مقاله

4 روش برای پیش افتادن از رقبا در کسب و کار

عکس: بادران

لوئیس‌هاوز (Lewis Howes)، لوئیس‌هاوز نویسنده کتاب مدرسه عظمت (The School of Greatness)، است. او یک کارآفرین در زمینه سبک زندگی، یک مربی در رشته کسب و کار و سخنران اصلی بسیاری از کنفرانس‌هاست. او پیشتر بازیکن فوتبال حرفه‌ای بوده و هم اکنون عضو تیم ملی هندبال مردان آمریکاست.‌هاوز مجری پادکست‌های مدرسه عظمت بوده و توسط اوباما، رئیس جمهور کنونی ایالات متحده به عنوان یکی از 100 کارآفرین برتر کشور زیر 30 سال شناخته شده است. او در نشریات نیویورک تایمز ، پیپل ، منز هلث ، تودی شو ، و دیگر رسانه‌های بزرگ مطلب می‌نویسد

 مسیر کسب منافع پر از برتری‌های ناعادلانه است.
به جمله بالا فکر کنید. به همین دلیل بعضی از بهترین ایده‌ها ممکن است به شکست منتهی شوند و نیز به همین دلیل برخی از افراد عادی و متوسط می‌توانند به موفقیت‌های زیادی دست پیدا کنند. این افراد در جایی از مسیر نوعی مزیت رقابتی داشته‌اند.
اما روشی وجود دارد که می‌تواند از آن طریق از رقبای‌تان پیش بیفتید. مزایای ناعادلانه را پیدا کنید یا بوجود آورید. چهار روش که با کمک آن‌ها می‌توانید رقبا‌یتان را پشت سر بگذارید عبارتند از:

1.نیروی تان را روی نقاط ضعف بگذارید:
حتی اگر رقیب شما محصولی بهتر دارد و می‌خواهد آن‌ را با قیمتی پایین تر به فروش برساند، هنوز هم می‌توانید برنده شوید. هر شرکت رقیبی نقاط ضعفی دارد؛ جاهایی هست که برند شما می‌تواند در آن مکان‌ها  نتایج بهتری کسب کند. چیزهایی مانند خدمات پس از فروش به مشتریان داخلی و یا گارانتی بلند‌مدت‌تر در مورد یک محصول، اگر درست انجام شود، می‌تواند نتایج مثبت زیادی به بار آورد.
کار شما پیدا کردن این نکات و بهره برداری از آنها در بازاریابی و معرفی محصولاتتان است. بگذارید مشتریان بالقوه‌تان بدانند چرا این نکات برای‌تان اهمیت دارند و چرا محصول شما را به انتخاب بهتری تبدیل می‌کنند.

2. ارزشمند بودن :
منظور به حداکثر رساندن ارزش و به حداقل رساندن ضایعات است. ارزش اشاره به ویژگی‌هایی دارد که مشتری حاضر است بهایی برایش بپردازد و ضایعات تمام چیز‌های دیگر هستند.
این بدین معنی است که باید در تماس مداوم با مشتریان خود باشید و همیشه بدانید چرا دارند محصول شما را می‌خرند. از آن‌ها بپرسید که چطور می‌توانید کیفیت محصولاتتان را بالا ببرید. هر ویژگی اضافی که محصولاتان دارد، هر چقدر هم که جذاب باشد، اگر مشتریا‌نتان آن را نمی‌خواهند باید حذف شود.

3. دنبال مشتریان بزرگ باشید.
مشتریان بزرگتر اغلب می‌توانند به کسب و کار بیشتر و درآمد افزایش یافته تر منتهی شوند که به نوبه خود، به معنی منابع بیشتر جهت بازاریابی و استخدام کارمندان جدید است. در همین حال، به مشتریان بزرگ راحت تر می‌توان خدمات رسانی کرد تا شرکت‌های کوچکتر. این پدیده چیز عجیب و غریبی است، اما گاهی اوقات شرکت‌های کوچکتر نیاز بیشتری به دستگیری و کمک دارند و مسائل خدمات رسانی بیشتری از شرکت‌های متوسط، با سیستم‌های استقرار‌ یافته ایجاد می‌کنند.
علاوه بر این، در ملاقات با دیگر مشتریان بالقوه در آینده، مشتریان بزرگتر می‌توانند اعتبار بیشتری برای شما بیاورند.
اما اگر فکر کردن به نزدیکی به افراد بزرگتر شما را می‌ترساند اصلاً نگران نباشید. اندازه کوچک‌تر شما باید برای‌تان یک مزیت باشد، چون به شما امکان می‌دهد تحرک بیشتری داشته و به طور مستمر به مسائل پیرامونی‌تان فکر کنید. همچنین این ایده را جای بیندازید که ایجاد یک تغییر در فروشنده حس طراوت را به پروژه‌ای که در حال کار بر روی آن هستید تزریق خواهد کرد.

4. اعداد خود‌تان را بدانید:
تعجب می‌کنم چرا بسیاری از بازاریابان از اعداد مهمی که می‌تواند باعث رشد یا توقف کسب و کار‌شان باشد بی خبر هستند. چند عدد از اعداد و اصول اولیه‌ای که هر بازار‌یاب باید همواره آن‌ها را زیر نظر داشته باشد عبارتند از:

 ACV(میانگین ارزش مشتری)  : مخفف (Average Customer Value) مقدار پولی است که هر مشتری به طور متوسط  طی یک دوره زمانی معین برای کالای شما هزینه می‌کند.
CPA  (هزینه کسب هر سود) : این هزینه‌هایی است که شما هر بار پرداخت می‌کنید تا یک مشتری جدید پیدا کنید.
RO(بازگشت سرمایه)
break-even (بریک ایون) : معادل حجم فروشی است که باید بدست آید تا هزینه‌های انجام گرفته برای فروش کالا را پوشش دهد.

هر بازاریاب می‌تواند اعداد مختلفی داشته باشد، اما این اعداد را برای کسب و کار‌تان محاسبه کرده و سپس خودتان را متعهد به پیگیری و اصلاح آن‌ها بنمایید.
کسب و کار هم درست مثل فوتبال، بازی سانتی‌متر‌ها است که نتیجه کوچکترین پیشرفت یا داشتن کمترین مزیتی در آن می‌تواند از پیروزی تا شکست باشد.

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.