مقاله

چرا باید پل‌ها را خراب کرد وقتی می‌شود آنها را ساخت؟

عکس: بادران

نوشته: ریچارد برانسون (Richard Branson)، موسس و مالک سهام عمده گروه ویرجین (Virgin Group)

   یکی از بهترین چیزها در مورد این‌که مادام‌العمر کارآفرین باشم این است که هیچ وقت رئیس بد نداشته‌ام، در واقع اصلاً تا حالا هیچ‌وقت رئیس نداشته‌ام! یکی از اشکالاتی که ممکن است از نظر مردم این حالت داشته باشد این است که هیچ وقت نشده من با عصبانیت از در اتاق رئیسم داخل بشوم و فریاد بزنم: «من دیگه این جا کار نمی‌کنم!» با این حال، من همیشه به همه توصیه کرده‌ام هر چقدر هم که وسوسه شده باشید، هرگز دست به چنین کاری نزنید.
به هر قیمتی که باشد، تنها وقتی این کار را بکنید که می‌خواهید شغلی که از آن رضایت ندارید را رها کنید و به دنبال چیز با ارزش‌تری بروید، مثل زمانی که می‌خواهید یک کسب و کار جدید برای خودتان راه بیندازید. اما همیشه روی روش ترک محل کار‌ دقت نظر داشته باشید. ممکن است پشت سر گذاشتن محل کار قبلی با حسی از شکوه و غرور خیلی وسوسه‌انگیز باشد، اما یادتان باشد این کار می‌تواند فرصت‌های هیجان انگیز زیادی را از شما گرفته و ترک همکاران‌تان را به چیزی معادل ضربه زدن به موقعیت‌های کاری بالقوه تبدیل کند. برای این‌کار دلایل خودتان را توضیح دهید، دیدگاه خودتان و ایده‌هایی که برای آینده دارید را با آنها در میان بگذارید و سعی کنید همواره با آنها در تماس باشید. چه کسی از آینده خودش خبر دارد؟

یکی از موارد عالی در مورد شرکت ویرجین وجود دارد این است که زمانی آدم‌های با استعداد ما را ترک می‌کنند که اغلب به دنبال راه‌اندازی کسب و کارهای جدید و درخشانی هستند. به عنوان مثال تونی فرناندز (Tony Fernandes) را در نظر بگیرید که بخش مالی ویرجین رکوردز را ترک تا مدیریت شرکت هواپیمایی ایرآسیا را بر عهده بگیرد. یا تام الکساندر (Tom Alexander) که ویرجین موبایل را ترک کرد تا عمری دوباره به شرکت دابل ای (EE) ببخشد. یا تالی آزبورن (Talli Osborne) که شرکت ویرجین موبایل کانادا استار را رها کرد تا حرفه سخنرانی‌های الهام بخش خود را راه‌اندازی کند. همه این افراد با بهترین آرزوهای شرکتی که آن را ترک می‌کردند از آن خارج شدند، و ما هنوز با همه آنها دوست و رفیق هستیم و مطمئنم روزی فرصتی پیش خواهد آمد که با تک‌تک این افراد در آینده نزدیک همکاری داشته باشیم.
در مقام صاحب یک کسب و کار برای شما اهمیت زیادی دارد که هنگام ترک شرکتی که در آن کار می‌کنید، پل‌های پشت سر‌تان را خراب نکنید. شرکت در زبان ساده گروهی از انسان‌هاست و اگر لازم باشد که کسب و کارتان را بفروشید اولویت اول شما باید سلامتی کارکنان‌تان باشد. نمونه‌ای که پیش از همه به ذهنم می‌رسد یکی از سخت‌ترین تصمیماتی بود که در زندگی گرفتم. ما ویرجین رکوردز را به بزرگترین شرکت مستقل ضبط موسیقی کره زمین تبدیل کرده بودیم. من به تازگی با جنت جکسون در یک بالون هوایی قرارداد امضا کرده بودم و به معنای واقعی کلمه در آسمان‌ها سیر می‌کردم.

اما کمپین حقه‌های کثیف هواپیمایی بریتیش ایروویز ضربه سختی به ویرجین آتلانتیک زد و من مجبور شدم به این طرف و آن طرف تلفن بزنم تا شرکت ضبط موسیقی‌مان را بفروشم تا بتوانم از نظر مالی شرکت هواپیمایی‌مان را حمایت کنم تا بتوانیم همچنان به مبارزه با رقبای خودمان ادامه دهیم. وقتی که به خود آمدم دیدم دارم با سرعت، تپه لدبروک گرو در شهر لندن را پایین می‌آیم در حالی که به پهنای صورتم اشک می‌ریختم و یک چک یک میلیارد دلاری داخل جیبم بود. با این حال، در ته قلبم می‌دانستم که تصمیم درستی گرفته‌ام و موفقیت مداوم ویرجین آتلانتیک و گروه گسترده ویرجین (اگر از گسترش سال‌های آتی ویرجین رکوردز صحبتی به میان نیاوریم) در گرو کاری بود که آن روز انجام دادم.
بعد از آن همه خاطرات قشنگ و روز‌های خوبی که در صنعت موسیقی داشتیم ترک کسب و کار موسیقی برایم خیلی سخت بود مخصوصاً که آدم‌های بسیار بسیار عزیز و دوست داشتنی را داشتم ترک می‌کردم. اما به جای این‌که خودم را پشت سنگر مخفی کنم، رفتم دفتر و تک تک کارمندان را بغل کردم و تا همین امروز هم با خیلی از آن افراد در تماس هستم. ویرجین EMI هنوز بخشی از خانواده بزرگ ویرجین است و پس از پشت سر گذاشتن چندین سال سخت، باز هم به آغوش گروه اصلی بازگشته و جای پای خود را محکم کرده است. ما در سال 2013 چهل سال سختی‌های پشت سر گذاشته شده را جشن گرفتیم و روز به روز قوی‌تر شده‌ایم تا این‌که توانستیم برنده عنوان بهترین شرکت ضبط موسیقی سال بشویم و هنرمندان بزرگی همچون امیلی ساند (Emeli Sandé)، باستیله (Bastille)، لورا مارلینگ (Laura Marlin) و جیک باگ (Jake Bugg) را پرورش دهیم.

اواخر پارسال بود که در نیویورک بودم و علامت ویرجین را روی ساختمانی اداری مشاهده کردم. داشتم دور و برم را می‌گشتم تا ببینم چه کسانی در این ساختمان هستند که ناگهان چند نفر از کارکنان ویرجین رکوردز را دیدم که چندین دهه برای ما کار کرده بودند. آنها عاشق نام تجاری، عاشق موسیقی، و عاشق روح حاکم بر شرکت بودند (و عاشق پوستر میک جگر بودند)!
اگر ما در دهه 80 پل‌های پشت سرمان را خراب کرده بودیم این فرصت دلپذیر هیچ وقت به ما روی نمی‌آورد.
بنابراین قبل از این‌که پل‌های پشت سرتان را خراب کنید به کارتان فکر کنید و به جای آن بهتر است به فکر ساختن پل‌های جدید باشید!

0 اظهار نظر

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.