‌دهد. او فقط به مجموع کالری‌هایی که در پایان هر هفته از دست داده‌اید توجه می‌کنید و برنامه بعدی‌اش را بر آن اساس تنظیم می‌کند.
حال می‌توانید متوجه شوید این استراتژی چقدر با برنامه‌های و رژیم‌های غذایی معمول متفاوت است. جاش اهمیت به این نمی‌دهد که شما در هر وعده غذایی چه چیزی می‌خورید. او نگرانی ندارد بابت این‌که یک بار از روی سهو اشتباه کرده و رژیم تان را رعایت نکنید یا یکی دو بار در هفته ناپرهیزی کنید. او متوجه این موضوع هست که اگر در طول هفته «سرعت متوسط»‌تان را در کاهش کالری‌ها رعایت کنید، وعده‌های غذایی‌تان دیگر اهمیتی نخواهد داشت.
قویاً به این نتیجه رسیده‌ام که این بهترین راه برای در نظر داشتن ثبات قدم و پیشرفت در تقریبا هر کاری است. از روی قصد قبلی تصمیم ندارم اشتباه کنم، اما اگر به هر دلیلی اشتباهی مرتکب شدم، به خودم این امکان را داده‌ام که پیشرفتم را در بازه‌ی زمانی طولانی‌تری ببینم و به پیشرفت روزانه یا ناشی از یک اتفاقی اهمیت قایل نشوم.

چطور می‌توان ثبات قدم داشت: برنامه‌ریزی برای غفلت
ثبات قدم برای موفقیت در هر موضوعی ضروری است. شکی نیست که مهارت و تسلط در کارها هیچ راهی به جز پرکاری ندارد. کار نیکو کردن از پر کردن است.
اما اگر می‌خواهید سلامت عقل‌تان را حفظ کنید، استرس‌تان را کاهش و شانس‌تان را برای موفقیت طولانی مدت افزایش دهید، باید از قبل برای غفلت‌ها و کوتاهی‌ها برنامه‌ریزی کرده و سپس تمرکزتان را روی ثبات قدم بگذارید.  طبق تحقیقاتی که در به دست استاد کلی مک کانیگال از دانشگاه استنفورد انجام شده نشان داده است که اولین و مهم‌ترین دلیل چرایی محو شدن اراده و ناکامی افراد در داشتن ثبات قدم در انجام عادت‌ها و اهدافشان این است که این افراد هیچگاه هیچ برنامه‌ای برای غفلت‌های موقتی و موضعی نداشته‌اند.
برنامه ریزی برای عدم موفقیت به این معنا نیست که خودتان دارید انتظار شکست یا غفلت را می‌کشید، بلکه به این معنا است که در صورت بروز اشتباه و خطا می‌دانید باید چه بکنید و چطور به ریل اصلی باز گردید. اگر تنها روی کامل بودن تمرکز کنید در دام همه‌ یا هیچ یا صفر و صدی خواهید افتاد.
در ضمن اگر متوجه باشید که شکست‌های موقتی تاثیر کمی در موفقیت بلند مدت شما دارد، راحت‌تر از پس شکست بر آمده و خودتان را به ریل صحیح باز خواهید گرداند. ثبات قدم داشتن با کمال گرایی دو چیز کاملاً جداست.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.